با وجود فاصله جغرافیایی میان ایران و چین، چه چیزی به پیوستن شما به پویش فرشتههای میناب منجر شد؟
اگرچه ایران و چین از نظر جغرافیایی فاصله زیادی با یکدیگر دارند، اما رنج کودکان میناب موضوعی فراتر از مرزها و ملیتهاست. وقتی صحبت از آینده کودکان به میان میآید، انسانها بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر نزدیک میشوند. من احساس کردم در برابر درد و رنج این کودکان نمیتوان بیتفاوت بود و به همین دلیل تصمیم گرفتم در این مسیر همراه شوم.
و چه عاملی باعث شد نسبت به کودکان میناب احساس مسئولیت کنید؟
من معتقدم انسانیت و مهربانی محدود به مرزهای جغرافیایی نیست. اگرچه من یک شهروند چینی هستم، اما زمانی که رنج و درد کودکان ایرانی، بهویژه دانشآموزان میناب را دیدم، احساس نزدیکی عاطفی عمیقی با آنها پیدا کردم و متوجه شدم که این اندوه متعلق به همه انسانهاست. کودکان در هر نقطه از جهان، فارغ از ملیت و زبان، حق دارند در امنیت زندگی کنند، آموزش ببینند و آیندهای روشن داشته باشند.
چه اتفاقی در زندگی شخصی شما نگاهتان را به این نوع از فعالیتهای خیرخواهانه نزدیکتر کرد؟
بدون تردید تولد دخترم یکی از مهمترین نقاط عطف زندگی من بود. مادرشدن باعث شد احساس همدلی عمیقتری نسبت به کودکان، بهویژه کودکانی که با محرومیت یا رنج مواجه هستند پیدا کنم. از سوی دیگر، خانوادهام همواره مرا به کمک به دیگران و داشتن نگاهی انسانی و مهربانانه تشویق کردهاند و این ارزشها در تصمیمات من تاثیر زیادی داشته است.
خانواده و اطرافیان شما چه واکنشی به این تصمیم داشتند؟
خانواده و اطرافیانم کاملا از این تصمیم حمایت کردند چرا که این حادثه، فاجعهای انسانی است و هیچ آدم باوجدانی نمیتواند نسبت به رنج کودکان بیتفاوت باقیبماند.
نخستین واکنش شما پس از شنیدن خبر جنایت در مدرسه میناب چه بود؟
زمانی که از حادثه مدرسه میناب اطلاع پیداکردم، عمیقا متاثر و اندوهگین شدم. تصور کودکانی که با رویاهای کوچک و معصومانه خود قربانی چنین حادثهای شدهاند، برای من بسیار دردناک بود. صادقانه بگویم، تصاویر و چشمان آن کودکان هنوز در ذهنم باقی مانده و فراموشکردن آن برایم آساننیست.
آیا مردم چین هم از این حملات باخبر شدند یا این جنایت در بین خبرهای دیگر گم شد؟
بله، بخشی از افکارعمومی و رسانههای چین اخبار مربوط به حملات اخیر اسرائیل به ایران و حادثه مدرسه میناب را دنبال کردند. این اتفاق تلخ بازتاب گستردهای در رسانهها داشت و بسیاری از مردم نسبت به آن ابراز تاسف و همدردی کردند.
آیا پیش از این نیز درخصوص مدرسهسازی فعال بودهاید؟
در حوزه مدرسهسازی تجربه مستقیمی نداشتم، اما پیش از این در برخی فعالیتهای درمانی و کمکرسانی به مناطق محروم پاکستان مشارکت کرده بودم. همیشه باور داشتهام که کمک به انسانها، بهویژه کودکان، یک مسئولیت انسانی مشترک است.
چگونه با خیرین مدرسهساز در ایران و پویش فرشتههای میناب آشنا شدید؟
من از طریق یکی از شرکای تجاری قدیمی خود در ایران با خیرین مدرسهساز و پویش فرشتههای میناب آشنا شدم. زمانی که درباره این پروژه و هدف انسانی آن شنیدم، احساس کردم وظیفه دارم در حد توان، با سهمی کوچک در این مسیر همراه باشم.
آیا تابهحال به ایران سفر کرده بودید؟ پیش از این چه شناختی از ایران داشتید؟
بله، پیش از این چندین بار به ایران سفر کردهام. پیش از سفر، درباره تمدن کهن، فرهنگ غنی، تاریخ عمیق و مهماننوازی مردم ایران مطالب زیادی شنیده بودم، اما حضور در این کشور تجربهای متفاوت و بسیار ارزشمند برای من بود. در سفرهایم از شهرهایی مانند تهران، قم، یزد، کاشان و مشهد بازدید کردم و با مردم صمیمی و فرهنگ اصیل ایرانی از نزدیک آشنا شدم.
نگاه مردم چین به موضوع آموزش و مدرسهسازی چگونه است؟
در فرهنگ چین، آموزش همواره جایگاه بسیار مهم و ارزشمندی داشته است. بسیاری از مردم معتقدند حمایت از آموزش و ساخت مدرسه، سرمایهگذاری برای آینده بشریت است. به همین دلیل، کمک به کودکان و فراهمکردن فرصت یادگیری برای آنها، اقدامی محترم و قابل تقدیر تلقی میشود.
چه شباهتهایی میان فرهنگ مردم ایران و چین میبینید بهویژه در زمینه کمک به دیگران؟
به نظرم ایران و چین هر دو دارای تمدنهایی کهن، عمیق و ریشهدار هستند. احترام به خانواده، اهمیتدادن به آموزش، حفظ ارزشهای اخلاقی و توجه به انسانیت، از مهمترین نقاط مشترک فرهنگی میان این دو ملت است. همین شباهتها باعث میشود مردم دو کشور بتوانند ارتباط انسانی عمیقی با یکدیگر برقرار کنند.
و پیام شما برای بازماندگان حادثه مینابچیست؟
باید به یاد داشت که انسانیت از هر مرز و فاصلهای قدرتمندتر است. امیدوارم کودکان میناب بدانند که در نقاط مختلف جهان، انسانهایی هستند که به فکر آنها هستند، برای آرامش و آیندهشان دعا میکنند و آرزو دارند آیندهای روشن داشته باشند. امیدوارم دوباره لبخند و امید به زندگی آنها بازگردد.