این آمار، بیانگر عبور از منابع زیرزمینی و حرکت بهسوی دریاست چراکه تکیه بر آب دریا دیگر یک انتخاب لوکس نیست بلکه تنها راه بقا برای استانهای گرم و خشک ایران است.
استان هرمزگان، با وجود همجواری با بیکرانگی خلیجفارس، سالهاست با واژهای بهنام تنش آبی دستوپنجه نرم میکند. خورشید سوزان و تبخیر بالای منابع سطحی، چارهای جز نگاه به افقهای شور دریا باقی نگذاشته است. در چنین شرایطی، گذار از کشاورزی سنتی و تکیه بر آبهای فسیلی که سفرههای زیرزمینی را به زوال کشانده، به اولویتی گریزناپذیر تبدیل شده است.
تأمین آب؛ از چاه تا دریا
تغییر الگوی تأمین آب در استان هرمزگان یک ضرورت تاریخی است. وابستگی ۲۵درصدی به سدها و چشمهها و ۴۰درصدی به چاههای زیرزمینی، ریسک بزرگی در سالهای خشکسالی محسوب میشود. امروز، آبشیرینکنها دیگر نه یک طرح آزمایشی بلکه ستونفقرات شبکه توزیع استان هستند. مدیریت صحیح این منابع، نیازمند برنامهریزی کلانی است که استانهای جنوبی را بهعنوان پایلوت شیرینسازی و انتقال آب به فلات مرکزی معرفی کند. این استراتژی، میتواند امنیت آبی جنوب را تضمین کرده و همزمان فشار بر سفرههای زیرزمینی را کاهش دهد.
ابرپروژه چارک؛ مرهمی بر زخمها
در میان این دغدغهها، ابرپروژه انتقال آب از «چارک به بستک» بهعنوان نمادی از اراده برای حل بحران در غرب هرمزگان خودنمایی میکند. این طرح که با پیشرفت فیزیکی ۹۰درصدی در آستانه بهرهبرداری قرار دارد، نویدبخش پایان دورهای طولانی از بیآبی برای ۵۰هزار نفر از ساکنان چهار شهر و ۳۷ روستای منطقه است.
مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب هرمزگان در حاشیه بازدید از این طرح، آن را ستونفقرات توسعه و تثبیت جمعیت دانست و تأکید کرد: «پروژه آبرسانی چارک به بستک با اعتباری افزون بر ۱۲هزارمیلیارد ریال، طرحی حیاتی برای آینده منطقه است. نیاز فعلی ۱۴۳ لیتر بر ثانیه است که با تکمیل فاز دوم، افق آبی منطقه تا سال ۱۴۲۵ بهطور کامل تأمین خواهد شد.»
عبدالحمید حمزهپور تصریح کرد: «این پروژه نهتنها یک خط انتقال لوله بلکه زیرساختی مرکب است که از مخازن ذخیره ۸۰۰۰ مترمکعبی گرفته تا پنج ایستگاه پمپاژ و ۲۸ کیلومتر خط انتقال برق اختصاصی. همه اینها نشان از یک مهندسی دقیق برای حل یک بحران مزمن دارند.»
چالشهای مالی و نگاه ملی به زیرساختها
با ورود جریان حیاتبخش آب به مناطق غربی هرمزگان، افقهای تازهای فراتر از تأمین نیاز شرب گشوده میشود. دسترسی پایدار به منابع آبی، زیربنای تغییر نقشه اقتصادی منطقه است؛ چراکه با رفع عطش زمینهای تشنه، کشاورزی نوین و گلخانهای در بستک و شهرهای همجوار جان تازهای میگیرد و علاوه بر تثبیت اشتغال، تولیدات کشاورزی با ارزشافزوده بالا را به ارمغان میآورد. این تحول، محرکی برای توسعه صنعت گردشگری نیز خواهد بود؛ چراکه در سایه دسترسی به زیرساختهای آبی، احداث فضاهای سبز، مجموعههای اقامتی و تفریحی با استاندارد بالا امکانپذیر میشود. گردشگری بیابان و بومگردیهای متکی بر منابع پایدار آبی، میتواند چرخهای اقتصادی منطقه را که سالها بهدلیل خشکسالی کند شده بود، با شتابی دوچندان به حرکت درآورد. درواقع، آب نهفقط یک مایه زیستی بلکه کاتالیزوری برای شکوفایی ظرفیتهای نهفتهای است که اکنون در انتظار بهار اقتصادی پس از پروژه چارک هستند.
تأمین مالی چنین طرحهایی، تلاقی اراده دولت و بخش خصوصی است. مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب هرمزگان در توضیح مدل مالی این پروژه میگوید: «تأسیسات شیرینسازی با مشارکت بخش خصوصی و زیرساختهای انتقال، از محل اعتبارات دولتی تأمین اعتبار شده است. تاکنون ۸۹۰میلیارد تومان از اعتبارات تملک دارایی و ۵۰۰میلیارد تومان توسط بخش خصوصی هزینه شده اما برای رسیدن به بهرهبرداری کامل، نیازمند تزریق ۵/۱همت اعتبار هستیم.» کارشناسان معتقدند اگرچه اتکا به آب دریا راهکار اصلی است اما نیازمند شتاببخشی در تأمین مالی است. پروژهای که با عبور از مسیرهای سختگذر، قرار است عطش بستک را فرو بنشاند، تنها یک نمونه کوچک از ظرفیتهای نهفته در سواحل خلیج فارس است.
برنامهریزی درست در این حوزه، نهتنها هرمزگان بلکه کل جنوب ایران را از تهدیدات آبی مصون نگه میدارد. در دنیایی که جنگهای آینده برسر منابع آبی شکل میگیرند، سرمایهگذاری امروز در شیرینسازی آب، نوعی دفاعمقدس در برابر تهدیدات زیستمحیطی و اقتصادی است. اگر این روند ادامه یابد، میتوان امیدوار بود که خلیجفارس، بهجای مرز تنش، به سرچشمهای برای توسعه پایدار و تثبیت جمعیت در کرانههای گرم جنوب بدل شود.