آمار بالای ثبتنامیها در پویش جانفدا ثابت کرد که وقتی دلها به هم گره میخورند، هیچ مانعی نمیتواند سد راه آنها شود. جانفدا فقط یک نام نیست؛ بلکه اعلام آمادگی ۳۱ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر است.
دکتر محسن ردادی، عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی درباره ابعاد اجتماعی این پویش به جامجم میگوید: «آنچه بیش از هر عامل دیگری، مردم را به این پویش سوق داده، بیداری احساس مسئولیت اجتماعی و مدنی است. وقتی مردم شاهد فداکاریهای سیاستمداران و سربازان وطن هستند، تحتتاثیر قرار میگیرند؛ احساسی که در آن، شهروند خود را متعهد میبیند تا سهمی در دفاع از وطن ایفا کند.» آنطور که او توضیح میدهد، چنین واکنشی ویژگی خاص ملتی است که دارای ریشههای عمیق تمدنی و فرهنگی غنی است. در بسیاری از جوامع، مواجهه با تهدیدات خارجی، به بروز رفتارهای ضداجتماعی منجر میشود؛ جایی که افراد برای فرار یا احتکار کالا و بهرهبرداری شخصی از آشفتگی تلاش میکند.
به عبارت دیگر در کشورهایی که همبستگی ضعیف است، افراد به دنبال نجات قایق انفرادی خود در طوفان هستند اما در ایران، پیوستگی و انسجام اجتماعی باعث میشود مردم بیشتر به یکدیگر توجه کنند و به این شکل تابآوری جمعی نیز افزایش پیدا کند.
همه در میدان همبستگی
این روزها همچنان به جمع جانفدایان کشور اضافه میشود و ایرانیان در حال نوشتن فصل جدیدی از تاریخ همبستگیشان هستند. درواقع حضور در پویش جانفدا اختصاص به قشر، مذهب، قومیت، زبان یا لهجه ندارد؛ بلکه حضوری همگانی است، عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامیعنوان میکند: «این پدیده یادآور دوران هشت سال دفاعمقدس است؛ جایی که از شهیدان یهودی و ارمنی گرفته تا جوانی از ارومیه که برای دفاع از خوزستان عربزبان به جبهه میرفت، همگی در یک صف واحد ایستاده بودند. علت این امر، احساس تعلق عمیق به یک موجودیت هویتبخش به نام
وطن است.»
به گفته او این تعلق خاطر باعث میشود فرد، فارغ از عقیده، سبک پوشش یا فرهنگ خاص، خود را موظف به مشارکت بداند. این سطح از مسئولیتپذیری، سرمایه اجتماعی ارزشمندی است که سیاستمداران و سیاستگذاران عرصه فرهنگ و اجتماع باید با تدابیر لازم، آن را حفظ و تقویتکنند.
ردادی توضیح میدهد: حضور گسترده مردم درپی جنگ رمضان و شهادت رهبر معظم انقلاب، روایتی بسیار اسطورهای را ترسیم میکند. همانطور که رهبر معظم انقلاب در پیامهای ابتدایی خود فرمودند: «اگر خدا رهبر شهید را از ما گرفت، مردم را به ما داد و مردم هستند که این رهبری را بر عهده گرفتند.» این جمله، آغازگر اصلی جدید است. متناسب با این اصل جدید و پیام آن، سیاستگذاریها باید از نو نوشته شوند که مهمترین رکن آن، سازماندهی مردم در قالب تشکلهای اجتماعی و سپردن امور به دستان خود مردم است.
پایدار همچون جانفدا
در تاریخ پرفراز و نشیب کشور، بارها شاهد سنجش ظرفیت مردمی در مواجهه با بحرانها بودیم و آنچه از دل این تاریخ برمیآید، درسی راهبردی از شور انقلابی و مشارکت خودجوش مردمی است اما رکوردشکنی در ثبتنام پویش جانفدا، تنها نقطه آغازین یک مسیر طولانی است. مسیری که برای تبدیل شدن به یک ساختار پایدار اجتماعی، نیازمند توجه ویژه مسئولان و سیاستگذاران است.
محسن ردادی با اشاره به همین مسأله خاطرنشان میکند: «برای پایدار ماندن چنین پویشهایی، نیازمند طراحی و نهادمندسازی حس مسئولیتپذیری هستیم. اگر کشوری فاز اول خودجوشی را پشتسر بگذارد اما نتواند آن را نهادینه کند، متاسفانه با سرخوردگی و ناامیدی مواجه خواهد شد. به هر حال ما تجربههای غنی از این نوع مشارکتهای خودجوش را داریم؛ همانطور که در ابتدای انقلاب، مردم از تمام اقشار و با گرایشهای سیاسی متفاوت، به صورت خودجوش وارد میدان شدند. تجربه موفق آن دوران، بلافاصله پس از این موج خودجوش، به سمت نهادسازی حرکت کرد.»
او ادامه میدهد: «اگر بخواهیم حضور باشکوه مردم ادامهدار باشد، باید در قالب نهادهای اجتماعی، گروهها و ساختارهای اجتماعی تخصصی، این انرژی را بازسازی، هدایت و جهتدهی کنیم. مردم ممکن است تا سالها نیز در خیابانها حضور یابند یا آمار ثبتنام در پویشها افزایش یابد، اما آنچه در نهایت موتور محرک توسعه و پیشرفت کشور میشود، تبدیل این نیروی عظیم به تشکلهای اجتماعی فعال است. این تشکلها میتوانند در حوزههای متنوعی از جمله محیطزیست، تعاونیهای اقتصادی (شبکههای خانگی)، مبارزه با آسیبهای اجتماعی، خیریهها و حتی احزاب سیاسی شکل بگیرند و براساس علایق و انگیزههای افراد فعالیت کنند.»