موشک‌ها تسبیح می‌گویند

قلبی تاریک، قلبی روشن

کد خبر: ۱۵۵۵۴۹۵
نویسنده احمد میراحسان

موشک‌ها تسبیح می‌گویند

قلبی تاریک، قلبی روشن

احمد میراحسان

قلبی گلی پژمرده در حیاط مسجدی بمباران شده. قلبی مطمئن و قاضی‌الحاجات، بعد از باب الحوائج، مملو از عشقی فقط و عشقی فقط.

قلب‌های مردمی شکسته

قلب‌های مردمی سرفراز از موشک‌هایی که دستان خدای عزیزند و مکر دو شیطانک خبیث را سوراخ سوراخ می‌کنند

موشک‌ها رهسپار پایگاه‌های ظلماتند.

و مردگان ما از گورها بر می‌خیزند و فرشتگان بال‌هایشان را به آنان می‌بخشند. کودکان شجره طیبه برایشان دست تکان می‌دهند و گیسوان عاشق در باد برایشان آواز می‌خوانند.

باید به بقعه کوهستان دور بروم. به زیارتگاه گل‌های شقایق و به درختان تناور افرا در قلبم بگویم نزد خدا برایم شفاعت کنند. من توبه می‌کنم ازشرک عریان، از اندوه قلبی که از میزهای مذاکره ترس برش داشته بود ـ چنان که گویی خدایی نیست و نه آن‌که برگ از درخت نمی‌افتد اگر او نخواهد. قلبت را به او بسپار‌. قلبت را به او بسپار و شک نکن. کور شوم اگر دروغ بگویم. من خود آخرین برگ درختی بی‌نام را دیدم در باد دیوانه خزان، برگی خشکیده و قهوه‌ای، بی‌کس، باد تازیانه می‌زد و برگ از شاخه رها نمی‌شد.

توبه می‌کنم که اندیشیدم مذاکره‌کنندگان زیر ورقه تسلیم پرندگان هوایی و مرغان دریایی به شکارچی را امضا خواهند کرد و مردم خیانت شده دیگر در پاسخ پرتابه‌های شیطان موشک نقطه زن سید مجید را نخواهند دید. چرا از یاد بردم که تنها اراده یکتا فرمان می‌راند و شکست از گناهان سر بر می‌آورد و ما خدا داریم و خدا با ماست‌ـ

بر پشت همه موشک‌ها بنویسید خدا هست و ما منتظریم. بنویسید و قلب را به خدا بسپارید و باور کنید خدا پیروز جاودانه است و از قلوب باخبر است و نهج‌البلاغه کتاب مذاکرات تسلیم نبود.

★★★★★

می‌دانی وحدت ساحات یعنی چه؟

خواستند بگویند خدا مرده است، قلب بی قلب، ما ماشین محاسبات بده بستانیم، برادران شغاد باشند و قابیل و به نفع ما نیست از ۱۲ میلیارد، ولو ۶ میلیارد چشم‌پوشی کنیم. نقشه دو شیطان کامل بود، مو لای درزش نمی‌رفت‌: ایرانی پیمان‌شکن اسلامی معامله‌چی و نصرتی افسانه! چرا که از ابلیس جز سیاهی زاده نمی‌شود. و دوست داشتن باید ریشه‌کن شود. و آتش‌بس چه بود جز نیرنگ ننگ سکوت ما، زمانی که به جنوب لبنان چون دختری بی‌پناه تجاوز می‌شد و از شکاف در سینه و سوراخ در پیشانی نبطیه خون فواره می‌زد.

و من توبه می‌کنم برای بد‌گمانی به استجابت دعای ماگنولیا‌های ضاحیه و زیتون‌زارهای بشاله‌ی لبنان. خدایا تو سمیع و بصیر و علیمی.

خدایا، زمین تیره است، آسمان رهایم نکند. خدایا نبطیه چکمه‌های خونین صهیونیست‌ها را فرو ببلعد و در صیدا شعله قاتلان را صید کند و موشک‌های برای زیستن، درندگان را دفن کنند و ما برادران یوسف نباشیم. خدا! لبنان را به چاه نسپاریم و خانه آبی‌مان، آبراهه هرمز را به شیطان. و این دعا یعنی خدا به قتل نمی‌رسد و فروغ در ما زنده است و ما طاغوت و فرعون را به جهنم روانه خواهیم کرد. ما خوب متحدان ابلیس را می‌شناسیم شاهزادگانی گاو، گاوهای شیرده و امیرانی تاریک از بردگی و فحشا و خیانت، اما متحدان ما سدره‌المنتهی و سید‌حسن نصرالله هستند. و ما برادران‌مان را مرز جنوب تا زیتون‌زاران شمال رها نخواهیم کرد.

من طرفدار فشار بی‌مهار برق قوی هستم. گلویش را رها نکن. و نمی‌دانم چرا باید مذاکرات جاده صاف‌کن تنفس مصنوعی برای ترامپ باشد و او را از فشار نجات دهد و نفت به بشکه‌ای ۲٠٠ دلار نرسد؟ بگذار شبکه شیطان فلج شود و دست از سر تنگه هرمز بردارد. من توبه می‌کنم زیرا خدا را فراموش کردم و اندیشیدم حماقت و ترس و سازش برما غلبه خواهد کرد. ناقه معجزه برآمده از کوه را پی و پاهای شتر را به آمریکا هدیه خواهیم کرد.

در هوا دور نمی‌شود امواج، نه صدای تو امام شهیدم و نه تپش دریاهای محاصره‌نشدنی عشق. آنان پیمان می‌بندند دیگر برای خر شدن‌مان مذاکره نکنند، برای خرید دروغی به نام بازپس‌گیری پول‌های خودمان از دزدان سر گردنه و تک چشم‌های دریایی. پولی که باید از حلقوم‌شان بیرون کشید. اما اکنون پولی موهوم است برای وعده علوفه تا که خرمان بشمار آورند و هرگز علوفه‌ای هم در میان نخواهد بود. اما ترامپ و نتانیاهو بدانند بر گورشان علف‌های هرز را چراگاه چارپایان‌مان خواهیم کرد.

★★★

موشک‌ها تسبیح می‌گویند

قلبی تاریک قلبی روشن.

قلبی گلی پژمرده در حیاط مسجدی بمباران شده. قلبی مطمئن آن ور قاضی‌الحاجات، بعد از باب‌الحوائج، مملو از عشقی فقط، و عشقی فقط.

قلب‌های کدر، قلب‌های مردمی شکسته، سرشکسته.

و قلب‌های سپیده دم، قلب‌های مردمی سرفراز از موشک‌هایی که دستان خدای عزیزند. و مکر دو شیطانک خبیث را سوراخ سوراخ می‌کنند.

موشک‌ها رهسپار پایگاه‌های ظلماتند. رهسپارند تا تنگه هرمز سالی صدمیلیارد دلار خداداد عزیزی شود، گل به دروازه آمریکا، خاکستر فریب علوفه و فروش شش میلیارد وهم!

موشک‌ها پایان دادند به وانموده یاوه‌ آن مذاکره که یعنی آماده‌ایم، ما را فریب دهید. شب را روز بنامیم. بجای طوق ملعنت به گردن ترامپ و نتانیاهو و تف باران‌شان در تمام خیابان‌های جهان، کوچه باز کنیم بگریزند. و باکمال ادب گریبانش را رها کنیم برای جنگی دیگر. توانفرساتر! دم‌های شیطان می‌جنبد ومردم نگران می‌پرسند آیا همه پیروزی‌ها را پشت پرده مذاکره می‌دهند برود؟ تا شب بیاید و بدون ستاره‌های امید‌وار. آیا ما همان قومیم که زیباترین ودیعه‌های عرش کلام و معصومیت را با ابلیس معامله می‌کنیم: مردان نور سحرگاهی را، روشن‌ترین روشنایی‌های خمین، سروترین درخت آسمانی خامنه، سرداری پیشاپیش جغرافیای انتظار و رستخیز، جنازه مهمانی میراث‌دار درد‌ها و هنیه، و نصرالله که عشق و دلیری از چشم‌هایش مشتعل می‌شد و امام شهید را با خونی یحیی ظهور رایحه‌ای حسین، و دستانی علمدار و ایستادن در روزگار غیابی دیر پا را؟

موشک‌های تو دعا‌ها و بغض‌های در سینه حبس شده ماست. پاسخ‌هایی که داده نشد، دست‌هایی مانع که سایه دشمن را گسترد. کجای دنیا به دشمن اشک‌ریز فرصت می‌دهند با سرشکسته برود و با گردن افراشته دوباره بازگردد و سر میز به‌جای امضای ورشکستگی، دلشکستگی مردم پیروز را غنیمت بگیرد‌؟

دوستان دست از خطای محاسباتی بر‌نمی‌دارند. می‌اندیشند شیطان به پاس لبخندی مؤدب از طرحش دست بر می‌دارد. ابلیس دست نمی‌کشد از نابودیت رفیق. قسم خورده دست نکشد از روز هبوط تا روز معین تا اغوایت کند. حواست کجاست؟ و آمریکا دست نمی‌کشد، صهیونیست‌ دست نمی‌کشد از نقشه هفتادساله‌اش برای بلعیدن خاورمیانه و نیم قرن پیشروی برای تکه پاره کردن‌مان.

می‌گویند نه جنگ، نه صلح بد است. اگر مذاکره نکنیم، چه کنیم. صد بار صد راه به شما نشان دادند خیرخواهان‌. وقتی که فشار میدان و خیابان راه نفس دشمن را بریده این راهی است برای آن‌که فشار را فزون کنید برای وادار کردنش تا دست بشوید از جنون. هزار بار سخن خدا را تکرار کرد: قدرت شماست و استقامت‌تان که دشمن را پشیمان می‌کند، نه مذاکره. هیچ دشمنی در مذاکره‌ای پر از چه کنم چه کنم عقب نمی‌نشیند. کجای دنیا حتی یک بار مذاکره دشمن را به عقب راند. گفت‌وگو دشمن عقب رانده شده را وا می‌دارد که امضا کند والسلام. اما به دشمن عقب نشسته همه پیروزی خود را دو دستی تقدیم می‌کنیم و نامش را مذاکره می‌گذاریم‌ـ

این نه رؤیاست و نه شرافت. صنوبرها با شگفتی به کلمات تسلیم می‌نگرند و سربر می‌گردانند آه راه پایان نه جنگ نه صلح، رهاندن دشمن از چنگ بحران‌های هلاکت‌بار و آرام کردن بازار نفت و حاتم‌بخشی و بیرون آوردن خرگوش شعبده از کلاه مذاکره نیست.

اصرار کردید و آقای شهید فرمود: بروید مشکل را حل کنید تا دریابید با برباد دادن دستامد‌های میدان هیچ چیز حل نمی‌شود. فرمود بروید مشکل را حل کنید نگفت بروید همه آن چه با خون دل و صبر به کف آمد، بدهید برود. ما چه هزینه و کدام قصاص و چه مجازاتی به این همه جنایت آمریکا تحمیل کردیم با مذاکره؟ هر چه به دست آوردیم با جنگ بود و هر چه از دست دادیم با مذاکره و پیشنهادهای شماست ـ شما جلوی فشار نهایی بر گلوی دشمن را گرفتید و وضع نه جنگ نه صلح را خودتان به وجود آوردید و برای حل مسأله هم مانع عمل میدان شدید. و راه حل را مذاکره‌ای وانمود کردید که از شکست دشمن جلوگیری کند.

موشک‌ها تسبیح می‌گویند و ما را سرفراز می‌کنند. به مردم راست نمی‌گویند چرا طرح اداره تنگه هرمز را تصویب نمی‌کنند.

و چرا حمله به ایران هزینه گزافی ندارد؟ چرا مانع جواب پشیمان‌کننده می‌شوید تا دوباره تجدید قوا شود؟

من نگاه‌های نهان در تاریکخانه‌های ذهن را می‌شناسم. من خاموشی رخم‌های بزرگ را می‌شناسم که عفونت می‌کنند. من می‌دانم در قلوب خائن کرکسانی ترامپ و نتانیاهو چه می‌گذرد. چگونه شما که با آنان پشت میز مذاکره نفس به نفس حرف می‌زنید، نمی‌دانید. در چشم‌های تبهکارشان جهانی می‌سوزد و رویاها خاکستر می‌شود.

به این چهره‌های در خیابان‌های شبانه بنگرید به خطوط ژرف رنج و کار. آنان جان برکف نهاده‌اند و پیروزی حق آنان است اجازه ندهید فریب مذاکره، مرزهای جنوب لبنان را در نوردد و دور بعد و بعد و بعد بالاخره به جنوب ایران برسد. این را به‌یاد داشته باشیم امروز کوتاه بیاییم فردا خیلی دیر است و خدا و فرشتگان خدا ما را لعن خواهند کرد و تاریخ پنهان نخواهد کرد که چه کسانی طبل شکست را به صدا در آوردند.

 

موشک‌ها تسبیح می‌گویند

قلبی تاریک، قلبی روشن

احمد میراحسان

قلبی گلی پژمرده در حیاط مسجدی بمباران شده. قلبی مطمئن و قاضی‌الحاجات، بعد از باب الحوائج، مملو از عشقی فقط و عشقی فقط.

قلب‌های مردمی شکسته

قلب‌های مردمی سرفراز از موشک‌هایی که دستان خدای عزیزند و مکر دو شیطانک خبیث را سوراخ سوراخ می‌کنند

موشک‌ها رهسپار پایگاه‌های ظلماتند.

و مردگان ما از گورها بر می‌خیزند و فرشتگان بال‌هایشان را به آنان می‌بخشند. کودکان شجره طیبه برایشان دست تکان می‌دهند و گیسوان عاشق در باد برایشان آواز می‌خوانند.

باید به بقعه کوهستان دور بروم. به زیارتگاه گل‌های شقایق و به درختان تناور افرا در قلبم بگویم نزد خدا برایم شفاعت کنند. من توبه می‌کنم ازشرک عریان، از اندوه قلبی که از میزهای مذاکره ترس برش داشته بود ـ چنان که گویی خدایی نیست و نه آن‌که برگ از درخت نمی‌افتد اگر او نخواهد. قلبت را به او بسپار‌. قلبت را به او بسپار و شک نکن. کور شوم اگر دروغ بگویم. من خود آخرین برگ درختی بی‌نام را دیدم در باد دیوانه خزان، برگی خشکیده و قهوه‌ای، بی‌کس، باد تازیانه می‌زد و برگ از شاخه رها نمی‌شد.

توبه می‌کنم که اندیشیدم مذاکره‌کنندگان زیر ورقه تسلیم پرندگان هوایی و مرغان دریایی به شکارچی را امضا خواهند کرد و مردم خیانت شده دیگر در پاسخ پرتابه‌های شیطان موشک نقطه زن سید مجید را نخواهند دید. چرا از یاد بردم که تنها اراده یکتا فرمان می‌راند و شکست از گناهان سر بر می‌آورد و ما خدا داریم و خدا با ماست‌ـ

بر پشت همه موشک‌ها بنویسید خدا هست و ما منتظریم. بنویسید و قلب را به خدا بسپارید و باور کنید خدا پیروز جاودانه است و از قلوب باخبر است و نهج‌البلاغه کتاب مذاکرات تسلیم نبود.

★★★★★

می‌دانی وحدت ساحات یعنی چه؟

خواستند بگویند خدا مرده است، قلب بی قلب، ما ماشین محاسبات بده بستانیم، برادران شغاد باشند و قابیل و به نفع ما نیست از ۱۲ میلیارد، ولو ۶ میلیارد چشم‌پوشی کنیم. نقشه دو شیطان کامل بود، مو لای درزش نمی‌رفت‌: ایرانی پیمان‌شکن اسلامی معامله‌چی و نصرتی افسانه! چرا که از ابلیس جز سیاهی زاده نمی‌شود. و دوست داشتن باید ریشه‌کن شود. و آتش‌بس چه بود جز نیرنگ ننگ سکوت ما، زمانی که به جنوب لبنان چون دختری بی‌پناه تجاوز می‌شد و از شکاف در سینه و سوراخ در پیشانی نبطیه خون فواره می‌زد.

و من توبه می‌کنم برای بد‌گمانی به استجابت دعای ماگنولیا‌های ضاحیه و زیتون‌زارهای بشاله‌ی لبنان. خدایا تو سمیع و بصیر و علیمی.

خدایا، زمین تیره است، آسمان رهایم نکند. خدایا نبطیه چکمه‌های خونین صهیونیست‌ها را فرو ببلعد و در صیدا شعله قاتلان را صید کند و موشک‌های برای زیستن، درندگان را دفن کنند و ما برادران یوسف نباشیم. خدا! لبنان را به چاه نسپاریم و خانه آبی‌مان، آبراهه هرمز را به شیطان. و این دعا یعنی خدا به قتل نمی‌رسد و فروغ در ما زنده است و ما طاغوت و فرعون را به جهنم روانه خواهیم کرد. ما خوب متحدان ابلیس را می‌شناسیم شاهزادگانی گاو، گاوهای شیرده و امیرانی تاریک از بردگی و فحشا و خیانت، اما متحدان ما سدره‌المنتهی و سید‌حسن نصرالله هستند. و ما برادران‌مان را مرز جنوب تا زیتون‌زاران شمال رها نخواهیم کرد.

من طرفدار فشار بی‌مهار برق قوی هستم. گلویش را رها نکن. و نمی‌دانم چرا باید مذاکرات جاده صاف‌کن تنفس مصنوعی برای ترامپ باشد و او را از فشار نجات دهد و نفت به بشکه‌ای ۲٠٠ دلار نرسد؟ بگذار شبکه شیطان فلج شود و دست از سر تنگه هرمز بردارد. من توبه می‌کنم زیرا خدا را فراموش کردم و اندیشیدم حماقت و ترس و سازش برما غلبه خواهد کرد. ناقه معجزه برآمده از کوه را پی و پاهای شتر را به آمریکا هدیه خواهیم کرد.

در هوا دور نمی‌شود امواج، نه صدای تو امام شهیدم و نه تپش دریاهای محاصره‌نشدنی عشق. آنان پیمان می‌بندند دیگر برای خر شدن‌مان مذاکره نکنند، برای خرید دروغی به نام بازپس‌گیری پول‌های خودمان از دزدان سر گردنه و تک چشم‌های دریایی. پولی که باید از حلقوم‌شان بیرون کشید. اما اکنون پولی موهوم است برای وعده علوفه تا که خرمان بشمار آورند و هرگز علوفه‌ای هم در میان نخواهد بود. اما ترامپ و نتانیاهو بدانند بر گورشان علف‌های هرز را چراگاه چارپایان‌مان خواهیم کرد.

★★★

موشک‌ها تسبیح می‌گویند

قلبی تاریک قلبی روشن.

قلبی گلی پژمرده در حیاط مسجدی بمباران شده. قلبی مطمئن آن ور قاضی‌الحاجات، بعد از باب‌الحوائج، مملو از عشقی فقط، و عشقی فقط.

قلب‌های کدر، قلب‌های مردمی شکسته، سرشکسته.

و قلب‌های سپیده دم، قلب‌های مردمی سرفراز از موشک‌هایی که دستان خدای عزیزند. و مکر دو شیطانک خبیث را سوراخ سوراخ می‌کنند.

موشک‌ها رهسپار پایگاه‌های ظلماتند. رهسپارند تا تنگه هرمز سالی صدمیلیارد دلار خداداد عزیزی شود، گل به دروازه آمریکا، خاکستر فریب علوفه و فروش شش میلیارد وهم!

موشک‌ها پایان دادند به وانموده یاوه‌ آن مذاکره که یعنی آماده‌ایم، ما را فریب دهید. شب را روز بنامیم. بجای طوق ملعنت به گردن ترامپ و نتانیاهو و تف باران‌شان در تمام خیابان‌های جهان، کوچه باز کنیم بگریزند. و باکمال ادب گریبانش را رها کنیم برای جنگی دیگر. توانفرساتر! دم‌های شیطان می‌جنبد ومردم نگران می‌پرسند آیا همه پیروزی‌ها را پشت پرده مذاکره می‌دهند برود؟ تا شب بیاید و بدون ستاره‌های امید‌وار. آیا ما همان قومیم که زیباترین ودیعه‌های عرش کلام و معصومیت را با ابلیس معامله می‌کنیم: مردان نور سحرگاهی را، روشن‌ترین روشنایی‌های خمین، سروترین درخت آسمانی خامنه، سرداری پیشاپیش جغرافیای انتظار و رستخیز، جنازه مهمانی میراث‌دار درد‌ها و هنیه، و نصرالله که عشق و دلیری از چشم‌هایش مشتعل می‌شد و امام شهید را با خونی یحیی ظهور رایحه‌ای حسین، و دستانی علمدار و ایستادن در روزگار غیابی دیر پا را؟

موشک‌های تو دعا‌ها و بغض‌های در سینه حبس شده ماست. پاسخ‌هایی که داده نشد، دست‌هایی مانع که سایه دشمن را گسترد. کجای دنیا به دشمن اشک‌ریز فرصت می‌دهند با سرشکسته برود و با گردن افراشته دوباره بازگردد و سر میز به‌جای امضای ورشکستگی، دلشکستگی مردم پیروز را غنیمت بگیرد‌؟

دوستان دست از خطای محاسباتی بر‌نمی‌دارند. می‌اندیشند شیطان به پاس لبخندی مؤدب از طرحش دست بر می‌دارد. ابلیس دست نمی‌کشد از نابودیت رفیق. قسم خورده دست نکشد از روز هبوط تا روز معین تا اغوایت کند. حواست کجاست؟ و آمریکا دست نمی‌کشد، صهیونیست‌ دست نمی‌کشد از نقشه هفتادساله‌اش برای بلعیدن خاورمیانه و نیم قرن پیشروی برای تکه پاره کردن‌مان.

می‌گویند نه جنگ، نه صلح بد است. اگر مذاکره نکنیم، چه کنیم. صد بار صد راه به شما نشان دادند خیرخواهان‌. وقتی که فشار میدان و خیابان راه نفس دشمن را بریده این راهی است برای آن‌که فشار را فزون کنید برای وادار کردنش تا دست بشوید از جنون. هزار بار سخن خدا را تکرار کرد: قدرت شماست و استقامت‌تان که دشمن را پشیمان می‌کند، نه مذاکره. هیچ دشمنی در مذاکره‌ای پر از چه کنم چه کنم عقب نمی‌نشیند. کجای دنیا حتی یک بار مذاکره دشمن را به عقب راند. گفت‌وگو دشمن عقب رانده شده را وا می‌دارد که امضا کند والسلام. اما به دشمن عقب نشسته همه پیروزی خود را دو دستی تقدیم می‌کنیم و نامش را مذاکره می‌گذاریم‌ـ

این نه رؤیاست و نه شرافت. صنوبرها با شگفتی به کلمات تسلیم می‌نگرند و سربر می‌گردانند آه راه پایان نه جنگ نه صلح، رهاندن دشمن از چنگ بحران‌های هلاکت‌بار و آرام کردن بازار نفت و حاتم‌بخشی و بیرون آوردن خرگوش شعبده از کلاه مذاکره نیست.

اصرار کردید و آقای شهید فرمود: بروید مشکل را حل کنید تا دریابید با برباد دادن دستامد‌های میدان هیچ چیز حل نمی‌شود. فرمود بروید مشکل را حل کنید نگفت بروید همه آن چه با خون دل و صبر به کف آمد، بدهید برود. ما چه هزینه و کدام قصاص و چه مجازاتی به این همه جنایت آمریکا تحمیل کردیم با مذاکره؟ هر چه به دست آوردیم با جنگ بود و هر چه از دست دادیم با مذاکره و پیشنهادهای شماست ـ شما جلوی فشار نهایی بر گلوی دشمن را گرفتید و وضع نه جنگ نه صلح را خودتان به وجود آوردید و برای حل مسأله هم مانع عمل میدان شدید. و راه حل را مذاکره‌ای وانمود کردید که از شکست دشمن جلوگیری کند.

موشک‌ها تسبیح می‌گویند و ما را سرفراز می‌کنند. به مردم راست نمی‌گویند چرا طرح اداره تنگه هرمز را تصویب نمی‌کنند.

و چرا حمله به ایران هزینه گزافی ندارد؟ چرا مانع جواب پشیمان‌کننده می‌شوید تا دوباره تجدید قوا شود؟

من نگاه‌های نهان در تاریکخانه‌های ذهن را می‌شناسم. من خاموشی رخم‌های بزرگ را می‌شناسم که عفونت می‌کنند. من می‌دانم در قلوب خائن کرکسانی ترامپ و نتانیاهو چه می‌گذرد. چگونه شما که با آنان پشت میز مذاکره نفس به نفس حرف می‌زنید، نمی‌دانید. در چشم‌های تبهکارشان جهانی می‌سوزد و رویاها خاکستر می‌شود.

به این چهره‌های در خیابان‌های شبانه بنگرید به خطوط ژرف رنج و کار. آنان جان برکف نهاده‌اند و پیروزی حق آنان است اجازه ندهید فریب مذاکره، مرزهای جنوب لبنان را در نوردد و دور بعد و بعد و بعد بالاخره به جنوب ایران برسد. این را به‌یاد داشته باشیم امروز کوتاه بیاییم فردا خیلی دیر است و خدا و فرشتگان خدا ما را لعن خواهند کرد و تاریخ پنهان نخواهد کرد که چه کسانی طبل شکست را به صدا در آوردند.

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها