به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده از شامگاه سهشنبه دوم بهمن سال ۱۴۰۳و با گزارش تیراندازی مرگبار در محله پاسداران تهران آغاز شد. پس از تماس شاهدان قتل، مأموران کلانتری ۱۰۲ پاسداران، تیم تشخیص هویت، متخصصان پزشکی قانونی و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ همراه بازپرس ویژه قتل راهی محل حادثه شدند و تحقیقات ابتدایی را آغاز کردند.
تیم جنایی در محل حادثه با جسد پیرمرد ۷۲سالهای روبهرو شدند که هدف شلیک گلوله قرار گرفته بود. بررسیهای اولیه نشان میداد که این جنایت با نقشه قبلی اجرا شده است.
تحقیقات ابتدایی حکایت از آن داشت که مقتول وقتی قصد داشته وارد خانهاش شود، از سوی سرنشین یک موتورسیکلت هدف تیراندازی قرار گرفته و به قتل رسیده و عامل جنایت پیش از رسیدن پلیس، همراه همدستش از محل گریخته است. بررسی دوربینهای مداربسته نشان داد، دوسرنشین موتورسیکلت با نقشه قبلی مقابل خانه مقتول کمین کرده و در یک لحظه مناسب او را با شلیک گلوله به قتل رساندهاند.
با تحقیق از خانواده مقتول مشخص شد، وی با چند نفر اختلاف ملکی داشته که یکی از آنها مرد پولدار تبعه افغانستان به نام نعمت بوده است. مرد افغان دستگیر شد و در تحقیقات منکر نقش داشتن در این ماجرا شد اما پس از چهار ماه سکوت خود را شکست و گفت: با مرد سالخورده اختلاف داشتم و چند قطعه زمین دستش داشتم. یک نفر را اجیر کردم و او با همدستی فامیلش مرد سالخورده را کشت. پس از این اعتراف عامل جنایت به نام میثم و همدستش سعید دستگیر شدند.
با تحقیق از آنها مشخص شد، روز حادثه مقتول را از محل کارش در اقدسیه تا خانهاش در پاسداران تعقیب میکنند و وقتی مرد سالخورده مقابل خانه میرسد، میثم او را با شلیک گلوله پشت فرمان خودرویش میکشد و دو نفری میگریزند. میثم مدتی به بندرعباس میرود و آنجا و مشغول به کار میشود. بعد از چند ماه وقتی به دلیل تصادف همسرش به تهران میآید در بیمارستان شناسایی میشود. میثم در تحقیقات مقدماتی با اعتراف به قتل گفت: نعمت و مقتول در کار خرید و فروش لاستیک ماشینهای سنگین بودند و اختلاف حساب ۴۰۰ هزار دلاری داشتند. مقتول از نعمت خواسته بود زمینی را جای اختلاف حسابشان بدهد. حتی چند روز قبل از این ماجرا به خانواده نعمت در افغانستان حمله میشود که نعمت میگفت این اتفاق از طرف شریکش رقم خورده است. با تکمیل تحقیقات و با صدور کیفرخواست برای متهمان، پرونده به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد و دیروز متهمان در شعبه نهم به ریاست قاضی سجاد منافیآذر پای میز محاکمه ایستادند. در ابتدای جلسه وکیل اولیایدم برای میثم درخواست قصاص کرد و برای دو متهم دیگر اشد مجازات را خواست. او ادامه داد: میثم و نعمت برای ارتکاب این قتل همدستی کرده بودند. نعمت ۲۰۰ میلیون تومان بهعنوان پیش قسط به میثم داده و قرار بود ۱۵۰ میلیون تومان دیگر هم بعد از انجام کار بدهد. روز حادثه میثم و سعید، مقتول را تا مقابل خانه تعقیب میکنند. در آنجا عامل جنایت مرد سالخورده را به اسم صدا کرده و وقتی از شناسایی او مطمئن میشود،وی را با شلیک گلوله به قتل میرساند. آنها صورتهای خود را پوشانده بودند و همین باعث شد، شناسایی هویتشان زمانبر شود.
رئیس دادگاه سپس با تفهیم اتهام مباشرت در قتل به میثم از او خواست از خود دفاع کند که او با رد اتهامش گفت: از طریق یکی از دوستانم با نعمت آشنا شدم. از مردی پنج میلیارد تومان چک برگشتی داشت و به دلیل اینکه از اتباع است نمیتوانست شکایت و پیگیری کند. قرار بود من این کار را انجام دهم و در برابر آن دستمزد بگیرم. ۲۰۰ میلیون تومان برای این کار به من پرداخت کرد. قرار بود از طریق یک بنگاهی چک را نقد کنم که او به دلیل مبلغ بالایش، قبول نکرد و قرار شد نعمت وکیل بگیرد. یک روز در اقدسیه قرار گذاشت تا پول را بدهد. به خاطر اینکه هوا سرد بود با سعید تماس گرفتم تا دنبالم بیاید. یک پروژه سنگ کاری در بندرعباس گرفته بودم و میخواستم سعید را با خودم آنجا ببرم. به همین خاطر قرار شد در مسیر با او درباره کار صحبت کنم. وقتی آمد، دو نفری آنجا را ترک کردیم. ما نقشی در قتل نداشتیم.
رئیس دادگاه: در تحقیقات مقدماتی به قتل اعتراف کردی. درباره آن چه توضیحی داری؟
میثم: نعمت به من وعده جلب رضایت و پول داده بود. همچنین وقتی در زندان بودم، فیلمی از بچهام را برایم فرستاد و تهدید کرد میدانم بچهات کجاست.
میثم در حالی منکر قتل بود که سعید در دفاعیاتش او را بهعنوان قاتل معرفی کرد. سعید که با اتهام کمک به فرار متهم و اختفای ادله جرم روبهروست در دفاعیاتش گفت: اتهاماتم را قبول ندارم. نعمت و مقتول را نمیشناختم. روز حادثه میثم با من تماس گرفت و خواست به دنبالش بروم تا درباره کار در بندرعباس با من صحبت کند. وقتی به اقدسیه رفتم، خواست او را به پاسداران برسانم. به آدرسی که گفته بود رفتیم و با دیدن پژو ۲۰۷ شیشه دودی به سمتش رفت و ناگهان به راننده شلیک کرد و به سمت من آمد و ترک موتور نشست. خیلی ترسیده بودم و فقط گاز دادم. در مسیر از او پرسیدم چرا اینکار را کردی که جوابی نداد و بعد از آن گم و گور شد. او از من
سوءاستفاده کرد.
میثم درباره این اعترافات هم گفت: مطمئن هستم نعمت او را اجیر کرده تا علیه من حرف بزند.
در ادامه نعمت با اتهام معاونت در قتل در جایگاه ایستاد که او هم با رد اتهامش گفت: به دلیل اینکه اتباع هستم کارهای اداریام را میثم برای من انجام میداد. آن روز هم قرار بود چک و مبایعهنامهای از مرد سالخورده برایم بگیرد که من زنگ زدم و ساعت ترددش را به میثم گفتم تا راحت پیدایش کند. نمیدانم چرا پیرمرد را کشت.
رئیس دادگاه: چرا سیمکارت میثم به نام توست ؟
نعمت: من اگر میدانستم قصد اینکار را دارد هیچوقت برایش سیمکارت نمیخریدم.
پس از دفاعیات متهمان و وکلای آنها، قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.