سفر عراقچی به مسکو و آغاز فصلی جدید از همکاری ایران و روسیه

هماهنگی تهران و مسکو وارد مرحله‌ای شده که تنها به سطح بیانیه‌های دیپلماتیک محدود نمی‌ماند، بلکه در حال تبدیل شدن به یک سازوکار فعال برای مدیریت فشار‌های هم‌زمان نظامی، حقوقی و اقتصادی است
هماهنگی تهران و مسکو وارد مرحله‌ای شده که تنها به سطح بیانیه‌های دیپلماتیک محدود نمی‌ماند، بلکه در حال تبدیل شدن به یک سازوکار فعال برای مدیریت فشار‌های هم‌زمان نظامی، حقوقی و اقتصادی است
کد خبر: ۱۵۵۱۸۰۰

به گزارش جام‌جم‌آنلاین ازباشگاه خبرنگاران جوان؛ حدود بیست روز پس از سفر عباس عراقچی وزیرخارجه کشورمان به سنت‌پترزبورگ و دیدار او با ولادیمیر پوتین، اکنون با فاصله گرفتن از فضای اولیه اخبار پیرامون این دیدار، می‌توان تصویر دقیق‌تری از اهمیت واقعی این ملاقات به دست آورد.

آنچه در ظاهر یک رایزنی دیپلماتیک در میانه بحران به نظر می‌رسید، در عمل به یکی از مهم‌ترین حلقه‌های هماهنگی راهبردی میان ایران و روسیه در حساس‌ترین مقطع جنگ با دشمن آمریکایی-صهیونی تبدیل شده است.

این دیدار در شرایطی انجام گرفت که جنگ از سطح درگیری‌های نظامی فراتر رفته و به مرحله‌ای رسیده است که در آن، پایداری سیاسی، تداوم لجستیکی، حفظ خطوط تأمین و مهار فشار‌های حقوقی و اقتصادی، اهمیتی کمتر از تحولات میدانی ندارند. درست به همین دلیل، ملاقات عراقچی و پوتین را باید نه صرفاً یک گفت‌وگوی سیاسی، بلکه بخشی از فرایند بازتنظیم یک همکاری عمیق‌تر میان دو قدرت منطقه‌ای دانست.

گزارش‌های منتشرشده در روز‌های اخیر نشان می‌دهد که محور‌های گفت‌و‌گو در این سفر فراتر از مواضع اعلامی و رسمی بوده است. براساس روایت منابع برخی منابع، در این دیدار درباره جنگ جاری، آینده نظم منطقه‌ای غرب آسیا، وضعیت حقوقی تنگه هرمز، بازی‌ها و فشار‌های فزاینده شورای امنیت سازمان ملل و همچنین سازوکار‌های عملی حمایت متقابل میان تهران و مسکو رایزنی‌های فشرده‌ای صورت گرفته است.

آنچه به این سفر وزن راهبردی بیشتری داد، هم‌زمانی آن با تشدید تحرکات آمریکا و برخی کشور‌های عربی خلیج فارس در نهاد‌های بین‌المللی بود. طی هفته‌های گذشته، چندین پیش‌نویس قطعنامه با محور محکومیت ایران و با تمرکز ویژه بر تحولات تنگه هرمز به شورای امنیت ارائه شد.

مهم‌ترین نقطه در این روند، رأی‌گیری هفتم آوریل بود؛ جایی که روسیه و چین با استفاده از حق وتو، مانع تصویب قطعنامه‌ای شدند که از نگاه بسیاری از ناظران، می‌توانست زمینه حقوقی برای فشار‌های گسترده‌تر علیه ایران فراهم کند.

موضع مسکو در آن جلسه صرفاً یک مخالفت تاکتیکی نبود. نماینده روسیه تصریح کرد که این متن از نظر کرملین «نامتوازن و تقابلی» است و واقعیت‌های اصلی بحران که همان محکومیت تجاوز غیر قانونی آمریکا واسرائیل به ایران است را نادیده می‌گیرد. اهمیت این موضع‌گیری در آن بود که روسیه عملاً نشان داد حاضر نیست اجازه دهد معادلات امنیتی منطقه تنها از زاویه فشار بر تهران تعریف شود.

همین خط سیاسی اکنون در آستانه بررسی پیش‌نویس تازه آمریکا نیز ادامه یافته و گزارش‌ها حاکی از آن است که روسیه از همین حالا با نسخه جدید متن پیشنهادی واشنگتن نیز مخالفت کرده است.

در چنین فضایی، دیدار عراقچی و پوتین یک پیام روشن داشت: هماهنگی تهران و مسکو وارد مرحله‌ای شده که تنها به سطح بیانیه‌های دیپلماتیک محدود نمی‌ماند، بلکه در حال تبدیل شدن به یک سازوکار فعال برای مدیریت فشار‌های هم‌زمان نظامی، حقوقی و اقتصادی است.

هماهنگی در خصوص رژیم جدید حقوقی تنگه هرمز

یکی از مهم‌ترین محور‌های این هماهنگی، بی‌تردید مسئله تنگه هرمز بوده است. در هفته‌های اخیر، موضوع تنگه هرمز به مهم‌ترین نقطه تمرکز رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. آمریکا کوشیده با اتکا به محاصره دریایی و محدودسازی مسیر‌های انتقال انرژی، هزینه‌های جنگ را برای ایران افزایش دهد. اما در عمل، تحولات هرمز بیش از آنکه صرفاً یک پرونده دریایی باشد، به یک ابزار تعیین‌کننده در بازتعریف موازنه قدرت منطقه‌ای بدل شده است.

در همین چارچوب، موضع روسیه نسبت به هرمز اهمیتی مضاعف یافته است. مخالفت مسکو با پیش‌نویس‌هایی که در شورای امنیت علیه ایران مطرح شد، عملاً نشان داد کرملین با هرگونه تلاش برای تبدیل هرمز به اهرم مشروعیت‌بخش فشار یک‌جانبه علیه تهران همراه نیست.

این موضع از منظر ایران اهمیت بنیادی دارد، زیرا تنگه هرمز امروز فقط یک گذرگاه انرژی نیست؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های اعمال حاکمیت و اعمال قدرت تهران در جنگ جاری تبدیل شده است.

زاویه پنهان همکاری تهران-مسکو در میان جنگ

اما شاید مهم‌ترین و ملموس‌ترین نتیجه سفر اخیر عراقچی، در حوزه‌ای شکل گرفته که کمتر در سطح رسانه‌ای درباره آن صحبت شده است: حوزه لجستیک، تأمین فوری نیاز‌های ایران و فعال‌سازی مسیر‌های جایگزین تجاری.
در شرایطی که محاصره دریایی آمریکا در دریای عمان و فشار بر مسیر‌های سنتی واردات و صادرات، یکی از اصلی‌ترین ابزار‌های فرسایش اقتصادی علیه ایران به شمار می‌رود، همکاری ایران و روسیه اکنون در حال ورود به مرحله‌ای عملیاتی‌تر است.

بر پایه داده‌های منتشرشده در منابع روسی و بین‌المللی، مسیر کریدور شمال ـ جنوب در هفته‌های اخیر شتاب محسوسی گرفته است. این مسیر که سال‌ها بیشتر در سطح پروژه‌های ژئواکونومیک مطرح بود، اکنون به تدریج به یک کانال واقعی و فعال برای کاهش آثار نحاصره دریایی تبدیل می‌شود. در این میان، نقش دریای کاسپین برجسته‌تر از هر زمان دیگری شده است.

بنادر شمالی ایران، به‌ویژه در سواحل کاسپین، اکنون در حال تبدیل شدن به گره‌های کلیدی در شبکه تأمین کالا‌های اساسی هستند. گندم، ذرت، روغن آفتابگردان، خوراک دام، نهاده‌های صنعتی و دیگر اقلام راهبردی با سرعت بیشتری از بنادر روسی به سواحل شمالی ایران منتقل می‌شوند.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که حجم انتقالات در این مسیر طی هفته‌های اخیر به شکل معناداری افزایش یافته و برخی برآورد‌ها از احتمال رشد دو برابری آن در سال جاری حکایت دارند.

از منظر عملیاتی، اهمیت این تحول در آن است که بخشی از نیاز‌های فوری ایران می‌تواند بدون طی روند‌های فرساینده و تشریفات پیچیده معمول، در شرایط فعلی با سرعت بیشتری تأمین شود.

اگر این روند مطابق آنچه در مذاکرات اخیر دنبال شده، در قالب سازوکار‌های تسهیل‌شده اجرایی شود، در عمل ایران خواهد توانست بخشی از فشار ناشی از محدودیت‌های مسیر‌های سنتی جنوبی را از طریق محور شمالی جبران کند.

این فقط یک موضوع اقتصادی نیست؛ بلکه مستقیماً به مفهوم تاب‌آوری راهبردی مربوط می‌شود. در جنگ‌های فرسایشی، آنچه سرنوشت بازیگران را تعیین می‌کند، صرفاً قدرت آتش نیست؛ بلکه ظرفیت حفظ زنجیره تأمین، تداوم جریان کالا، ثبات نسبی در بازار داخلی و امکان دور زدن نقاط فشار دشمن است.

از این منظر، فعال شدن پررنگ‌تر کریدور شمال ـ جنوب و مسیر دریای کاسپین، در واقع بخشی از معماری جدید مقاومت اقتصادی ایران در شرایط جنگی است. برای روسیه نیز این همکاری تنها یک اقدام حمایتی صرف نیست. مسکو در ماه‌های اخیر دریافته است که تحولات خاورمیانه دیگر صرفاً به معادلات منطقه محدود نمی‌ماند، بلکه مستقیماً بر آرایش گسترده‌تر قدرت جهانی اثر می‌گذارد. از نگاه کرملین، حفظ ثبات ایران و جلوگیری از تغییر موازنه منطقه‌ای به سود آمریکا، بخشی از دفاع از منافع راهبردی روسیه نیز محسوب می‌شود.

همین مسئله باعث شده همکاری‌های لجستیکی و تجاری دو کشور در قالب کزیدور بین‌المللی حمل‌ونقل شمال-جنوب معنایی فراتر از یک پروژه اقتصادی پیدا کند. در عمل، این کریدور اکنون به ابزاری برای کاهش اثرگذاری تحریم‌ها، عبور از محدودیت‌های دریایی و حفظ پیوستگی اقتصادی در فضای بحران تبدیل شده است.

در این میان، اهمیت سفر عراقچی از زاویه دیگری نیز قابل توجه است. تهران و مسکو هر دو به‌خوبی می‌دانند که جنگ جاری فقط در میدان نبرد تعیین تکلیف نخواهد شد.

اگر در مرحله نخست جنگ، تمرکز اصلی بر ضربات نظامی بود، اکنون وارد مرحله‌ای شده‌ایم که وزن مؤلفه‌های سیاسی، حقوقی، اقتصادی و لجستیکی روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

در چنین مرحله‌ای، هماهنگی درباره مواضع شورای امنیت، حمایت متقابل در پرونده رژیم جدید حقوقی تنگه هرمز، فعال‌سازی مسیر‌های تأمین کالا، تسهیل انتقال نیاز‌های فوری و تعریف خطوط مشترک در برابر فشار‌های غربی، همه بخشی از یک راهبرد بزرگ‌تر هستند.

راهبردی که هدف آن صرفاً عبور از یک بحران مقطعی نیست، بلکه تثبیت ظرفیت تاب‌آوری در یک دوره طولانی‌تر از فشار‌های هم‌زمان است. واقعیت این است که فشار‌های آمریکا برخلاف برخی برآورد‌های اولیه، نه‌تنها به انزوای ایران منجر نشده، بلکه روند‌های جدیدی از همگرایی ژئوپلیتیکی میان تهران و کشور‌های منطقه را سرعت بخشیده است.

در همین چارچوب، روابط ایران و روسیه اکنون بیش از گذشته از سطح همکاری‌های موردی عبور کرده و به سمت نوعی هماهنگی چندلایه یا همان همکاری جامع در حال حرکت است. لایه نخست، هماهنگی دیپلماتیک در برابر فشار‌های شورای امنیت و ابتکار‌های حقوقی آمریکا است.

لایه دوم، همسویی سیاسی در قبال پرونده‌های حساس منطقه‌ای، به‌ویژه هرمز و امنیت انرژی است؛ و لایه سوم، که شاید مهم‌ترین بخش ماجرا باشد، شکل‌گیری سازوکار‌های عملی برای حفظ زنجیره تأمین و کاهش آثار فشار‌های اقتصادی و دریایی است.

از همین منظر، دیدار اخیر عراقچی و پوتین را باید فراتر از یک ملاقات دیپلماتیک معمول ارزیابی کرد. این سفر، در واقع نشانه‌ای از مرحله‌ای تازه در روابط تهران و مسکو است؛ مرحله‌ای که در آن، همکاری دیگر فقط در سطح مواضع سیاسی تعریف نمی‌شود، بلکه به تدریج در حال تبدیل شدن به یک سازوکار فعال برای مدیریت بحران است.

اگر روند تحولات کنونی ادامه یابد، احتمالاً در هفته‌ها و ماه‌های آینده آثار این هماهنگی بیش از پیش در سه عرصه قابل مشاهده خواهد بود: در میدان دیپلماسی، در سازوکار‌های تجارت و حمل‌ونقل، و در شکل تازه‌ای از موازنه قدرت منطقه‌ای و شاید مهم‌ترین جمع‌بندی همین باشد: در میانه جنگی که قرار بود ایران را تحت فشار چندلایه قرار دهد، اکنون نشانه‌های پررنگی دیده می‌شود که تهران نه‌تنها در حال حفظ ظرفیت ایستادگی و تاب‌آوری ساختاری خود است، بلکه با اتکا به شبکه‌ای از همکاری‌های راهبردی، در حال بازتعریف مسیر‌های پایداری در محیطی به‌مراتب پیچیده‌تر از گذشته است.

newsQrCode
برچسب ها: مسکو
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها