با خیانت دولتمردان لبنانی، نیروهای حزب‌الله به‌تنهایی در برابر متجاوزان صهیونی مقاومت می‌کنند

رزم جانانه علیه اشغالگران

نیروهای اشغالگر قدس در ادامه تجاوزات به خاک لبنان، روز گذشته با به‌کارگیری یگان‌های زرهی و پشتیبانی هوایی، به عمق استان نبطیه نفوذ کرده و قلعه تاریخی بوفو را به اشغال خود درآوردند. این قلعه قرون‌وسطایی، که نمادی از تاریخ غنی کشور و نقطه‌ای استراتژیک در جغرافیای دفاعی جنوب لبنان به‎شمار می‌رود، اکنون تحت کنترل نیروهای متجاوز قرار گرفته است. همچنین وزارت بهداشت لبنان اعلام کرد از دوم مارس (۱۱ اسفند ۱۴۰۴) تاکنون در جریان درگیری‌های جاری بین اسرائیل و حزب‎‏الله، ۳۳۷۱ شهید و ۱۰۱۲۹زخمی گزارش شده است.
نیروهای اشغالگر قدس در ادامه تجاوزات به خاک لبنان، روز گذشته با به‌کارگیری یگان‌های زرهی و پشتیبانی هوایی، به عمق استان نبطیه نفوذ کرده و قلعه تاریخی بوفو را به اشغال خود درآوردند. این قلعه قرون‌وسطایی، که نمادی از تاریخ غنی کشور و نقطه‌ای استراتژیک در جغرافیای دفاعی جنوب لبنان به‎شمار می‌رود، اکنون تحت کنترل نیروهای متجاوز قرار گرفته است. همچنین وزارت بهداشت لبنان اعلام کرد از دوم مارس (۱۱ اسفند ۱۴۰۴) تاکنون در جریان درگیری‌های جاری بین اسرائیل و حزب‎‏الله، ۳۳۷۱ شهید و ۱۰۱۲۹زخمی گزارش شده است.
کد خبر: ۱۵۵۴۲۴۶
 
در راستای همین روند، نظامیان صهیونیست دیروز برای تمام مناطق جنوب رود الزهرانی هشدار تخلیه صادر کردند و انتظار آغاز عملیات وسیع زمینی نیز وجود دارد. این عملیات، بخشی از سیاست مستمر رژیم اشغالگر در ایجاد مناطق حائل و تضعیف عمق استراتژیک مقاومت اسلامی لبنان است. با‌این‌حال، تجربه سال‌های گذشته نشان داده که هرگونه تعرض به خاک لبنان، نه‌تنها نتوانسته اراده محور مقاومت را درهم بشکند، بلکه با تقویت روحیه جهادی و مردمی، به انسجام بیشتر آن انجامیده است. 

با تشدید عملیات رژیم صهیونی در جنوب لبنان، حزب‌الله با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که رزمندگان مقاومت اسلامی دیروز زیرساخت‌های نظامی ارتش صهیونیستی را در شهرک الکریوت در شمال شهر اشغالی حیفا موشک‌باران کردند.
پیش‎تر نیز شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب‎الله در سخنرانی ۳خرداد به‌‎مناسبت سالگرد عید مقاومت و آزادی تاکید کرد بود: «خلع‌سلاح مقاومت درواقع سلب توان دفاعی لبنان و مقدمه‌ای برای نابودی است و ما هرگز آن را نخواهیم پذیرفت.» بنابراین نبرد مقاومت اسلامی لبنان تا خروج اشغالگران صهیونی مشابه روند ۲۰۰۰ ادامه خواهد داشت.
     
نبرد فرای رودخانه لیتانی
نیروهای اسرائیلی پس از چراغ‎سبز بنیامین نتانیاهو، نخست‎وزیر رژیم‌صهیونیستی از رود لیتانی عبور کرده و در حال پیشروی به سمت شمال لبنان هستند. رهبر حزب لیکود تصریح کرد: «من به نیروهای دفاعی اسرائیل دستور دادم که مانور خود را در لبنان گسترش دهند. نیروهای ما موانع قدرتمندی را پشت‌سر گذاشتند. آنها مناطق فرماندهی را تصرف کردند و تپه بوفورت [قلعه الشقیف] را به‌دست‌آوردند و اکنون دستور من این است که تسلط خود را بر مناطقی که تحت کنترل حزب‌الله بودند، عمیق‌تر و گسترده‌تر کنیم.»
سربازان صهیونی، در حال اشغال حدود ۲۰۰۰ کیلومترمربع از خاک لبنان هستند که معادل نزدیک به ۲۰درصد از مساحت این کشور قلمداد می‎شود. واپسین تهاجم‎های ارتش اسرائیل، واحدهای خط‎شکن را به نزدیکی شهر نبطیه رسانده و آنها به زوطر شرقی و روستای شوکین نیز نفوذ کرده‌اند.
نبطیه، مرکز شهری و لجستیکی کلیدی در جنوب لبنان بوده که به‌عنوان گره پشتیبانی انسانی و تدارکاتی جنبش حزب‎الله عمل می‌کند. در مسیر مرکز این استان، نظامیان تیپ‌های گولانی رژیم‌صهیونیستی، قلعه بوفور (قلعه شقیف آرون) را به ‎اشغال خویش درآوردند. اهمیت قلعه قرون‌وسطایی مذکور در اشراف آن بر مناطق جنوب لبنان، رود لیتانی، وادی سلوقی، مرجعیون، نبطیه و حتی بخش‌هایی از الجلیل در شمال اراضی فلسطین اشغالی است. به‎عبارت دیگر هر نیرویی که این ارتفاعات را در اختیار داشته باشد، مزیت دیده‌بانی، هدایت آتش توپخانه، شناسایی پهپادی و کنترل خطوط تدارکاتی را به‌دست‌می‌آورد.
با افراشته‎شدن پرچم رژیم بعد از جنگی سخت بر فراز قلعه بوفور، یسرائیل کاتس، وزیر جنگ اسرائیل وقیحانه اظهار داشت: «نیرو‌های نظامی ما به‌عنوان بخشی از منطقه امنیتی جدید تا اطلاع ثانوی در قلعه بوفور خواهند ماند.» ارتش رژیم‌صهیونیستی اکنون در پنج کیلومتری شهر نبطیه قرار دارد و شواهد نظامی و بیانیه‎های سیاسی مقامات تل‎آویو نشان می‌دهد نیت آنها برای اشغال مناطق شمال رودخانه لیتانی تا حاشیه رودخانه الزهرانی کاملا جدی است.
     
دفاع در عمق مقاومت
پیشروی‎های اولیه ارتش رژیم صهیونی ممکن است که به‌عنوان قطعیت برتری عملیاتی تل‎آویو ارزیابی شود، اما بدون فهم کلان استراتژی نظامی حزب‎الله، نگاه‌مان به جبهه جنگ جنوب لبنان ناقص می‌ماند. مفهوم «دفاع در عمق» مقاومت اسلامی لبنان بر این فرض استوار است که جلوگیری از پیشروی اولیه دشمن در مرزها الزاما هدف اصلی نیست، بلکه هدف، فرسایش تدریجی توان رزمی او در لایه‌های متوالی جغرافیایی است. در این چارچوب، نیروهای مدافع اجازه می‌دهند یگان‌های پیشرو ارتش اسرائیل تا حدی در خاک جنوب لبنان نفوذ کنند، اما همزمان با عقب‌نشینی حساب‌شده، آنها را به شبکه‌ای از مناطق از پیش آماده‌شده می‌کشانند. این لایه‌ها شامل مواضع پدافندی، مسیرهای کمین، میدان‌های مین و نقاط آتش از پیش ثبت‌شده هستند که به‌صورت مرحله‌ای فعال می‌شوند و هزینه پیشروی را به‌طور تصاعدی افزایش می‌دهند.
در کنار این راهبرد، تاکتیک موسوم به «کندوی عسل» نقش مکمل ایفا می‌کند. در این الگو، منطقه‌ای کم‌دفاع یا به‌ظاهر قابل نفوذ، به‌عنوان طعمه رها می‌شود تا مهاجمان را به درون خود بکشاند. به‌محض تمرکز نیروهای دشمن در این فضا، واحدهای ضدزره، تک‌تیراندازها و تیم‌های موشکی از چند جهت وارد عمل می‌شوند و با ایجاد آتش متقاطع، یگان مهاجم را در موقعیتی شبیه به محاصره نسبی قرار می‌دهند. این تاکتیک به‌ویژه در زمین‌های ناهموار جنوب لبنان، شامل دره‌ها و ارتفاعات مشرف بر محورهایی مانند رود لیتانی، کارایی بالایی دارد، زیرا امکان پنهان‌سازی و جابه‌جایی سریع تیم‌های کوچک رزمی را فراهم می‌کند.

ترکیب این دو رویکرد باعث می‌شود که پیشروی اولیه ارتش اسرائیل از یک عملیات مانور سریع به یک نبرد فرسایشی پیچیده تبدیل شود. در چنین شرایطی، برتری تکنولوژیک و زرهی اسرائیل تا حدی خنثی و ابتکار عمل به سطح تاکتیکی و واحدهای کوچک منتقل می‌شود. هدف نهایی این الگو نه الزاما توقف کامل دشمن در خطوط مقدم، بلکه افزایش هزینه انسانی و روانی عملیات، ایجاد تأخیر در دستیابی به اهداف عملیاتی و درنهایت، تضعیف اراده سیاسی برای ادامه پیشروی در عمق خاک لبنان است.
     
اهرم‌‎تراشی ترامپ
در یک چارچوب تحلیلی، می‌توان پیشروی محدود ارتش اسرائیل در جنوب لبنان را صرفا یک اقدام تاکتیکی ندانست، بلکه آن را در پیوند با معادلات گسترده‌تر منطقه‌ای تفسیر کرد. در این نگاه، فشار بر حزب‌الله به‌منزله اعمال فشار غیرمستقیم بر ایران تلقی می‌شود. این فشار می‌تواند با متغیرهای ژئوپلیتیکی کلیدی مانند تنگه هرمز گره بخورد و در نتیجه، در سطحی فراتر از میدان نبرد، به ابزار چانه‌زنی تبدیل شود. بر این اساس، میدان لبنان به‌صورت بالقوه به یکی از عرصه‌های تنظیم توازن در مذاکرات بزرگ‌تر بدل می‌شود.
در نسبت‌دادن این منطق به کنشگری دونالد ترامپ، می‌توان از راهبرد «اهرم‌سازی پیرامونی» سخن گفت که در آن، فشارهای غیرمستقیم برای بهبود موقعیت در مذاکرات مستقیم به کار گرفته می‌شود. در چنین الگویی، ترکیب گزینه نظامی نیابتی با فشار اقتصادی و دیپلماتیک، با هدف افزایش هزینه‌های طرف مقابل طراحی می‌شود. برخی گزارش‌های منتشرشده در نیویورک تایمز نیز به تمایل برای ارائه پیشنهادهای سختگیرانه‌تر اشاره دارند که می‌تواند با چنین رویکردی هم‌راستا تلقی شود. در نتیجه، تحولات میدانی نه صرفا امنیتی، بلکه بخشی از یک بسته چندلایه فشار قابل فهم خواهد بود.
با‌این‌حال، این رویکرد با محدودیت‌های ساختاری و ریسک‌های جدی همراه است. نخست، پویایی‌های میدانی در جنوب لبنان به‌سادگی قابل کنترل نیست و امکان تشدید ناخواسته تنش وجود دارد که می‌تواند به گسترش درگیری منجر شود. دوم، هم‌راستایی کامل اهداف اسرائیل و ایالات متحده محل تردید است و هرگونه واگرایی، کارایی اهرم‌سازی را کاهش می‌دهد. درنهایت، تجربه‌های پیشین نشان داده‌اند که فشارهای فزاینده لزوما به امتیازدهی سریع نمی‌انجامد و چه‌بسا موجب افزایش انسجام داخلی طرف ایرانی و پیچیده‌تر شدن مسیر مذاکرات شود.
newsQrCode
برچسب ها: لبنان
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها