باید پیروزی‌های نظامی را در عرصه سیاسی، نقد کنیم

در شرایط کنونی که دشمن حاضر به پذیرش شکست و تن دادن به واقعیت‌های میدان نیست و سعی دارد با عملیات توییتری و رسانه‌ای، پیروزنمایی کند و با محاصره به تاب‌آوری ایرانیان ضربه بزند، افق دیپلماسی و مذاکره اصلا روشن نیست.
کد خبر: ۱۵۵۰۹۴۶
نویسنده دکتر محمدباقر خرمشاد | استاد دانشگاه
 
ممکن است کسانی که تحت‌تاثیر عملیات رسانه‌ای دشمن قرار گرفته باشند، این‌طور استدلال کنند که ما باید به‌رغم همه اتفاقات این دو ماه، هرچه را هست روی میز بگذاریم و با دیپلماسی آنچه را که علی‌القاعده بایستی قبل از جنگ حل می‌شد و کار به جنگ نمی‌کشید، حل کنیم اما این دیدگاه به این توجه ندارد که ما دیپلماسی را قبل از جنگ تا انتها رفتیم که جنگ نشود اما طرف مقابل همین را به عنوان پالس ضعف تلقی کرد و باعث جنگ شد. یعنی اساسا یکی از علل وقوع این جنگ، خطای محاسباتی طولانی‌مدت غرب در ارزیابی قدرت ایران بوده و به خطا فکر می‌کرد بعد از ۷ اکتبر، بال و پر ایران در جبهه مقاومت شکسته است و تهران در موضع ضعف قرار دارد و به اشتباه فکر می‌کرد که نظام سیاسی در داخل به دلیل اتفاقات ۱۴۰۱ به بن‌بست رسیده است. جنگ ۱۲ روزه و بعد اغتشاشات دی‌ماه و درنهایت این جنگ اخیر، خطا بودن این محاسبات را کاملا عیان کرده است. 
با این‌حال عدم باور به برنده بودن و همان‌طور که ورزشی‌ها می‌گویند نبود ذهنیت قهرمانی، خودش یکی از موانع شکل‌گیری یک دیپلماسی موثر از سوی ماست. ما باید به باور این پیروزی که در عرصه میدان و نظامی اتفاق افتاده، برسیم و آن را در عرصه حقوقی-سیاسی نقد کنیم. این ذهنیت برای ما کمی جدید است. ما در طول تاریخ معاصر ایران از بعد صفویه هیچ‌گاه در همچون موقعیتی قرار نداشتیم و همیشه فرودست بودیم. انقلاب این وضعیت را عوض کرد اما با این حال این پیروزی بزرگ در جنگ با دشمنی مانند آمریکا هنوز برای بعضی قابل هضم نیست. طرف مقابل طبیعتا به دلیل سابقه طولانی در مداخلات موفق استعماری و برندگی و باتوجه به پرستیژی که دارد به این سادگی رضایت به این شرایط نمی‌دهد و در تقلاست که وضعیت را این‌طور بازنمایی کند که نه‌تنها ۷۰ به ۳۰ به ایران باخته است بلکه ۹۰ به ۱۰ برنده شده است. البته تعدادی از عقلای آمریکا به ترامپ می‌گویند که شرایط فعلی را قبول کند و امتیاز بدهد تا اوضاع بدتر از این نشود ولی او به دلایل متعدد قبول نمی‌کند. بنابراین باید فعلا منتظر شد تا یا در یک جنگ دیگر، طرف غالب و طرف مغلوب آشکارتر شود یا در جنگ تاب‌آوری اقتصادی طرف مقابل تسلیم بشود. 
اما از یک منظر دیگر می‌توان به دیپلماسی نگاه کرد، با این مقدمه که هیچ جنگی جاودانی و ابدی نیست و پایانی دارد و آن پایان به خودی خود اتفاق نمی‌افتد مگر یک طرف کاملا مغلوب شود؛ مثل جنگ جهانی دوم. بنابراین از آنجا که عدم تمکین ترامپ به واقعیت، عنصر اصلی در عدم رقم خوردن مذاکره و دیپلماسی موثر است، فعلا تلاش می‌کند در رویکردی تلفیقی تاب‌آوری ما را با عملیات رسانه‌ای و فشار توامان اقتصادی در هم بشکند و به زعم خودش اغتشاشات داخلی در ایران مثل دی ۱۴۰۴ را برانگیزد و همزمان یک هجمه بیرونی داشته باشد. بنابراین فعلا دیپلماسی موثر در دسترس نیست. ما با توجه به شناخت دقیقی که از عدم التزام طرف به عقلانیت و دیپلماسی واقعی به دست آورده‌ایم، با کنترل دقیق تنگه هرمز مسیر افزایش قیمت نفت و فشار قیمت کالاهای مصرفی در ارزاق عمومی را پیگری ‌کنیم تا نهایتا ترامپ تحت فشار داخلی و بیرونی پا پس بگذارد و امتیازاتی را که ما می‌خواهیم بدهد. سخنان ترامپ که اخیرا بیان شده، در همین راستاست؛ او می‌خواهد از طریق ادعاهای رسانه‌ای، مدیریت تنگه هرمز توسط ایران را کم‌اهمیت جلوه دهد و ما هم متقابلا با مدیریت سخت تنگه هرمز تلاش می‌کنیم اهداف خود را محقق کنیم. اکنون زمان جنگ اراده‌ها و تاب‌آوری‌هاست؛ هر طرف تلاش می‌کند تاب‌آوری طرف مقابل را به حداقل برساند تا پیروز میدان شود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها