آنچه امروز در کرمان شاهد آن هستیم، تکرار یک الگوی مدیریتی انفعالی است. ستاد مدیریت بحران استان بهعنوان نهاد متولی تصمیمگیری در شرایط اضطرار، در حالی از اعلام تعطیلی یا دورکاری کارکنان در ساعات اولیه هجوم ریزگردها خودداری میکند که وضعیت آلودگی هوا بهوضوح نشاندهنده خطرات زیستی برای جامعه است. در ایستگاههای سنجش کیفیت هوا، شاخص از مرزهای استاندارد فراتر رفته و به عدد ۵۰۰ رسیده است؛ عددی که در طبقهبندیهای جهانی بهمنزله وضعیت اضطراری برای تمام گروههای سنی محسوب میشود. نکته قابل تأمل اینجاست که در بسیاری از استانهای کشور، کوچکترین تغییر ملموس در شاخص آلودگی به اتخاذ تصمیمات فوری برای حفظ سلامت شهروندان منجر میشود، اما در کرمان به نظر میرسد مدیریت بحران دچار نوعی تردید استراتژیک است. کارکنان ادارات که از طریق تماسهای مکرر با رسانهها پیگیر وضعیت فعالیت خود بودند، با شکافی آشکار میان «هشدار» و «عمل» در دستگاههای اجرایی مواجه شدند؛ شکافی که هزینه آن را ریههای مردم و گروههای حساس پرداخت میکنند.
ورود دستگاه قضا؛ پایان صبر مدعیالعموم
در میان این سکوت و تعللهای اداری، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان کرمان، نخستین مقامی بود که به وضعیت بغرنج آلودگی هوا واکنش نشان داد. مهدی بخشی، دادستان مرکز استان کرمان، با تأکید بر اینکه سلامت شهروندان خط قرمز دستگاه قضایی است، گفت: «متأسفانه، بهرغم شرایط نامساعد جوی و هشدارهای صریح سازمان هواشناسی، برخی دستگاههای متولی با ترک فعل خود، سلامتی گروههای حساس را به خطر انداخته و در مدیریت شرایط بحرانی کوتاهی کردهاند.»
وی با اشاره به تشکیل پرونده قضایی برای مسئولان خاطی افزود: «دادستانی کرمان بهعنوان مدعیالعموم، موضوع ترک فعل مدیران مربوطه را بهطور ویژه مورد پیگرد قانونی قرار داده و در همین راستا علیه مسئولان خاطی اعلام جرم خواهد شد. تمامی مدیران و متولیان امر باید پاسخگوی عملکرد خود در این زمینه باشند.» این ورود قضایی هرچند نشان از اراده برای پاسخگو کردن مدیران دارد، اما خود این اقدام، مهر تأییدی بر عدم اجرای وظایف قانونی توسط ستاد مدیریت بحران در زمان مقتضی است.
اقلیم خشک، تالابهای خاموش و پیشروی بیابانها
فارغ از بحثهای مدیریتی و قضایی، آنچه در لایههای زیرین این بحران نهفته است، ضعف در زیرساختها و کانونهای تولید گردوغبار است. کارشناسان بر این باورند که منشأ بخش بزرگی از این ریزگردها، کانونهای محلی است که با هر وزش کوچکترین باد فعال میشوند. شهرستان فهرج بهعنوان یکی از نقاط بحرانی، نمونه عینی این بیتوجهی است. درحالیکه این منطقه با دماهای بالای ۵۰ درجه و طوفانهای سهمگین شن دستوپنجه نرم میکند، فقدان یک ایستگاه هواشناسی پیشرفته و تخصصی در این شهرستان، «سیستم هشدار زودهنگام» را از مردم و رانندگان سلب کرده است.
مقایسه وضعیت فهرج با منطقه کهورک در استان همجوار سیستانوبلوچستان که با پیگیریهای مسئولان استانی به دستگاههای دقیق مجهز شده، نشاندهنده تفاوتهای معنادار در نگاه مدیریتی به زیرساختهای کویری است. وقتی زیرساخت نباشد، دادههای دقیق وجود ندارد و وقتی دادهای در کار نباشد، برنامهریزی برای مقابله با ریزگردها تنها به رویا میماند. امروز کرمان تنها قربانی یک موج گذرای گردوغبار نیست.
این استان در قلب پهنهای قرار گرفته که سالهاست زیر فشار خشکسالی، کاهش بارندگی، افت شدید سفرههای آب زیرزمینی، خشکشدن رودخانههای فصلی و نابودی پوشش گیاهی قرار دارد. در بسیاری از مناطق کویری ایران، از شرق و جنوب شرق تا مرکز کشور، تالابها و پهنههای مرطوبی که روزگاری نقش سپر طبیعی در برابر خیزش گردوغبار داشتند، امروز به بسترهای خشک و آماده تولید ریزگرد تبدیل شدهاند. وقتی تالاب میخشکد، رودخانه جان ندارد و زمین از پوشش گیاهی تهی میشود، هر باد معمولی به طوفان خاک بدل خواهد شد. افزایش بیابانزایی در کشور، تهدیدی مستقیم علیه سلامت، اقتصاد، کشاورزی، حملونقل و امنیت زیستی مردم است. بیتوجهی به مدیریت منابع آب، برداشتهای بیرویه از سفرههای زیرزمینی، رهاشدن طرحهای آبخیزداری و کمرمقبودن برنامههای تثبیت خاک، امروز خود را در آسمان غبارآلود کرمان نشان میدهد. اگر قرار است این چرخه متوقف شود، راهحل در اطلاعیههای مقطعی و تعطیلیهای دیرهنگام نیست، بلکه باید کانونهای گردوغبار شناسایی، احیا و مهار شوند، وگرنه هر سال دامنه این بحران گستردهتر خواهد شد.
مطالبه برای اقدام ساختاری
اتفاقات کرمان و بحرانهای زیستمحیطی و بهخصوص بروز پدیده ریزگردها را باید خروجی سالها مدیریت غیرمستمر و نگاه کوتاهمدت به پدیدههای اقلیمی در نظر داشت. وقوع پدیده گردوغبار که سالها ادامه داشته و امسال به جایی رسیده که دیگر صدای مردم و مسئولان را درآورده، هشداری بلند است که «تداوم فعالیتهای اداری در این وضعیت جوی، نهتنها توجیه منطقی ندارد، بلکه نشاندهنده شکاف میان هشدار و عمل در دستگاههای اجرایی است.»
حال باید پرسید تا چه زمانی باید شاهد باشیم که زندگی، کسبوکار و راه نفس کرمانیها، وقت و بیوقت به دست طوفانهای شن مسدود شود! کارشناسان بارها تاکید کردهاند که کرمان بیش از تصمیمات دقیقه نودی برای تعطیلی ادارات، نیازمند «سند جامع مقابله با ریزگردها» با تکیه بر تجهیزات پایش دقیق، تثبیت کانونهای تولید گردوخاک و مدیریت هوشمند منابع آبی و خاکی است. دستگاه قضایی با ورود به موضوع «ترک فعل»، تنها بخش نظارتی ماجرا را فعال کرده است، اما بخش اجرایی استان باید بداند که صبر مردم برای تکرار این سناریوهای خستهکننده، به پایان رسیده است. مدیریت بحران واقعی، نه در اطلاعیههای تعطیلی، که در اقدامات پیشگیرانهای تعریف میشود که اجازه ندهد آسمان کرمان دوباره به تسخیر ریزگردها درآید.