
در یک سیر تاریخی، باید به این نکته توجه داشت که بعد از پیامبر اکرم (ص) با توجه به شرایط خاص تاریخی، عموم مسلمانان و حتی برخی از شیعیان در ابتدا چندان با مفهوم «امام» بهعنوان یک نظام معرفتی_حکومتی آشنا نبودند و درواقع نیاز به معرفتسازی و تربیت یاران وجود داشت.
در همین ارتباط میبینیم عموم مسلمانان درباره امیرالمومنین (ع) بیشتر از تعبیر «وصی پیامبر» استفاده میکردند یا در زمان امام باقر (ع) و امام صادق (ع) ایشان را از ذریه پیامبر (ص) و اعلمالناس معرفی میکردند. درواقع یک دوره نسبتا طولانی یعنی تا دوره امامت امام رضا (ع) لازم بود تا اثر تربیتی و آموزشی همراه با جانفشانی ائمه و یاران صدیق آنها شکل بگیرد و امامت به مثابه نظام به شکل جدیتر و روشنتری در میان شیعیان فهم شده و جایگاه ویژهای پیدا کند.
بدین ترتیب با استحکام گرفتن اعتقادات مردم حول مفهوم نظام امامت میبینیم که پس از دوران امام رضا (ع) فضا بهگونهای است که امامت امام جواد (ع) در ۹ سالگی، امام هادی (ع) در ۸ سالگی و سپس امام عصر (عج) در ۵ سالگی برای اکثر شیعیان ایجاد تردید و شبهه نکرد. این نشان میدهد جامعه شیعی تا آن زمان بهخوبی تربیت شده و به بلوغ معرفتی لازم برای این درک این نظام رسیده بود. این تربیت و آموزش البته متوقف نشده است و چنان که میبینیم بهواسطه اقتضائات بحث جانشینی در دوره غیبت امام زمان (ع) جریانهای مختلف فکری در دوران غیبت نیز بهدنبال ایجاد مناقشه و نوعی مرکزیت برای خود بودند. برای مثال صوفیه از مفهوم قطب سخن میگفتند و بهائیت نیز از رکن رابعه سخن به میان میآورد، اما پاسخی که از دل فقاهت اصیل تایید شده از سوی خود امام زمان (ع) بیرون آمد، اجتهاد و نظام تقلید بیرون بود که اساس ایده ولایت فقیه تشکیل میدهد. به عبارت دیگر، این ایده تجلی گاه حضور امام و جایگاه برتر ایشان بهعنوان رهبر اصلی و ولایت فقها بهعنوان نایبان آن حضرت بوده است.
همانگونه که جا انداختن مفهوم نظام امامت نیاز به زمان و آموزش داشت، در مسیر زمینهسازی جهانی برای مفهوم ظهور امام زمان مفهوم ولایت فقیه دارای جایگاهی ویژه و منحصربهفرد است که نیاز به مربی و زمان داشت و در این میان بهطور خاص ایدهها و سیره عملکردی حضرت امام خمینی (ره) و حضرت آقا (امام شهید) نقشی اساسی در تبیین آن برای شیعیان و تحقق عملی این ایده داشتند. اکنون که از این زاویه دید و از پس بررسی نتایج نزدیک به نیمقرن اخیر کارنامه این دو امام بزرگوار، برای ما بسیار مشخصتر است که تجلی نظام مبتنی بر ولایت فقیه در کشور ما مأموریت تاریخی و الهی در جهت زمینهسازی ظهور بوده و ما اکنون متوجه میشویم که چقدر عملکرد این دو در امتداد و مکمل یکدیگر بوده است.
به اعتقاد بنده، با شهادت حضرت آقا، ما وارد دوران جدی و کاملا نزدیک ظهور شدهایم. یعنی مأموریت به انجام رسیده است. این دو بزرگوار را باید دارای مأموریتی دانست که هنوز شاید اصطلاح شرعی مشخصی برای توصیف دقیق آن نداشته باشیم، اما با رعایت احتیاط در بیان، این مأموریت را میتوان حتی فراتر از مأموریت انبیا دانست. زیرا همه انبیا برای تحقق این هدف آمده بودند و انجام آن بهدست این دو بزرگوار صورت گرفت.
اساسا مأموریت امام خمینی (ره) وارد کردن ما به دورهای کاملا جدید و متفاوت از قبل بود؛ مأموریتی که نیازمند قدرت معنوی عظیمی بود و این قدرت در وجود امام تجلی داشت. امام باعث احیا و گسترش و تعمیق آموزههای اصیل شیعی در جامعه ما و حتی در میان سایر ملل شدند و امام شهید، هم با قدرت همان مسیر را ادامه دادند.
امام به ما آموختند با یک تمدن باطل مواجه هستیم؛ اینکه جنگ ما جنگی وجودی است. اینکه نبرد اصلی، نبرد حق و باطل است؛ و اگر میخواهیم تمدنسازی کنیم و زمینهساز ظهور باشیم، باید خود انسانهای وارستهای باشیم. همان نکتهای که حضرت آقا در آخرین سخنرانی خود نیز بر آن تأکید کردند و فرمودند همه مردم باید تک تک در حد سلمان رشد کنند؛ موضوعی که حضرت امام نیز همواره بر آن تأکید داشتند. اینها مفاهیمی هستند که امروز بیش از هر زمان دیگری به این آموزهها نیاز داریم؛ اینکه مسئولان و دولتمردان باید سادهزیست باشند. اینکه اخلاق کارگزاران در شکلگیری جامعه و دولت اسلامی نقش تعیینکننده دارد. اینکه انقلاب باید به سراسر جهان صادر شود_ و امروز ما به وضوح شاهد تحقق این آموزه یعنی صدور انقلاب به سراسر جهان هستیم و درواقع شاهد به ثمر نشستن مجاهدتهای امامین انقلاب در این زمینه و آشنا شدن بسیاری از مردم جهان با ایران و انقلاب و حقانیت شیعه ذیل مفهوم جریان مقاومت هستیم_ همه اینها ایدههایی هستند که بهواسطه مجاهدت امام و یارانش بسط و گسترش یافت شد و همانطور هم که دیدیم، هیچگاه امام شهید بهعنوان رهبر بعدی و مردم انقلابی در هیچ برههای از این آموزهها عقبنشینی نکردند.
همچنین میبینیم عبور از تقسیمبندیها رایج پوچ جهانی (شرق و غرب) و در عوض ارائه تفکیک اصولی میان مستکبران و مستضعفان که از سوی امام بر آن تاکید میشد، همچنان زنده و تازه است و میبینیم که هر روز نیز ابعاد تازهتری پیدا میکند. همچنین نگاه عاشورایی به حوادث و زنده نگهداشتن فرهنگ عاشورا موضوعی است که ریشهای فراتر از دوران انقلاب دارد، اما امروز آن را در قالب جهانی شدن عزاداری امام حسین (ع) در سراسر جهان و راهپیمایی اربعین بهخوبی میبینیم.
در مجموع، اکنون مشاهده میکنیم این ملت بزرگ با آموزشهایی که تحت نظارت و هدایت امامین انقلاب دریافت کردند وارد دورهای کاملا متمایز و جدید شده است. قدرت و سرزندگی این ملت و اینکه در همان مسیر مورد تایید و تأکید امامان انقلاب و با همان دست فرمان سابق حرکت میکنند، بیانگر قوت و کارآمدی آموزهها و نویدبخش آینده بسیار روشنی است که طبق همان برای این ملت و مستضعفان جهان در انتظار است.
مرور بزرگترین جنجالهای تاریخ جام جهانی (۵)