بازسازی ابعاد گوناگون فیزیکی، نرمافزاری و همچنین حوزههای علوم انسانی را دربرمیگیرد. بدیهی است دانشگاهیان باید پیوندهای خود با بدنه جامعه را تقویت کنند و گسترش دهند. البته این فاصله، پدیدهای نوظهور نیست؛ چنانکه در دوران انقلاب نیز بسیاری از جامعهشناسان از درک عمق خیزش مردمی عاجز ماندند.
اما یکی از چالشهای اساسی که امروز با آن مواجه هستیم، ترویج فرهنگ «سکولاریسم دانشگاهی» است که ریشه در رویکردهای غربی دارد. این رویکرد، منجربه جدایی دانشگاه از متن جامعه و مسائل حیاتی آن شده است.
وقتی استادی تنها بر حوزه تخصصی خود تمرکز میکند و خود را از مسائل کلان اجتماعی و سیاسی برکنار میداند، با نتیجهای جز نادیدهگرفتن مسئولیت اجتماعی این نخبه در برابر بازسازی و بهعبارت بهتر، توسعه کشور روبهرو نخواهیم بود.
این درحالی است که فرهنگ اسلامی، رویکردی کاملا متفاوت دارد و بر مسئولیت همگانی در قبال سرنوشت جامعه تاکید میکند، چراکه اعضای جامعه با هر تفکر و تخصصی، نسبت به سرنوشت جامعه مسئول هستند؛ اصلی که در سکولاریسم کمرنگ شده و امروز بیشتر از هر زمان دیگری نیازمند احیا است. البته که این بهآنمعنا نیست که یک متخصص شیمی باید در مورد رشته حقوق تخصصی اظهار نظر کند، بلکه ضرورت دارد که در بزنگاههای حساس اجتماعی و در مواجهه با تهدیدات، از دغدغه جمعی آن جامعه و فراتر از مرزهای تخصص فردیاش
حرف بزند.
بهاینترتیب بهنظر میرسد پررنگنمودن نقش دانشگاه در بازسازی، مستلزم بازگشت به اصالتهای فرهنگی ایرانی-اسلامی است؛ بههمیندلیل زمانی که این فرهنگ در جایگاه درست خود قرار گیرد، فرآیند بازسازی به طور طبیعی و خودجوش محقق خواهدشد.
فراموش نکنیم که دانشگاهیان تاکنون در توسعه زیرساختهای کشور، از احداث پلها و تامین تجهیزات گرفته تا ارتقای سطح خدمات پزشکی، عملکردی قابل ستایش داشتهاند. چشمانداز آینده، ادامه این توسعه با تمرکز بر اهداف ملی و مسئولیتپذیری اجتماعی است.