مردِ سرافرازِ آزمون‌هایِ سخت

هنوز داغ رهبر شهید، فرماندهان رشید و هم‌وطنان و کودکان مظلوم تسکین نیافته بود که خبر شهادت مجاهدی خردمند و سیاستمداری فرزانه ملت ایران را دوباره داغ‌دار کرد.
کد خبر: ۱۵۴۶۵۴۶
نویسنده شهاب اسفندیاری - رئیس دانشگاه صدا و سیما

با شهید والامقام دکتر علی لاریجانی خاطرات زیادی دارم که آغاز آن به دوره دانشجویی بازمی‌گردد و جلساتی که در نقد صدا و سیما با ایشان داشتیم. از همان ابتدا سعه‌ی صدر و آمادگی برای شنیدن و ظرفیت نقد شدن تصویر متفاوتی از ایشان نسبت به بسیاری مقامات و مسئولین در ذهنم شکل داد.

 ورود من به تلویزیون در سال ۱۳۷۹ هم در چارچوب طرحی بود که ایشان به پیشنهاد معاون وقت سیما برای تربیت نسل آینده مدیران تلویزیون پیگیری می‌کرد. از آن زمان به فکر آینده بود و در رادیو و تلویزیون به جوانان میدان می‌داد، پیش از آنکه «جوان‌گرایی» به شعار و نمایش تبدیل شود.

او در اوج فتنه‌های سهمگین دهه‌ی هفتاد اخلاص و وفاداری و فداکاری خود را در خدمت به ایران اسلامی و دفاع از رهبر شهید انقلاب در برابر خناثان و ناکثان نشان داده بود. شاید تنها مقام جمهوری اسلامی بود که رهبر شهید انقلاب در پایان دوره‌ی مسئولیت او برای تقدیر و تشکر از زحمات و خدماتش شخصاً در محل خدمت او حضور یافتند. شیرینی و حلاوت آن جلسه و تعابیر رهبر انقلاب در تحسین و رضایت از عملکرد صدا و سیما در آن دوره هنوز در ذهن من است. 

اما آنچه در این مجال می‌خواهم بدان بپردازم خاطره‌ای است که از شهید بزرگوار دکتر مصباح‌الهدی باقری درباره‌ی ایشان شنیدم. انتصاب دکتر لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی بعد از جنگ ۱۲ روزه و پس از دورانی که ایشان از مسئولیت‌های ارشد دور شده و قدری در عالم سیاست به حاشیه رفته بود برای بسیاری رخدادی قابل تأمل بود. بدون شک نقش‌آفرینی ویژه و درخشش ایشان در ایام جنگ ۱۲ روزه زمینه‌ی مساعدی برای آن انتصاب فراهم کرده بود. اما همین نقش‌آفرینی قبل از انتصاب هم قابل تأمل بود. 

یک بار که توفیق دیدار دکتر مصباح‌الهدی باقری را داشتم - که امیدوارم در فرصتی بتوانم درباره‌ی شخصیت ممتاز و کم‌نظیر این گوهر ناشناخته علمی و فرهنگی هم در حد بضاعت خود بنویسم - از ایشان در خصوص ماجرای انتصاب دکتر لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی سوال کردم. ایشان گفت این انتصاب مقدماتی داشت که به روز نخست جنگ ۱۲ روزه باز می‌گشت.

در آن روز پس از موج اول حملات دشمن و شهادت فرماندهان رده اول نظامی که همراه با غافلگیری انجام شد و شوکی به جامعه و ساختار سیاسی کشور وارد کرد، طبعا بسیار از مسئولین به اماکن امن رفته بودند و بعضاً تا مدتی حتی با تلفن هم در دسترس نبودند. دکتر باقری گفتند آن روز صبح از داخل بیت رهبری در حال خروج بودند که دکتر لاریجانی را در محوطه میانی مجموعه در حال قدم زدن می‌بینند. جلو می‌روند و سلام و علیک می‌کنند و می‌پرسند شما در این شرایط اینجا چه می‌کنید؟ دکتر لاریجانی می‌گویند «آمده‌ام برای کمک. ولی کسی را داخل راه نمی‌دهند». 

طبعاً به دلیل شرایط جنگی و نگرانی‌ها در خصوص تداوم عملیات ترور در آن ساعات نخست همه‌ی ورود و خروج‌ها محدود شده بود. اما همین دیدار و این گفتگوی تصادفی ظاهراً مقدمه‌ای می‌شود برای نقش‌آفرینی فعال‌تر دکتر لاریجانی در ایام جنگ ۱۲ روزه و با عملکرد موثر و موفق ایشان بعد‌ها به انتصاب به دبیری شعام هم منتهی می‌شود.

نکته مهم خاطره برای من این بود که دکتر لاریجانی علی‌رغم آن ناملایمات و برخورد‌های مشهور با ایشان که شاید هر سیاست‌مداری را به قهر و دوری و انزوا می‌کشاند، در روز حادثه و خطر که بسیاری به کنج امن و عافیت خزیده‌بودند و برخی هم به واسطه‌ی اختلافات و گلایه‌ها ترجیح دادند سکوت کنند، برای یاری و نصرت ولی خدا و رهبر شهید و برای دفاع از وطن به میدان آمده بود. 

حتی وقتی او را - به دلیل شرایط خاص آن روز - راه نمی‌دهند نمی‌گوید من به تکلیف خود عمل کردم و اکنون می‌توانم بروم. می‌ایستد تا راهی برای انجام وظیفه گشوده شود. این اخلاص و وفاداری و پا گذاشتن بر نفسانیات را آیا جز شهادت و پیوستن به کاروان شهدا و رفتن به آغوش رهبر شهید در اعلی علیین پاداشی متصور است؟

چند روز قبل که یکی از روزنامه‌های اسرائیلی پرونده‌ی مفصلی در مورد ایشان منتشر کرده بود و با خباثت معمول رسانه‌های رژیم از ایشان در تیتر مقاله به عنوان «فیلسوف بی‌رحم» یاد کرده بود، به برخی دوستان گفتم این برجسته‌سازی رسانه‌ای اسرائیلی‌ها می‌تواند زمینه‌سازی برای ترور ایشان باشد. ترامپ هم در یکی از سخنان اخیر خود اتهامات ناروایی به ایشان نسبت داده بود تا سران کشور‌های عرب منطقه را از ایشان بترساند و به اخاذی‌های خود ادامه دهد.

توییت کریستین امان‌پور در مورد ترور دکتر لاریجانی هم یک نکته قابل تأمل داشت. این خبرنگار کهنه‌کار آمریکایی به نقل از منابع مطلع خود گفته تا چند ماه قبل دکتر لاریجانی یکی از گزینه‌های مطرح در آمریکا برای توافقات احتمالی آینده بود. اما پس از وقایع ۱۸ و ۱۹ دی و جنگ اخیر او به یک هدف ترور تبدیل شد. یکی از دلایلی که امانپور به نقل از منابع خود برای ترور ایشان بیان کرده این بوده است که او «حاضر به خیانت به رهبر انقلاب» نشد. 

دکتر لاریجانی ظاهراً در روز حمله به بیت رهبری و شهادت رهبر معظم انقلاب هم در مجموعه دفتر رهبری حضور داشته است. شاید تقدیر این بود که ایشان در آن حادثه زنده بماند تا در دوره‌ای که کشور فاقد رهبر بود، نقش‌آفرینی ویژه‌ای در مدیریت عالی کشور و نیز در مدیریت جنگ و دیپلماسی عمومی ایفا کند. حضور حماسی ایشان در راهپیمایی روز قدس هم که حسن ختام یک کارنامه‌ی درخشان بود و ایشان را در زمره‌ی اسطوره‌های جهانی مقاومت و نماد‌های ایستادگی در برابر استکبار و صهیونیسم قرار داد؛ فیلسوفی فرزانه و با اخلاق که به دست اراذل پلید و جنایتکاران خبیث جزیره‌ی اپستین قربانی شد.

در واقع حتی آخرین تصویر دکتر لاریجانی هم برای نظام جمهوری اسلامی کارکرد داشت. خوشا به حال او که تا آخر عمر عنصری «به‌درد بخور» برای انقلاب اسلامی و ایران سرفراز بود. خوشا به سعادتش که تا آخر یار امام شهید و خار چشم دشمنان ایران و اسلام بود.
«فیالیتنا کنا معکم فنفوز فوزا عظیما».

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها