همه چیز از زمزمههای یک توافق احتمالی آغاز شد. ترامپ اعلام کرد که مذاکرات تا حد زیادی پیشرفته است و ممکن است به آتشبس، بازگشایی تنگه هرمز و برخی تعهدات دیگر منجر شود اما همین اشاره کافی بود تا جنگی میان حامیان سرسخت ترامپ در فضای مجازی به راه بیفتد. مایک پمپئو، وزیر خارجه دولت اول ترامپ، در توییتی با لحنی تندی نوشت: «این توافق مستقیما از طرح وندی شرمن، رابرت مالی و بن رودز بیرون آمده: پرداخت پول به سپاه برای ساخت سلاح کشتار جمعی و تروریسم جهانی. این اصلا اول آمریکا نیست. باید تنگه هرمز را اجبارا باز کنیم، پول به ایران نرسد و قابلیتهای نظامیاش را به اندازه کافی نابود کنیم.»
پاسخ استیون چئونگ، مدیر ارتباطات کاخ سفید، مثل بنزین روی آتش بود. او مستقیما به پمپئو حمله کرد و نوشت: «مایک پمپئو هیچ ایدهای ندارد که درباره چه چیزی حرف میزند. این احمق باید دهانش را ببندد و کار واقعی را به حرفهایها بسپارد.» تد کروز، سناتور تگزاس، نیز وارد میدان شد و گفت: «من عمیقا نگران آنچه درباره توافق ایران میشنوم، هستم... اگر نتیجه این باشد که ایران میلیاردها دلار بگیرد، غنیسازی ادامه دهد و همچنان تهدیدی برای متحدان ما باشد، آنگاه فاجعهبار خواهد بود.» در پاسخ به سخنان کروز، الکس بروسویتس، مشاور سیاسی ترامپ در پاسخی مستقیم از کروز خواست تا دهانش را ببندد و دست از تضعیف دولت ترامپ بردارد. لیندزی گراهام دیگر سناتور تندرو و جنگطلب جمهوریخواه نیز با لحنی مشابه، توافق را «اشتباه استراتژیک» خواند و از ترامپ پرسید که چرا پس از همه هزینهها حالا به فکر عقبنشینی است؟ مارک لوین، مجری رادیویی محبوب محافظهکاران در چندین پست متوالی، هرگونه توافق را «فاجعهبار» توصیف کرد.
اما این جنگ توییتری بر سر چیست و چرا ناگهان شعله گرفت؟ برای پاسخ باید به ریشه آن به شکست استراتژیک اولیه بازمیگردد. بالغ بر ۸۰ روز پیش، آمریکا و اسرائیل جنگی را علیه ایران آغاز کردند با این خیال خام که یا نظام سیاسی را تغییر دهند یا آن را چنان تضعیف کنند که دیگر خبری از ایران مقتدر در منطقه نباشد اما پس از ۴۰ روز جنگ پرهزینه، نتیجه دقیقا برعکس شد. ایران نهتنها ایستادگی کرد بلکه تنگه هرمز را به ابزاری مؤثر برای تحت فشار قرار دادن اقتصاد جهانی تبدیل کرد. محاصره دریایی آمریکا در دوران آتشبس نیز نهتنها گره درگیری را باز نکرد بلکه آن را پیچیدهتر ساخت و فشار تورمی سنگینی بر اقتصاد آمریکا وارد آورد. حالا که زمزمه پایان جنگ مطرح شده، حامیان سرسخت ترامپ احساس میکنند همه ادعاهای اولیه و هزینههای هنگفت هدر رفته و این حس شکست، آنها را به جان هم انداخته است.
جنگی برای براندازی که به تقویت ایران انجامید
جنگی که با وعده براندازی یا تضعیف شدید سیستم سیاسی ایران آغاز شد، با ایستادگی مثالزدنی ملت ایران به مرحلهای رسیده که آتش اختلافات را در هسته سخت حکومت آمریکا شعلهور کرده است. نهتنها حکومت در ایران سقوط نکرده، بلکه پایههای اجتماعی و نظامی آن بهشدت تقویت شده است.
رسانههای بینالمللی مانند بیبیسی، رویترز، الجزیره و حتی برخی منابع آمریکایی اذعان کردهاند که حملات گسترده هوایی و نظامی، به جای ایجاد شکاف، موجب اتحاد ملی بیسابقهای در ایران شد. گزارشها از حضور گسترده مردمی در شهرها و روستاها در حمایت از نیروهای مسلح، افزایش چشمگیر داوطلبان برای حضور در پویش جانفدا و تقویت روحیه جهادی حکایت دارند. برای مثال، رویترز در تحلیلی نوشت که «مقاومت ایران نهتنها ارتش را منسجمتر کرد بلکه مشروعیت نظام را در میان اقشار مختلف جامعه، ازجمله کسانی که پیشتر منتقد بودند، افزایش داد». آسوشیتدپرس نیز به نقل از کارشناسان غربی اشاره کرد که این جنگ ناخواسته به انسجام اجتماعی ایران کمک کرد و پایههای دفاعی آن را محکمتر ساخت.
در حوزه نظامی نیز براساس گزارشهای دستگاههای اطلاعاتی آمریکا، نهتنها قدرت ایران بهطور کامل از بین نرفته بلکه در دوران آتشبس این میزان به سرعت احیا شده است. فرماندهان نظامی کشورمان صراحتا از غافلگیریهای بزرگ در صورت تکرار اشتباه آمریکا در حمله به ایران سخن گفتند که میتواند هزینههای بسیار بالایی برای ارتش آمریکا و متحدان منطقهای آن داشته باشد. این دقیقا همان نتیجهای است که واشنگتن از آن هراس داشت؛ حکومتی که قرار بود ضعیف و منزوی شود، حالا قویتر، با تجربهتر و با مشروعیت بیشتر در منطقه ظاهر شده است.
اشتباه استراتژیک آمریکا و اهرم تنگه هرمز
یکی از بزرگترین حماقتهای این ماجرا، تبدیل تنگه هرمز به ابزار فشار ایران بود. سه ماه پیش، این آبراه حیاتی بدون هیچ مشکلی جریان انرژی جهان را تأمین میکرد و هیچ بحرانی در جریان آزاد کشتیرانی از تنگه هرمز، خلیجفارس و دریای عمان وجود نداشت اما با حمله به ایران و قدرتنمایی نیروهای نظامی کشورمان، تنگه هرمز بهعنوان اهرمی قدرتمند در اختیار جمهوری اسلامی قرار گرفت. ایران بارها اعلام کرده که مدیریت و وضعیت این تنگه دیگر به شرایط پیش از جنگ باز نخواهد گشت و این اهرم تا دستیابی به حقوق کامل ملت ایران حفظ خواهد شد.
این دقیقا همان اشتباهی است که اکنون آمریکا را پس از نزدیک به ۹۰روز وادار به مذاکره و امتیازدهی کرده است. موضوعی که قبلا وجود خارجی نداشت، حالا به یک بحران اقتصادی برای غرب تبدیل شده. افزایش قیمت جهانی نفت، اختلال در زنجیره تأمین انرژی و فشار تورمی بر اقتصاد آمریکا، همه نتیجه مستقیم سیاستهای ماجراجویانه ترامپ و تحلیلهای غلط تیم اوست. رسانههایی مانند فایننشال تایمز و والاستریت ژورنال نیز به این واقعیت تلخ اشاره کردهاند که این جنگ، بیش از هر چیز به خود آمریکا آسیب زده است.
اختلافات داخلی؛ فریب تحلیل برای ایران
البته این جنگ داخلی نباید موجب اشتباه محاسباتی در ایران شود. آنچه در اردوگاه ترامپ میبینیم، نشانه نزدیک شدن آمریکا به یک توافق «خوب» و عادلانه با ایران نیست. برعکس، جریان تندرو مانند پمپئو، کروز، گراهام و لوین معتقدند که دولت آمریکا به هیچ عنوان نباید با تهران مصالحه کند و حتی موضوعاتی مانند آزادسازی اموال بلوکهشده یا کاهش برخی تحریمها را بپذیرد. آنها میخواهند ترامپ راه جنگ را با شدت تمام ادامه دهد تا به نابودی یا تسلیم کامل ایران برسد.
مقاومت هوشمندانه و ایستادگی ملت ایران، سیاستهای تجاوزکارانه ترامپ را به یک باتلاق سیاسی، اقتصادی و نظامی برای خودش تبدیل کرده است. جنگی که برای نابودی یا تضعیف ایران آغاز شد، حالا آتش اختلافات را در قلب اردوگاه او شعلهور کرده و تنگه هرمز را به نماد اقتدار ایران تبدیل کرده است. این اختلافات داخلی، فرصت مناسبی برای ایران ایجاد کرده تا با قدرت بیشتر و از موضع برتر در هر مذاکره احتمالی ظاهر شود.
آمریکا که با رویای تغییر رژیم وارد میدان شد، امروز در حال چانهزنی برای خروج آبرومندانه است. این، پیروزی اراده ملت ایران بر زور، ماجراجویی و سیاستهای شکستخورده واشنگتن است.