این برنامه به بازخوانی و اجرای آثار ماندگار زندهیاد علی تجویدی آهنگساز و نوازنده برجسته موسیقی ایران اختصاص دارد و منتخبی از خاطرهانگیزترین قطعات این هنرمند نامدار در فضایی سرشار از نوستالژی و شکوه موسیقی ایرانی اجرا میشود. بابک شهرکی نوازنده و آهنگساز شناختهشده موسیقی ایران نیز در این کنسرت بهعنوان تکنواز (سولیست) ویولن ارکستر موسیقی ملی ایران را همراهی میکند. «از دیار نغمهخوانی» تلاشی است برای ادای احترام به یکی از تأثیرگذارترین چهرههای موسیقی کلاسیک ایرانی که ملودیهایش سالهاست در حافظه شنیداری مردم ایران جاری است و با صدای خوانندگان بزرگ موسیقی ایرانی پیوند خورده. به این بهانه با علیرضا فریدونپور خواننده این کنسرت به گفتوگو نشستهایم.
بنیاد رودکی در سالهای اخیر با ایجاد طرح و رویکردهای نو در تلاش است پیوند دوبارهای را میان مردم و موسیقی ملی برقرار کند. از این رهگذر، دستاورد اجرای کنسرت ارکستر ملی با قطعات هنرمندان شاخصی چون علی تجویدی را چطور میبینید؟
رویدادهایی از این دست به موسیقی کلاسیک ما مربوط میشوند. اگر امروز این نوع موسیقی به این نقطه رسیده و میتوانیم شاهد بالندگی و رشد آن باشیم به این خاطر است که در گذشته هنرمندان شاخص برای این حیطه زحمات بسیاری کشیدهاند. درواقع میتوان گفت به یمن وجود هنرمندانی چون علی تجویدی، اسدالله ملک، جواد معروفی، مرتضی محجوبی، ادیب خوانساری، تاج اصفهانی، روحالله خالقی در پایهریزی موسیقی ایرانی نقش داشته و این بهعنوان یک میراث اصیل به هنرمندان نسل معاصر رسیده است. خوشبختانه موسیقی ارکسترال ما امروز در جایگاه خوبی ایستاده است. البته ناگفته نماند که در این سالها، هنرمندان معاصری چون استاد فرهاد فخرالدینی، زندهیاد فریدون شهبازیان و همایون رحیمیان هم تلاشهای بیدریغی انجام دادند تا نهتنها ماهیت ارکستر ملی حفظ شود بلکه با اجرای قطعات بینظیر از بزرگان موسیقی ایرانی، این ارکستر در بالاترین سطح و درجه قرار بگیرد. طبعا اجرای قطعات بهیادماندنی از استاد علی تجویدی خوشایند است چراکه کنسرتهایی از این دست زمینهساز آشنایی هرچه بیشتر عامه مردم با موسیقی ایرانی میشود. موسیقی ملی ما سرشار از نواهایی است که هنوز زوایای بسیاری از این قطعات تبیین نشده و ارکستر ملی با توجه به این قطعات و برقراری هارمونی و ارتباط قابل لمس بین مردم و ظرایف این نوع از موسیقی نقش پررنگی را ایفا کرده است. چندان که اشاره کردم، موسیقی ردیف دستگاهی مدیون تلاشهای قدما بوده که هر یک بهواسطه دانش و تخصصی که داشتهاند تلاش کردند این موسیقی حفظ شده و به نسلهای بعد منتقل شود. از این رو معتقدم اجرای قطعات شاخص از بزرگان این عرصه نه فقط در ارکستر ملی که در ارکستر سمفونیک هم میتواند مورد توجه قرار بگیرد، بهویژه اینکه امروز آهنگسازان پیشکسوتی داریم که پارتیتورهای آنها میتواند برای اجرا در این دو ارکستر مناسب باشد.
برگزاری کنسرت و ایجاد رویکردهای جدید در ارکستر ملی در حالی صورت میگیرد که به باور اغلب اهالی موسیقی ایرانی، این حیطه در سالهای اخیر توجه مردم بهخصوص نسل جوان بیشتر به سمت و سوی موسیقی اصطلاحا فستفودی و فاقد کیفیت بوده است. از دید شما چطور میتوان به گسترش موسیقی کیفی در جامعه پرداخت؟
نمیشود در این باره با قطعیت نظر داد. درواقع تا زمانی که ژانرهای موسیقی در بوته آزمایش و در معرض دید مخاطب قرار نگیرند، نمیتوان به یک اجماع کلی رسید که واقعا مخاطب بهسمت کدام موسیقی گرایش دارد. آنچه مسلم است اینکه امروز وظیفه داریم مردم را بیش از پیش با ارکان موسیقی کلاسیک ایرانی آشنا کنیم. چندان که در کشورهای دیگر به موسیقی کلاسیک و قطعات آهنگسازان بزرگی چون باخ، بتهوون، برامز و... توجه ویژهای میشود و بهرغم ورود ژانرهای نوتر، موسیقی کلاسیک در کشورهای دیگر مهجور واقع نشده است. ما هم باید چنین رویهای را در پیش بگیریم، بهخصوص اینکه آهنگسازانی در تاریخ موسیقی معاصر ما درخشیدهاند که باز اجرای قطعات آنها در کنسرتهای مختلف میتواند، در ارتقای سطح سلیقه شنیداری جامعه تاثیرگذار باشد اما باز هم تاکید میکنم نباید هیچ نوع موسیقی به مردم تحمیل شود، مخاطب وقتی خودش به آگاهی و شناخت برسند رفته رفته بهسمت موسیقی کیفی علاقهمند میشود. با این حال همیشه بر این باورم حتی اگر بتوانیم درصدی از مردم را هم بهسمت موسیقی محتوایی جلب کنیم کار زیادی کردهایم.
ولی واقعا ارکسترها چقدر میتوانند بهتنهایی در فرهنگسازی در جامعه نقش داشته باشند؟
بدون شک میتوانند بر سطح سلیقه عمومی جامعه نقش داشته باشند اما بدون حمایتهای دولتی این کار میسر نخواهد شد. همانطور که درباره دیگر هنرها مانند سینما و تئاتر هم چنین است. به شخصه معتقدم نسبت به معرفی موسیقی ملی در این سالها کوتاهی صورت گرفته. درست است که در این سالها دو ارکستر ملی و سمفونیک با ارائه برنامههای مدون و متنوع، در مرتفع کردن این خلأ نقش داشتهاند اما این کافی نیست.
ظرفیت فارغالتحصیلان دانشکدههای موسیقی در سالهای اخیر بهقدری گسترده است که فقط شاهد گوشهای از فعالیتهای درخشان آنها بهعنوان نوازنده در ارکسترها هستیم. یا همینطور، موسیقی فولکلور ما از خراسان تا لرستان و دیگر اقصی نقاط کشور، همواره این قابلیت را دارد که بتوان به اجرای قطعاتی بر این اساس پرداخت. البته کارهایی هم دراین زمینه انجام گرفته ولی کافی نیست. در مجموع در هر دورهای، حمایتهایی که از سوی سیاستگزاران فرهنگی صورت گرفته، باعث شده است تا موسیقی ملی ما زنده بماند. هرچند، نقش هنرمندان دهههای گذشته که به اجمال به نام برخی از آنها اشاره کردم نیز در احیا و نگهداشت این میراث اصیل بیتأثیر نبوده است.
بهعنوان یک خواننده موسیقی اصیل ایرانی، جایگاه این حیطه را درشرایط کنونی چطور میبینید؟
تجربه نشان داده که بخش خصوصی و خانوادهها از موسیقی ملی استقبال میکنند و آمار ثبتنام کودکان و نوجوانان برای فراگیری سازهای ایرانی در آموزشگاهها گواه این مسأله است. ولی ضرورت دارد عطفبهماسبق بزنیم و با این میراث اصیل و فراموشنشدنی آشتی کنیم. مهمترین مسأله این است که موسیقی ایرانی روز به روز دارد از امضای شخصی خود فاصله میگیرد. اگرچه در این سالها بهواسطه کنسرتهای ارکستر ملی، گوش مردم تا حدودی با این موسیقی آشنا شده ولی هنوز زوایای این موسیقی به آن شکلی که باید مورد شناخت و معرفی قرار نگرفته است البته باید این نکته را هم درنظر گرفت که موسیقی مانند سایر پدیدههای هنری، محصول زمانه است.
حتما همینطور است، به همین خاطر نباید انتظار داشته باشیم که این هنر در گذر زمان، دستخوش تغییر نشود. موسیقی ایرانی از گذشته تا امروز بهواسطه تاخت و تاز و هجوم بیگانگان، فرازوفرودهای بسیاری را پشت سرگذاشته ولی هربار از خاک سربرآورده و به مسیر خود ادامه داده است. کارنامه موسیقی ما از اصیلترین الحان و نغمات به چشم میخورد که به شکل سینه به سینه به ما رسیده است. با وجود این، امروز آنطور که شایسته است، موسیقی ایرانی در سبد کالای خانوادهها جایی ندارد، چرایی و ریشهیابی این مسأله هم دلایل متعددی دارد. با اینحال، باید قدمهای بیشتری برداشته شود تا این موسیقی بیشتر شناخته شود.
برگزاری کنسرتهایی از این دست درحالی که ما تجربه دو جنگ 12 روزه و رمضان را پشت سر گذاشتهایم چقدر میتواند در تابآوری ملی نقش داشته باشد؟
اصولا هنر، بهخصوص؛ موسیقی بهدلیل ویژگیهایی که دارد همواره در تلطیف فضای جامعه نقش داشته است. موسیقی ایرانی هم همینطوراست و میتواند به اشکال مختلف، هویت ملی و پیشینه درخشان تاریخ و فرهنگ این سرزمین را به ما یادآوری کند؛ کما اینکه در کشورهای همجوار مانند ترکیه، به موسیقی اصیل اهمیت داده میشود و هموغمشان بر حفظ و پاسداشت موسیقی ملیشان است، ما هم باید بیش از پیش نسبت به صیانت از این میراث اصیل اهتمام بورزیم و این گنجینه را در قالب امانتی ارزشمند بهدست نسلهای بعدی برسانیم.
با توجه به این که اصولا شما ما هنرمندی گزیدهکار هستید، چطور شد که تصمیم گرفتید در این کنسرت با ارکستر ملی همکاری کنید؟
دلیل گزیدهکاریام این بوده که در این سالها بیشتر سعی کردهام بر فعالیتهای شخصیام در عرصه موسیقی ایرانی متمرکز باشم و کارهایی را متناسب با این مسأله ارائه دهم. البته سابقه آشنایی ما با استاد تجویدی به سالها قبل برمیگردد و ازجمله خوانندگانی بودهام که به همراه بیژن ترقی، فرهنگ شریف و برخی دیگر از موزیسینها، همیشه به خانه ایشان رفتوآمد داشتهام. به بیان سادهتر، سالهاست که در موسیقی ایرانی غوطهورم و از محضر استادان بزرگی چون ایشان توشهچینی کردهام. استاد تجویدی فارغ از اینکه نوازندهای چیرهدست و یکهتاز بود، به معنی واقعی کلمه یک معلم هم بود. او از معدود نوازندگان باسواد معاصر بود که موسیقی خوب را در جامعه اشاعه داد و شاگردان زیادی تربیت کرد. نام استاد تجویدی امتداد راه هنرمندانی چون ابوالحسنخان صبا، روح الله خالقی و... است.
از میان قطعاتی که در کنسرت اخیر خواهید خواند، کدام قطعه برای شما حسوحال متفاوتتری دارد؟
اساسا خاصیت آهنگهای استاد تجویدی بهگونهای است که نمیشود بینشان تفاوت قائل شد. مجموعه قطعاتی که ایشان ساخت مانند باغی است که هرکدام از گلهایش، رنگوبوی منحصر به خود را دارد؛ از اینرو به تمام قطعات ایشان علاقهمندم و نمیتوانم نام یک قطعه مشخص را ببرم. در سالهای حیات ایشان، این افتخار را داشتم که در تولید آلبومی با او همکاری کنم. این آلبوم «یک نگه کرد و گذشت» نام دارد که تنظیم آن بهعهده بهرنگ آزاده و مشتمل بر قطعات متنوعی از استاد تجویدی است. البته استاد علی اصغر شاهزیدی هم در سالهای گذشته در آلبوم «چرخ گردون» با استاد تجویدی همکاری داشتند که این آلبوم هم در نوع خود ماندگار است.
آشنایی با ستارههای جام جهانی ۲۰۲۶ (گروه I)