
آمریکا آتش بس رادر مسیر اهداف جنگی استفاده می کند نه واقعا برای صلح و احترام به حقوق ایران و فعلا برای تست ایران آن را زیر پامی گذارد تا ببیند در عمل کدام سیاست، سیاست ترس و انفعال یا سیاست استقامت و پاسخ دندان شکن در ایران این لحظه حاکم است و به تناسب آن با اطمینان از امکانات پدافند و کشف دیگر نقطه ضعفها، طرح مرحله بعد خود را ادامه دهد و جنگ را پیش ببرد.
باید یقین کرد جنگ آمریکا با ایران نه طرحی مسخره و نیمه تمام،نه حتی طرح چهار ساله ی دوران ترامپ، بلکه برنامه درمقیاس مرگ و زندگی یک ابر قدرت است که به تصاحب نفت ایران و پایان استقلال ما نیاز وجودی دارد. و ما فقط با پشیمان کردن مرگبارترش میتوانیم وادارش کنیم به امر ناگوارپذیرش حق ما و رها کردن فکر بردگی ایران رضایت و به افولش تن دهد. فقط قدرت و اتحاد و مقاومت ما این حق ما و افول آمریکا را محقق می کند یادمان میرود اتحادمان برای این مقاومت بود. و مذاکره با فرد فریبکاری چون ترامپ بر مبنای شروط برمحورشروط دهگانه رهبر عزبز معنا داشت نه سیاست دیپلماسی منفعل، که صد بار از یک سوراخ گزیده میشود و باز از بازی ظریف پاکبازانه و دلخواه شیطان دست بر نمیدارد ومتوجه نیست ترامپ تنها از زبان قدرت می هراسد وضعف، درندگی او را تحریک میکند. ترامپ از فروش مال خودمان به خودمان طمع گول خوردن میسازد. پولهای خودمان را که باید به زور از حلقوم انسداد بیرون بکشیم، ابزار تماشای منفعل تجاوزات تازه کرده و طبق معمول خبر عمل به تصمیمات غلط دبپلماسیمان را در مذاکره باید اول دشمن فاش کند و مردم ایران باید از زبان آنان اخذ کنند. چون پارهای از کسانی که دیپلماسی را می گردانند گویی هیچ باوری به حقوق جدی مردم در عمل ندارند و چون با چراغ خاموش به طمع پوچ و خلاف خواست امام و امت عمل می کنند و ما خبر ها را محبوریم از اغیار بشنویم. همه این تخطی ها و نیز سیاست فشار نامعقول تشدید کننده گرانی غیر قابل تحمل به اسم حفظ اتحاد صورت می پذیرد و به این بهانه ممانعت از نقد عقلایی کارهای آشکارا غلط ادامه دارد.
☆☆☆☆☆
بدون تردید اتحاد مردم اساس قدرت میدان و دیپلماسی مقتدر ماست. اما اتحاد جریان های حزبی با مردم شرط متفاوتی دارد و آن پذیرش محور رهنمود ولی فقیه، تنها امام مشروع و رهبری قانونی و وفاداری به مقاومت ملت _امت ماست. پس سیاستمداران و دیپلمات ها حق تخطی از تعهدات پایبندی به شروط را ندارند خطاهایی بنیانی به قصد، یا به سبب بد فهمی در باره مفاهیم کلیدی و رهنمودهای عقلی و شرعی همیشه وجود داشته است. حتی در قدرو صدر اسلام از زمان رسول اکرم صلوات الله علیه و آله و مولا علی علیه السلام در شالوده نفاقها و جنگها،و امروز در انقلاب اسلامی هم از آغاز، از زمان نهضت آزادی در مقابل تعاریف امام ره تفاسیر شاذ یا محرف،چه در فهم هدایتهای قرآن حکیم، نهج البلاغه و چه فتاوی رهبر انقلاب رایج بوده است. حتی سیاستهای ۱۸۰ درجه مخالف نظر امام در زمان حیات و همین طور بعد از رحلت امام به نام امام اعلام عمل میشده و اعتراض شدید ایشان و رهبر شهید را برمیانگیخته است.
یکی از این مفاهیم اتحاد و دیگری مذاکره است. آیا اتحاد به معنی تسلیم به تحریف لیبرالی و بله بله گفتن و سخنرانی غرّا در ستایش مردم و عمل معکوس و عمل به تفسیر سازشکارانه و سیاست و عمل غلط است که به اصول اعلام شده ربطی ندارد؟ هرگز!امام شهید در روشنگری پیرامون معنای اتحاد خواهان عمل متحد برای استقامت علیه دشمن و دفاع از عمل انقلابی مقاومت و نقد و مخالفت با تسلیم طلبی و ضمنا البته مراعات لحن نقد است نه به بهانه اتحاد، نفی نقد دیپلماسی یا پذیرش روش ها و رفتارهای غلط و سیاست ذلیل. و سخنان گمراه کننده وگول زننده دال بر اعتماد دوباره به نیرنگ آمریکا ست که باظرافت ازوزارت خارجه در دفاع از مذاکره فریبناک طنین می افکند، دال بر اینکه تضمین لازم نیست تضمین مردم هستند!!!! تا مذاکره ذلیلانه هم توجیه شود!
مذاکره هم امر مقدس ذاتی نیست که در هر حال و هر پیمان شکنی به طمع مشتی علف در دست قصاب ، در دام فریب خصم غدار افتاده و زیان های جبران نشدنی و تسلیم برابر اقدامات جنایت بار رابپذیریم.
و بدنبال مشتی علف به مسلخ نقشه مرگبار ذبح مان برویم.آمریکا و دشمن صهیون با نقشه مشترک، برای ایران و لبنان و عراق و کل آسیای غربی نقشه واحد دارندکه ممکن نیست به این آسانی از آن دست بشویند مگر با ایستادگی عظیم ما و تلفات و ضرر های جهانی بزرگ.
آمریکا در ایران طرح عظیم فرسایشی چرخه جنگ - آتش بس - مذاکره - جنگ و اسرایبل درلبنان طرح خیانت بار علیه شیعیان ومحورمقاومت را پیش می برد و امرپذیرفته شده در آتش بس نفی می شود،به وزیرخارجه توهین میگردد و به بندر عباس حمله می شود و محاصره دریایی پاسخ نمی یابد و کشتار و اشغال تشدید میگردد و ما همچنان منفعل و دست بسته به این موارد می نگریم و به مذاکره فریبکارانه آویزانیم. ودستکم مقابله به مثل نمی کنیم و برعکس اول کشتی بزرگ ژاپن در خدمت متحد آمریکا را مجوز عبورمی دهیم!!!. و حرف، تحویل مردم می دهیم و بجای دشمن سر مردم گول می مالیم. چرا در عمل دست بالا را داریم و در دیپلماسی دست پایین عمل، و پاسخ جدی را به وقت مقتضی موکول می کنیم؟ طرحش را پیش ببرد. و مارا ملعبه خود سازد؟ احتمالات و یقینات نقشه و بازی ترامپ کدام است:
☆ترامپ را برای فرصت ۴ ساله برای نابودی تغییرمطلوب منطقه منطبق با نقشه جهانی آمریکاو صهیونیسم جهانی به روی کار آورده اند و همه بازی ترامپ و وانمودگی های او برای گیج کردن ماست او در غزه،لبنان سوریه، عراق و بویژه ایران در حال پیشبرد نقشه ۴ ساله خود است که پس از او در پهنه منطقه ای و جهانی جهت تداوم هژمونی آمریکاادامه خواهد یافت
☆ نقشه، آن طور که وانمودمی شود، مطلقا فقدان طرح و رهبرد نیست. بلکه پنهان کردن رهبرد و فراهم آوردن زمینه مناسب برای تحقق اسرائیل بزرگ است مهمترین شرط لازم منفعل کردن مردم است. آمریکا پس از شکست طرح حضور آسان در ایران با طرح های قدیمی انقلاب رنگی و تصرف و شبه کودتای اقلیت کوچک شورشی حداکثر ده درصدی اما سازماندهی شده بوسیله لیدرهای تعلیم دیده،دریافت که نیروی بزرگ مردمی و انقلابی وطن دوست و اسلام خواه را باید با ضربات متواتربفرساید و توان استقامت سرزنده را سلب کند.
☆ایجاد تفرقه و انشقاق یکی از اهداف مذاکره تواند بود. چگونه؟
ترامپ به شکاف بین آرای پاره ای از مذاکره کنندگان با نگرش اصیل مقاومت واقف است.خود مردم ما هم با هوش و پشتیبان ولی فقیه و حامی مواضع ایشانند و متفکرند . خوب بدیهی است می پرسند: مگر ترامپ اطلاع نداده بود ده شرط را پذبرفته؟ پی مذاکره در باره امر پذیرفته شده چه معنی دارد؟!! ماجرای تقلیل ده شرط رهبرمعظم بی سرو صدا به پنج شرط و عدم توضیح آن برای ملت و بی اعتنایی و بی احترامی به مردم چیست؟ غرامت چه شد؟ چرا تبدیل.به صندوق بازسازی، شد؟ ده شرط رهبری را بیاد دارید:
کنترل تنگه هرمز بوسیله ایران. ایجاد پروتکل عبور مرور با تضمین حق کنترل ایران .پایان جنگ علیه همه محور مقاومت ازجمله لبنان.بیرون رفتن نیروهای رزمی آمریکا از منطفه و پایان استقرار در پایگاه ها. پرداخت غرامت و جبران خسارات. رفع همه تحریم ها ـ پذیرش حق غنی سازی ایران بوسیله آزاد سازی اموال ایران..... اما همه شروط زیر پا نهاده شد و پیشا شرط ها انجام نشد مذاکره گول زننده برای حل مشکلات فوری ترامپ شروع شد. چرا بجای بحرانی تر کردن وضع آمریکا داریم کمکش می کنیم؟
☆ طرح سرگرم کردن ملت برای تحزیه ایران و بلعیدن نفت خوزستان ادامه دارد . سرگرم کردن های تاکتیکی، فرسایش تدریجی مقاومت مردم بر اثر فشارهای توانفرسا به سبب سیاست های غلط پولی و اقتصادی و افزایش نارضایتی و.... خوب چنین مذاکره ای در خدمت کمک به آمریکا برای پیشبرد اهداف چهارساله ترامپ و زیر پا نهادن مطالبات مان، معنایش چیست. تهدید های به ثمر ننشسته را چه گونه نقد کنیم؟
☆اصلا توجه نمی شود پا پس کشیدن و عدم مقابله با عهد شکنی و کارهای آمریکا برای به شورش مجدد کشاندن مردم ازشدت فشار و کارهای غلط دولت در وسط جنگ ، ضربه بعدی پیش می رود.
☆ممانعت از پاسخ قاطع به پیمان شکتی آتش بس هلاکت بار است.
☆به قواعد بازدارندگی عمل نمی شود.
موضوع تغییر جهانی بر اساس خواست آمریکا، بنایش تجدید اقتدار آمریکاست. اما تغییر نظام جهانی از نظر ما پایان دادن به قلدری نیرویی شیطانی است که قدرتمندی اش با کشتتار تجاوز چپاول در آمیخته است. این تغییر، قدرت یابی و تحولی است که اجازه رشد به مامی دهد، مانع زندگی شرافتمندانه و توانیابی و پیشرفت نمی شود تا نگذارد ما قوی تر شویم. پس چرا باید مدام تسلیم فریب آمریکا برای فرسایش و رها کردن پیروزی های مردمی مان شویم؟
در این جاست که باخبر کردن مردم از آن چه می گذرد، ارزش حیاتی برای استقامت و جلوگیری از سازش دارد. نمی شود ترامپ و نتانیاهو محرم باشند و مردم ایران نامحرم. علت این وضع نگاه بوروکراتیک سازشکاران است. آنان به سود آمریکا نمی خواهند مردم باخبر از روند مذاکرات باشند زیرا آنان علیه سازش بد، فشار وارد می کنند تا مانع آن شوند و نگذارند عده ای ملت را در کار انجام شده قرار دهند. نه! تضمین، مردم دست خالی در خیابان نیستند. تضمین ، سه گانه متحد دست پر و اعمال قدرت نیروی نظامی، مردم در صحنه حامی مقاومت و دستاورد نظامی و همراهی دولت و با مردم و دیپلماسی در خدمت
مقاومت و حفظ قدرت است که از فشار بر مردم می کاهد نه آن که با قیمت های ناممکن برای زندگی با حقوق ۱۴میلیون و ۲۰ میلیون زمینگیرشان کند. و دیگر خرید دارو ممکن نباشد ومردم به ستوه آیند و از ابزارهای قدرت دست بشویید تا دشمن با دست پر مجددا حمله کند. اصلا فکر دست شستن آمریکا از اهداف استراتژیک جهانیش با مذاکره و صلح و پایان جنگ بدون اثبات شکست ناپذیری و اعمال قدرت ما جهالت بار بلکه خیانت بار و همان خط مفتضح اصلاح طلبی آمریکایی است.
☆☆☆☆
اجازه بدهید نخست روشن کنم جمهوری اسلامی را با معیارهای غربی وشرقی حکمرانی نمی توان اداره کرد. خدا در راس اسلام و کنش غیبی امام غائب عج، یقینا، حضور بی وقفه موثر و شاهد و عامل در لحظه به لحظه زندگی ما دارد. پس اگر نظام های ماکیاولیست حتی با نقاب مردم سالاری تقلبی (دموکراسی) و آزادی تقلبی (لیبرالیسم) بخواهند سر مردم کلاه بگذارند، سر خدا را نمی توان کلاه گذاشت. اسلام در ایران وجمهوری اسلامی نه تنها این ایمان را پاس می دارد بلکه سلاحی است تا سر مردم هم کلاه نرود. مومنان ایران در راس همه ملت ولی فقیه مطلقا به خدا و فرشتگان و پیامبران و مخصوصا حضور منجی موجودعج و سروری و امامت برحقش یقین دارند.پس سر مردم درجمهوری اسلامی کلاه گذاشته نمی شود و هر لغزشی افشا ومایه سلب اعتماد و مشمول عواقب بدیهی اش خواهد شد. بدین ترتیب نظارت قانونی وپرسش و نقد رسانه در تراز انقلاب اسلامی یک اصل است و دولت شهید رجایی وشهید رئیسی و بنی صدر و آقایان هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد و روحانی و دکتر پزشکیان درجنگ و صلح و مذاکره فرق شان همین رفتار با مردم هویدا می شد . مردم خواهان خبر تول هستند و مذاکره کنندگان و شورای امنیت ملی و دولت اگر با امام و امت و نیروی نظامی مقتدر یعنی فررندان امام و ملت همراه باشند واهمه ای از روایت اول و رسانه ندارند.