جمعه 2 آذر بود که جدیدترین جدول جهانی و ماهانه فیفا درخصوص ارزشگذاری تیم های ملی فوتبال دنیا اعلام و مشخص شد که تیم ملی ایران به رغم حفظ جایگاه دومی خود در آسیا
کد خبر: ۱۵۴۸۷۰
(پس از ژاپن) در این جدول 2 پله فرو افتاده و در رده چهلم جهان نشسته است.
این از تضادها و ضعف های فوتبال ایران است که به رغم حذف شدن از جام ملت های آسیا در ابتدای مردادماه امسال ، هنوز تا اوایل آذر مربی جدید تیم ملی خود را نشناخته و حتی وقتی اعلام شد کمیته انتقالی فدراسیون می خواهد پیش از تعیین فدراسیون جدید، سرمربی تیم ملی را مشخص کند، روزها و هفته های متوالی حرف های ضد و نقیض از زبان اعضای این کمیته 6نفره بیان شد تا این که سرانجام رضا افتخاری که اصولا عضو کمیته انتقالی نیست حرفی منطقی تر از بقیه زد و گفت چون بهتر است برای باز بودن دست فدراسیون جدید از انتصاب قطعی یک مربی و تعیین فردی برای درازمدت پرهیز کرد و مربی کوتاه مدت بیشتر به کار می آید، چه ایرادی دارد که این پست به لوکابوناچیچ داده شود تا مردی که طراح اصلی نایب قهرمانی سپاهان در جام باشگاه های آسیا بوده ، تیم ملی را نیز برای مدتی اداره کند. برای این تیم تا 2ماه دیگر فقط یک فعالیت خاص پیش بینی شده و آن ، بازی دوستانه با کارستاریکا در تهران در 10 بهمن ماه است ، اما مساله این است که دور سوم مقدماتی جام جهانی 2010 در قاره آسیا از 17 بهمن شروع می شود و تیم ملی در چنان تاریخی باید به میدان آید و اولین بازی اش را با یکی از رقبای خود (که در قرعه کشی 4 آذر در دوربان آفریقای جنوبی مشخص شدند) برگزار کند.
اسباب تاسف
این که بازی مجدد با کاستاریکا، رقیبی که 3 سال پیش نیز با آن مسابقه دادیم و 3 - 2 برنده شدیم ، چقدر به کار می آید و آیا سرمربی جدید تیم ملی نیز بر آن صحه خواهد نهاد یا خیر، مسائلی است که مثل دیگر نکات فوتبال ما مبهم نشان می دهد و اسباب تاسف می شود. مثل این اظهارنظر شماری از مدیران ورزش و سران فوتبال ما که می گویند فهرست 50 نفره جدید تیم ملی باید فقط پس از شناخته شدن مربی تازه این تیم مشخص و اعلام شود، اما نمی گویند اگر مربی منتخب ، یک خارجی کاملا تازه وارد باشد، از کجا و با کدامین اشراف و اطلاعات می تواند به چنین کاری دست بزند و در حالی که شناخت ندارد، دعوت از واجدان شرایط چگونه توسط وی امکان پذیر است .لوکا که این آگاهی ها و اشراف را دارد چنان درگیر برنامه های پرشمار سپاهان در ادامه فصل جاری است که بعید به نظر می رسد کوچکترین بخت و کمترین وقتی برای احراز این سمت داشته باشد. او برخلاف هر مربی خارجی تازه وارد تمام دار و ندار فوتبال ما و نفرات آن را به خوبی می شناسد، اما تیمش باید دیدارهای متعدد عقب افتاده خود را در لیگ داخلی و جام حذفی ایران صورت دهد و در عین حال چمدان هایش را ببندد و برای حضور در جام باشگاه های جهان از نو به ژاپن برود.
اتفاقی بعید
حتی در بازگشت نیز خیال بوناچیچ راحت نخواهد بود، زیرا باز مساله تدارک برای دوره جدید جام قهرمانان باشگاه های آسیا به میان می آید و یاران نویدکیا و کریمی هنوز چشم به هم نزده ، باید از اسفند ماه دوباره در این جام به میدان آیند. با این حساب بوناچیچ وقت اداره تیم ملی را ندارد، مگر این که فدراسیون کار او را سبک و مجوز حضور تمام وقت وی در تیم ملی را بگیرد که این امری بعید است ، زیرا سپاهان هم تمایل ندارد مردی را از دست بدهد که با کارهای تاکتیکی برجسته اش و ساختن یک تیم قوی و محکم و در عین حال فنی ، سپاهان را از معابری بس سخت عبور داده و به درجات و منزلت والای فعلی رسانده که حتی رقبایش قبول دارند با برنامه ترین و دقیق ترین تیم باشگاهی فوتبال ایران است .نمی دانیم چرا پیش از ارائه پیشنهادی معقول از سوی افتخاری ، اعضای کمیته انتقالی خود به این نتیجه نرسیدند که یقین مربی ملی قطعی برای دوره ای که فدراسیون به خاطر تغییرات قریب الوقوعش رویکردهای جدیدی خواهد داشت و براساس بافت و نظرات مسوولان تازه اش عقایدی متفاوت برای تعیین مربی ملی در پیش خواهد گرفت ، تدبیری ناصحیح بوده و حتی بعد از صحبت های افتخاری باز هم کوشش برای شناخت مربی جدید تیم ملی ادامه داشت و در تمام روزها و هفته های قبلی به کرات از زبان برخی مسوولان کمیته انتقالی فدراسیون شنیده بودیم که نباید فرصت را هدر داد و باید هر چه زودتر مربیان جدید تیم ملی شناسایی شوند، اما اصلا توضیح داده نمی شد که اولا چرا حرفهای اعضای این کمیته در این خصوص اینقدر متضاد و نفی کننده یکدیگر است و به چه سبب باید این باور را داشته باشیم که فدراسیون جدید مایل به کار کردن با مربی منتخب کمیته انتقالی خواهد بود و چگونه آن مربی به تطابق با فدراسیون تازه نائل خواهد آمد.
همچنان بی پاسخ
اینها پرسش هایی است که همچنان بی پاسخ مانده است. مثل این پرسش که چرا برخی نام های حاضر در فهرست نامزدهای مربیگری تیم ملی چند سالی است که اصلا مربیگری نمی کنند و تعدادی دیگر در اندازه های هدایت تیم ملی ایران نیستند. رد کردن این اخبار و انکار این خبر که با آن مربیان گفتگو شده ، آسان ترین کار ممکن از سوی فدراسیون است ، اما همین آسان فکری ها است که سبب شد فوتبال ما دچار این مشکلات شود و نابسامانی های 2سال اخیر را تحمل کند و اینک نیز مطمئن به خود و با ثبات نباشد.با این اوصاف آیا هنوز مدعی هستیم که باید بالاتر از رتبه چهلم دنیا بایستیم؛ آیا این رتبه قدری هم برای ما زیاد نیست؛!