شاهی و به درگاه شما بنده غلامم
خورشید خراسانی و هستی تو امامم
از دور سلامت کنم و واجب شرعیست
آقا که دهی پاسخ گرمی به سلامم
ده روز کنار حرمت خانه گرفتم
تا بوی غذای تو بیاید به مشامم
گفتند که این سفره فقط جای خواص است
یک لقمه ندادند به من، بنده عوامم
بین من و تو فرق زیاد است رضا جان
تو ضامن آهویی و من ضامن وامم
عطار گذشت از در و دروازۀ هشتم
جا ماندهام از قافله، من تربت جامم
در حسرت پابوس تو آوارهترینم
آقا نظری کن که شود قرعه به نامم