دست بالا، دست پایین

موضوع علت دست بالا داشتن میدان و امام امت و ملت درخیابان و دست پایین دیپلماسی و مذاکره کنندگان ما و شورای امنیت ملی ، موضوع بس جدی و ییچیده و آینه ی وضعیت واقعیت ایران است که تنها با اتکال به خدای قادر متعال و شکیب و خرد و اتحاد امت و دولت گرد ولی فقیه می توان آن را به خیر وعافیت ختم کرد.
کد خبر: ۱۵۵۴۰۴۸
نویسنده احمد میراحسان
 
نکته ای که در این میان پیشاپیش باید بدان توجه کرد این نکته است که نیروی موحد و صادق و مردمی هیچ  هراسی از گفتگوی آزادانه  اندیشمندان و آگاه کردن مردم در باره چالش های انقلاب و استکبار از جمله روشنگری در خصوص  مسائل مذاکره، مثل غرامت و  اموال و پول های بلوکه شده  ندارند و بر عکس علاقمندند جزییات بحث شود تا سوراخ ها و خلل سبب کلاه گذاشتن سر مذاکره کنندگان ایران نشود. اما آنان که می خواهند به هر قیمت با آمریکا سازش کنند هیچ میلی  به روشن شدن جزیبات ندارند. دوست دارند چراغ خاموش حرکت کنند تا موی دماغ نداشته باشند. در حالی که اگر اصل منافع مردم و اصلاح اشتباهات باشد باید از  بررسی و نقد مذاکره استقبال کند چون چیزی پنهان علیه استقامت و رویکردی ضد صداقت انقلابی در میان نیست. از همین جاست که در آگاه شدن به چشم اسفندیار مذاکره، یا پرده پوشی آن ریشه های مسائل کنونی ما و مردم و انقلاب و پیروی از ولی فقیه نهفته است.  و نیز این نکته که چرا ما دست بالا را در مقاومت داریم ولی در دیپلماسی  دست پایبن برخورد می کنیم. 
☆☆☆☆☆      
برای ادراک علل این پدیده جزیی باید عمیقا موقعیت آینگی و سرپلی میهن  عزیز مان را در تقدیر زمین  درک کنیم.  در مرحله بعد باید بدانیم پس جنگ ایران و آمریکا یک جنگ نیست  ، بلکه جنگ ها در دل دارد هم زهدان جنگهای جهانی تغییر دوران است وهم در داخل میدان  جنگ آینده ایران و محتوای حقیقی حکمرانی ایرانی_اسلامی یا نظامی سکولار است وهم جنگ جریانهای سیاسی داخلی و ماهیت ایدئولوژیک آن هاست و هم راه مدرنیته در برابر راه عدل جهانی موعود (عج)  هم در اصل  جنگ توحید وکفر است. جنگ نهان روشی و نفاق با صداقت و راستی است و..... برای همین بس جهالت بار است اگر آن را در مقیاس یک سال و چهارسال ترامپ  درک کنیم. این جنگ فعلا در قالب  یک امر جزیی  ظهور یافته است. موضوع بازتاب مسئله خدا و ناخدا در آینه جنگ ادراکی  امامت و، ملت/ امت، و مذاکره! اما همه جنگ های ما  ریشه در برخورد به همین امر دارد. 
☆☆☆☆☆
   آیا اصلا این موضوع اهمیتی دارد که  مردم در باره مذاکره چه حقی دارند ،  چه نظری دارند، نیازمند  قرار گرفتن در جریان چالش هایند و باید اقناع شوند؟  برای دیدگاهی مهم است و یک حق بشمار می آید. برای جریانی هیچ وجوب ندارد و حتی سبب پیدایش  مشکلاتی  می شود و برای گروهی هم مسئله با حرف و فریب ملت و گول مالی سرشان تمام شدنی است. در ایران نظر و عمل دو امام  انقلاب اسلامی بر اساس قرآن و عترت و عقل مبین آن بود که مردم و آگاهاندن مردم و حق مردم با راستگویی تمام برای شان موضوعیت جدی و اصلی دارد. چون این سرنوست شان است. آنان مدام  با مردم سخن می گفتند و مدام حقایق را  با آنان درمیان می‌گذاشتند. فقط جهت اعلام فشارهای اقتصادی تازه برگرده مستضعفان  نبود و یا برای برانگیختن احساساتشان نبود که حرف می زدند. آنان را نسبت به حقوقشان آگاه می کردند و از درست و غلط عمل دولت سخن می گفتند و اجازه نمی دادند هر مسیر غلط پیش رود و به مردم می گفتندبنا به اسلام برخورد درست چیست. وبا حرام ها ومکروهات اداره مملکت مرزبندی می کردند و البته هرگز از کمک به دولت برای طی راه درست کشورداری اسلامی  و اصلاح چشم نمیپوشیدند . 
در باره جنگ و مذاکره وصلح هم آنان همین قدرصادقانه با مردم رفتار می کردند و هرگز سر مردم کلاه نگذاشتند و خود بارسنگین مسئولیت راستگویی را بدوش کشیدند. سید حسن نصرالله و حاح قاسم و شهدای گمنام ونامور چنین بودند. یا پس از رویکرد صادقانه به مردم شهید شدند. هم چنین  مردم می دانستند نظرصادقانه آنان درباره اصل مذاکره  کلا و مذاکرات معین  با شیطان بزرگ چیست و دولت و دیگران چه می گویند و اجازه مذاکره به سبب باور ولی فقیه به آن است یا فشار به رهبر ویا  احترام به نهاد سازی  و  انتخاب مردم است تا مردم خود درست انتخاب کنند و بیاموزید خود  مسئولیت کارشان را  به عهده گیرند و... و  امام تا مجبور نباشد به حکمی متوسل نمی شود که اتحاد را برهم زند. مگر برابر اغتشاش و عصیان طرف  مقابل. 
در این انقلاب جناح متحجر هیچ اعتقادی به مردمسالاری اسلامی نداشت.  و از همان نگاه شاه و بنی امیه و.... بهره می برد و جناح غربگرای اهل نفاق و سکولار راه شیره مالیدن سر مردم را به عنوان شیوه عاقلانه حکمرانی ماکیاولیستی و لیبرال غربی و خصوصا بازی آمریکایی حکمرانی، و استفاده از احساسات مردم  از زمان بنی صدر مکررا استفاده کرده است.
امروز مردم با باور کامل به تجربه و  الگوی عمل دو ام
 
ام بزرگوار است که عمیقا اعتقاد دارند درباره مذاکره و جنگ و صلح فقط به هدایت ولی فقیه و امر او پایبندند نه فشار بر ولی فقیه و یا پیشه کردن راه سازش طلبان و تسلیم گرایان.   غربگرایان از آنکه مدام سخن امام خمینی( ره )بزرگ و امام شهید معزز در باره جنگ و مذاکره وصلح  یاد آوری شود هراسان و خشمگین و دست کم ناراضی هستند. زیرا سخن آنان نور و هدایت علیه اغوای شیطانی  است که محصول نگرش غربزده و تسلیم طلب است.  نگاهی  که اگر امام دلبند ملت  ، خمینی بزرگ در برابر نهضت آزادی و بنی صدر پیگیرش نبود، نگاهی  که اگر امام شهید خامنه ای عزیز برابر غرب باوران از زمان مرحوم هاشمی و خاتمی و رهبران اغتشاش ۸۸ و دوران دوم احمدی نژاد و روحانی و....  وکودتای خزنده و استحاله گری سکولار تسلیم طلب همه جانبه علیه اش اقدام  نکرده بود امروز ایران لیبی وسوریه بود. نفی دانش هسته ای، نفی قدرت موشکی ، نفی سپاه، نفی استقلال، نفی مقاومت و....
 
با  کدام  استقامت عظیم روحیه انفلابی و تربیت جان مردم و با چه قدرت و سلاحی و ایمان و باوری از گاوشیر ده شدن مان می توانستیم جلوگیری کنیم! با  روح چاکری خواهی رفرمیسم  غربی و اعتماد به شیطان!!!!! عجیب است وقاحت غرب پرستان بدین حد است که لحظه ای به نتایج عملی نگرش ضد انقلابی و ضد دینی   وسکولار و سازشکارشان نمی اندیشند. و همان راه را ادامه می دهند. امام مردم همچنان تنها به هدایت رهبر معظم و خرد قرآنی  عدالت علوی و شجاعت و تقوی و تدبیر ولی فقیه دلبسته اند. و روش قرآنی مذاکره و اعتمادو صداقت ولی فقیه نسبت  به مردم باور دارند 
☆☆☆☆
حال مطمئنیم از منظر سیاست اسلامی و انقلابی مردم در این مذاکرات چه کاره اند؟ پاسخ به این پرسش بر میگردد به دو نگاهی که در باره مردمسالاری  وجود دارد و نیز نسبت مردم و مذاکره : 
☆نگاه  غربی، چه لیبرال موکراسی و چه سوسیالیستی یعنی  دموکراسی توده ای،که  ماهوا متکی به آموزه های ماکیاولی است وریشه اش آن جاست. این نگرش در تاریخ تطور فکر از رنسانس تا عصر موسوم  به روشنگری و تا امروز همواره از مردم سخن رانده و سخنرانی های غرّا در ستایش مردم و نقش شان برزبان رانده اما همواره چه به بهانه قدرت کل مردم و چه طبقه کارگر و مردم استثمار شونده،  از منافع قدرت و حکمرانان و طبقه الیگارش و فرادست سرمایه سالار، و دارای امتیاز و  طبقه دارای اقتدار و اختیار بر  قوای حکومتی و ماشین دولتی  دفاع کرده اند. و با مردم مستضعف با تحقیر و عدم صدق و زورگویی و فشار و تحمیل و استثمارو تبعیض در عمل و اغوا در حرف بر خورد کرده اند.
 این بهره گیری از مردم و فریب مردم و قربانی کردن مردم  به سود بقای قدرت طبقه قدرتمند و ممتاز یعنی ثروتمندان متفرعن در جهان مدرن هرچند با اولین طلیعه  تمدن  و قدرت های متکبر و فرعونی در حکمرانی مستبدانه ظهور یافته اما در دولت مدرن شکل بسیار پیچیده و نهان کارانه ای به خود گرفته و در پوشش آزادی  انتخابات، رای گیری،  دولت همگانی، دولت عدالت اجتماعی  دولت پرولتاریایی و دولت رفاه، همواره محتوای ماکیاولیستی قدرت و اقتدار اقلیت زراندوز مسرف را باز تولید کرده است. 
☆  باور توحیدی  ، نگاه مقابل بشر خود بنیان  است ، یعنی نگاه الهی و اسلامی، نگاه وحی،نگاه کتاب آسمانی، پیام  پیامبران و اولیای خدا علیهم السلام و نگاه قرآن، و خاندان وحی. و اساسا نگاهی اصیل و مبتنی بر معرفت وحی و عقل است.  قدرت حقیقی، قدرت یکتای خداست. آنانکه بدان باور دارند، قدرت را برای اجرای عدالت و خدمت به مستضعفان و یاری به محرومان می خواهند تا مردم در توحید و دادگری رشد کنند، عملا دین را بکارمی گیرند. عدالت اصل این قدرت است که خداوند آن را  به   تفویض کرده  تا حقوق کل مردم رعایت شود و کل اجتماع هر یک در جایگاه خود متحدا عمل کنند و  به همکاری بر مبنای تقوا وحفظ حقوق همدیگر و یاری به یکدیگر بپردازندو از آزمایش خدا سربلند بیرون آیند.    سرپرستی معصوم علیهم السلام برای انجام فرامین الهی اصل است.  ودر غیاب معصوم هم جانشین دانای دین توانمند به اداره جامعه  مکلف به دفاع از عدالت است. خدمت به مردم و صداقت و راستگویی. وعده حکومت به مستضعغان و عدالت  اجتماعی  در قرآن و در روایات ار نهح البلاغه تا حدیث ائمه اطهار  ع تاکیدشده  و حکومت جهانی عدل موعود  امام زمان عج  قطعی است و تا آن زمان باید سعی کرد در وسع  جامعه نظامی راستگو وصادق با مردم و مراعات کننده حقوق مردم و عدالت محور و مردمسالار پدید آورد.  صدق حکومت با مردم اصل است و نه در حرف بلکه عملا حکومت با اجرای فرامین الهی باید به مردم خدمت کند.ومردم  از سوی خدا ولینعمت  قدرتمندان هستند و این اصل است. در قرآن و نهح الباغه بویژه خطبه ۱۳۵ تکالیف حکومت و مردم نسبت به هم شرح داده شده است.
 
در اسلام هرگز رسول خدا  صلوات الله علیه و آله و اوصیاء سر  مردم  کلاه ننهادند  و دعوت به راستگویی و خیرخواهی نسبت به هم کردند. مرد
 
م معصوم نیستند و وقتی راه خطا می روند باید حقیقت را به آنان گوشزد کرد و آن راه را دنبال نکرد.  دولت ها هم معصوم نیستند و مردم حق نصیحت، اعتراض به دروغ و فساد و بیعدالتی و کژی  دارند واگر دولت به دولتی جائر  بدل شود حق سرنگونی آن تحت سرپرستی دانای دین حق شان است. مردم در غیاب سرپرستی معصوم عقلاو شرعا  باید از ولی فقیه که عادل و متقی باشد  پیروی نمایند. این نکات  کلیات است و حتمی الاجراست. 
☆☆☆☆
حال با باور به عدالت و صدق و راستگویی به مردم و عدم استفاده ابزاری از ملت و وفاداری به سرپرستی فقیه واجدالشریط، ببینیم  در مذاکرات  مردم چگونه منفعل نباید باشند و باید چه کنند؟  
☆اولین وظیفه دولت اجرای فرامین اسلام(قرآن مجید و عترت) در جنگ و مذاکره و صلح است. 
☆ تشخیص این امر به عهده ولی فقیه است.  چون پذیرش و عدم پذیرش مواد پیمان نامه و صلح قانونا و عقلا و شرعا به عهده اوست.  
☆حق مردم است که حقایق اساسی جنگ و صلح به اطلاع مردم برسد. چنان که در شب عاشورا 
☆با مردم باید چون رسول  اعظم خدا،  امیرالمومنین  و امام حسن و امام حسین سلام الله علیهم رفتارکرد. و سرشان کلاه نگذاشت. 
اما برای جریان بوروکراتیک و تکنوکراتیک این راستگویی به مردم نه تنها  هیچ  وجوبی ندارد، بلکه حتی سبب پیدایش دردسر  می شود چوپ مردم گله گوسفندند و حق ندارندو فقط عروسک کوکی در خیابانند که حتی رسانه نباید پلاکاردهای مطالبه و مقاومت شان را نشان دهد ، و برای گروهی هم مسئله با حرف و فریب ملت و گول مالی سر مردم تمام شدنی است. در ایران نظر و عمل دو امام  انقلاب اسلامی، طبق اجتهاد  و اتکای استنباط صحیح   مبین آن بود که مردم و آگاهاندن مردم و حق مردم با راستگویی تمام برای شان موضوعیت جدی و اصلی داشت.آنان مدام  با مردم سخن می گفتند و مدام حقایق را  با آنان درمیان می گذاشتند. فقط جهت اعلام فشارهای اقتصادی تازه نبود و یا برای برانگیختن احساساتشان نبود که با مردم  حرف می زدند. آنان را نسبت به حقوقشان آگاه می کردند و از درست و غلط عمل دولت سخن می گفتند و اجازه نمی دادند هر مسیر غلط پیش رود و به مردم می گفتند برخورد درست چیست وبا حرام ها ومکروهات اداره مملکت مرزبندی می کردند و البته هرگز از کمک به دولت برای طی راه درست کشور چشم نمی پوشیدند .         
 اگر مبانی ما مبانی دو امام برذگوار و موحد و فقیه  و اهل مقاومت برابر کفر محارب و دفاع از حق باشد و نگرش التقاطی  مدرن و سنخیت با شیطان بزرگ و دانش استعماری نداشته باشیم در دیپلماسی فعال متحد با میدان و ولی فقیه و: امت دست بالا را خواهیم داشت.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها