پروژه‌ های شهری خود تأمین؛ از مدیریت هزینه تا خلق ارزش

مدیریت شهری امروز با یک واقعیت روشن روبه‌ روست که منابع بودجه‌ ای محدودتر از آن هستند که پاسخگوی همه نیازهای شهر باشند.
مدیریت شهری امروز با یک واقعیت روشن روبه‌ روست که منابع بودجه‌ ای محدودتر از آن هستند که پاسخگوی همه نیازهای شهر باشند.
کد خبر: ۱۵۴۸۶۹۸
نویسنده محمد عسکرپور
به گزارش جام جم آنلاین کرمان؛ مدیریت شهری امروز با یک واقعیت روشن روبه‌ رو است که منابع بودجه‌ ای محدودتر از آن هستند که پاسخگوی همه نیازهای شهر باشند.
 
در چنین شرایطی، ادامه رویکرد سنتی که در آن هر پروژه شهری تنها با اتکا به بودجه عمومی تعریف و اجرا می‌شود، نه پایدار است و نه کارآمد.
 
تجربه بسیاری از شهرهای پیشرو جهان نشان می‌دهد که راه‌ حل در تغییر یک اصل بنیادین نهفته است و هر پروژه شهری باید تا حد ممکن بتواند هزینه‌های خود را از محل ارزش افزوده‌ای که ایجاد می‌کند تأمین کند.
 
این رویکرد که در ادبیات اقتصاد شهری به «پروژه‌های خودتأمین» یا Value-Based Urban Projects شناخته می‌شود، بر یک منطق ساده استوار است: پروژه‌ای که ارزش اقتصادی، فضایی یا اجتماعی ایجاد می‌کند، باید بتواند بخشی از همان ارزش را برای تأمین هزینه‌های خود بازگرداند.
 
در این نگاه، پروژه شهری نه صرفاً یک هزینه عمرانی، بلکه یک سازوکار خلق ارزش است.
 
این منطق تنها به پروژه‌های بزرگ عمرانی محدود نمی‌شود و حتی در خدمات روزمره شهری نیز قابل اجراست. برای مثال در حوزه مدیریت پسماند، آنچه امروز غالباً به‌عنوان یک هزینه سنگین تلقی می‌شود، در واقع می‌تواند به یک چرخه اقتصادی تبدیل شود.
 
تفکیک صحیح زباله، بازیافت مواد ارزشمند مانند فلز، پلاستیک و کاغذ، تولید کمپوست از پسماندهای آلی و حتی تولید انرژی از زباله، مجموعه‌ای از درآمدهای پایدار ایجاد می‌کند که در بسیاری از شهرهای جهان بخش مهمی از هزینه‌های جمع‌آوری و پردازش پسماند را پوشش می‌دهد.
 
در حوزه فضای سبز و پارک‌های شهری نیز همین منطق برقرار است و نگهداری پارک‌ها لزوماً به معنای مصرف دائمی منابع مالی نیست.
 
در بسیاری از شهرها بخشی از هزینه نگهداری پارک‌ها از طریق فعالیت‌های سازگار با محیط پارک تأمین می‌شود؛ مانند ایجاد غرفه‌های خدماتی کوچک، کافه‌ها، بازارچه‌های محلی، فضاهای فرهنگی یا ورزشی و حتی رویدادهای شهری. این فعالیت‌ها ضمن افزایش سرزندگی فضاهای عمومی، امکان می‌دهد که پارک‌ها بخش مهمی از هزینه نگهداری خود را از محل درآمدهای خود تأمین کنند.
 
حتی در خدمات عمومی مانند نگهداری شهری، روشنایی معابر یا مدیریت فضاهای عمومی نیز استفاده از قراردادهای مشارکتی با بخش خصوصی، بهره‌گیری از فناوری‌های کاهش هزینه و بازگشت بخشی از درآمدهای شهری به چرخه نگهداری و همچنین بهره برداری از فضاهای تبلیغاتی شهری می‌تواند خدمات شهری را به سمت مدیریت متعادل و خودتأمین سوق دهد.
 
این رویکرد فکری، در واقع مبتنی بر مجموعه‌ای از نظریه‌های شناخته‌شده در اقتصاد شهری است.
 
یکی از مهم‌ترین آنها مفهوم Value Capture یا «بازپس‌گیری ارزش افزوده» است؛ اصلی که می‌گوید وقتی یک پروژه عمومی باعث افزایش ارزش زمین و دارایی‌های پیرامون خود می‌شود، می‌توان بخشی از این ارزش افزوده را برای تأمین هزینه همان پروژه به کار گرفت.
 
نظریه دیگر، Land Readjustment یا تجمیع و بازتوزیع زمین است که در کشورهایی مانند ژاپن، آلمان و کره برای اجرای پروژه‌های شهری بدون تملک‌های گسترده استفاده می‌شود.
 
همچنین مدل‌ های مشارکت عمومی–خصوصی (PPP) و الگوهای بازگشت هزینه (Cost Recovery) نیز برهمین منطق استوارند که پروژه باید بتواند از محل منافع اقتصادی خود، چرخه مالی پایداری ایجاد کند.
 
وقتی این نگاه را به پروژه‌های عمرانی شهر تعمیم می‌دهیم، یکی از حوزه‌هایی که بیش از همه به چنین رویکردی نیاز دارد، تعریض خیابان‌های قدیمی است.
 
در بسیاری از شهرها، تعریض معابر به دلیل هزینه‌های سنگین تملک، سال‌ها متوقف می‌ماند و به پروژه‌ای فرسایشی تبدیل می‌شود؛ در حالی که واقعیت این است که تعریض یک خیابان، معمولاً ارزش املاک اطراف را به‌طور قابل توجهی افزایش می‌دهد و ظرفیت‌های اقتصادی جدیدی در محور شهری ایجاد می‌کند.
 
اگر این ارزش افزوده به‌ درستی مدیریت شود، تعریض خیابان می‌تواند به‌ جای یک پروژه پرهزینه، به پروژه‌ای خود تأمین و ارزش‌آفرین تبدیل شود.
 
بر همین اساس، مدلی اقتصادی قابل طرح است که می‌توان آن را بر پایه سه اصل مشارکت جلو–عقب، توسعه جبرانی و ارزش‌افزوده‌محوری تعریف کرد.
 
در این مدل، تعریض خیابان با برداشت حداقلی از بخش جلویی املاک آغاز می‌شود؛ تنها به اندازه‌ای که برای اصلاح عرض معبر ضروری است. اما به‌ جای آنکه مالک با کاهش ارزش دارایی خود مواجه شود، امکان جبران از طریق توسعه در بخش پشتی ملک یا در قالب پروژه مشترک ساختمانی فراهم می‌شود.
 
در این ساختار، مالکان، سرمایه‌ گذاران و مدیریت شهری در قالب یک پروژه مشارکتی وارد عمل می‌شوند و با استفاده از ابزارهایی مانند تراکم تشویقی کنترل‌ شده و طراحی مناسب شهری، پروژه‌ای شکل می‌گیرد که ارزش افزوده حاصل از آن هزینه‌های تعریض و نوسازی را پوشش می‌دهد.
 
نتیجه چنین مدلی آن است که تعریض خیابان نه‌ تنها بدون فشار بر منابع بودجه‌ای انجام می‌شود، بلکه به محرکی برای بازآفرینی شهری، رونق اقتصادی و افزایش کیفیت محیط شهری تبدیل می‌گردد.
 
خیابان تعریض‌ شده دیگر صرفاً یک مسیر عبور نیست؛ بلکه به محور شکل‌ گیری فعالیت‌های اقتصادی، خدماتی و اجتماعی جدید بدل می‌شود.
 
در نهایت، جوهره این رویکرد در یک تغییر نگرش خلاصه می‌شود: شهر را نباید تنها از منظر هزینه‌ها مدیریت کرد، بلکه باید آن را به‌عنوان یک نظام تولید ارزش دید که در چنین نگاهی، پروژه‌های شهری نه بار مالی، بلکه فرصت‌هایی برای خلق سرمایه اجتماعی و اقتصادی هستند؛ فرصت‌هایی که اگر با طراحی هوشمندانه همراه شوند، می‌توانند هم شهر را توسعه دهند و هم منابع لازم برای ادامه این توسعه را فراهم کنند.
 
دانشجوی دکترای بهینه سازی سیستم ها
 
 
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها