بدین ترتیب کارآگاهان دایره ویژه قتل پلیس آگاهی تهران به همراه تیمی از ماموران تشخیص هویت و بررسی صحنه جرم، به محل سقوط خودرو رفته و در حالی موضوع را بررسی کردند که تمامی شواهد موجود از وقوع یک جنایت ساعتی پیش از حضور پلیس حکایت داشت.
در اولین شاخه از تحقیقات، کارآگاهان متوجه شدند: جسد متعلق به مردی به نام «عسگر» 37 ساله ساکن تهرانپارس است. این مرد متاهل شب حادثه در منزلش تنها بود.
ماموران با شناسایی منزل «عسگر»، تحقیقات را از همسر 29 ساله او به نام «زری» آغاز کردند. این زن باردار که آن شب به همراه دو فرزند دیگرش در منزل خواهرش بود، با خونسردی از خبر کشف جسد همسرش استقبال کرد.
ماموران با احتمال وقوع قتل، منزل متوفی که کارمند شهرداری بود، را مورد بازرسی قرار دادند، اما شواهد موجود، از درگیری در منزل و یا شکسته شدن در و پنجره نشان نداشت، از این رو کارآگاهان احتمال دادند عاملان قتل براحتی وارد منزل شدهاند و به این ترتیب احتمال وقوع جنایت در منزل افزایش یافت.
از سوی دیگر همسر متوفی که در تمام مدت تحقیق، آرامش خود را حفظ کرده بود، در پاسخ به پرسش کارآگاهان در خصوص پتوی کشف شده کنار خودرو شوهرش به طور مرتب موضوع را انکار میکرد و این در حالی بود که پسر مقتول که در محل بازجویی حاضر بود، به میان گفتوگوی رد و بدل شده مادرش و پلیس پرید و گفت: «این پتو متعلق به پدرم است و او همیشه روی آن میخوابید.»
زن جوان که از این اقدام پسرش شوکه شده بود، ناچار موضوع را پذیرفت. همین ضد و نقیضگوییها احتمال دست داشتن این زن در وقوع جنایت شبانه را قوت بخشید.
از سوی دیگر نظر کارشناسان پزشکی قانونی از بررسی جسد «عسگر» نشان داد که او با شیء خفه شده است.
به گزارش خبرنگار ایسنا که در جریان تشریح این پرونده قرار گرفت، دو روز از ماجرای کشف جسد پدر این خانواده نمیگذشت که «زری»، فرزند سومش را به دنیا آورد و این در حالی بود که تحقیقات گسترده پلیس از این زن نشان داد که او از نظر اخلاقی وضعیت مناسبی نداشته و با چندین مرد ارتباط دارد.
ماموران همچنین دریافتند که «اصغر» 37 ساله پسرعموی مقتول و «علی» 29 ساله، معلم ریاضی پسر مقتول، دو مردی هستند که این زن از چندین سال پیش با آنها رابطه نامشروع داشته است.
بر این اساس ابتدا «اصغر» بازداشت شد و مورد بازجویی قرار گرفت، او در تمام مدت بازجویی منکر ارتکاب قتل بود، از این رو کارآگاهان مجددا به سراغ «زری» همسر مقتول رفتند. این زن که هفته پیش از سوی ماموران بازداشت شد و مرتب از قتل شوهرش اظهار بیاطلاعی میکرد، با توجه به وجود شواهدی مبنی بر وقوع قتل در منزل مقتول، عدم حضور «زری» و فرزندانش در شب حادثه، روابط نامشروع زن جوان و ... سرانجام ظهرهفتم آذرماه پس از گذشت 46 روز از جنایت، قفل سکوت را شکست و راز دلخراش جنایت شبانه را برملا کرد:
اعترافات سیاه همسر مقتول، راز جنایت را فاش کرد
«17 سال پیش، وقتی دختر نوجوان 12 سالهای بودم به عقد «عسگر» که آن زمان 20 سال داشت، درآمدم. یتیم بودم و باید زودتر ازدواج میکردم، چند سال بعد از زندگی مشترکم با «عسگر»، صاحب دو فرزند شدم. وضعیت مالی شوهرم مناسب بود. او خانه دو طبقهای در تهرانپارس را به نام من کرده بود، طبقه بالا را اجاره داده بودم و خودمان در طبقه اول زندگی میکردیم. از چند سال پیش به مصرف موادمخدر کشیده شدم، همسرم از این موضوع اطلاع داشت، اما کاری از دستش برنمیآمد. او مرد بیآزاری بود، از صبح تا غروب سر کار میرفت، اما من هیچ علاقهای به او نداشتم.

از چند سال بعد از ازدواجمان، با «اصغر» پسرعموی همسرم رابطه برقرار کردم. همسرم از این موضوع اطلاعی نداشت. «اصغر» در مواقعی که فرزندانم در مدرسه بودند، به خانهمان میآمد.
از دو سال پیش با رفت و آمد به آرایشگاهی با پسری به نام «علی» آشنا شدم، او فوق دیپلم ریاضی داشت. از او خواستم تا معلم ریاضی پسرم شود. از یکسال و نیم پیش نیز با او رابطه نامشروع برقرار کردم. «علی» را دوست داشتم، او نیز به من علاقه پیدا کرده بود. دیگر از همسرم خسته شده بودم، میخواستم با «علی» زندگی کنم، از این رو نقشه قتل شوهرم را طراحی کردم. وقتی موضوع را با «علی» در میان گذاشتم، او به خاطر علاقه به من، استقبال کرد و بدین ترتیب برای از سر راه برداشتن «عسگر» برنامهریزی کردیم. قرار شد «علی» از برادرش «محسن» و دوستش «مرتضی» برای عملی کردن نقشه کمک بخواهد. نوزدهم مهر ماه کلید خانه را به «علی» دادم، دو روز بعد که شب عید فطر بود به بهانهای به منزل خواهرم رفتم و به این ترتیب «عسگر» در خانه تنها بود.»
با اعترافات تکاندهنده این زن، کارآگاهان که پیش از این، «علی» را به عنوان مظنون دستگیر کرده بودند، مجددا او را مورد بازجویی قرار دادند.
او که متوجه اعترافات تلخ «زری» شده بود، ناچار در برابر افسر تحقیق دایره دهم پلیس آگاهی ادامه ماجرا را بازگفت:
«ساعت دو صبح بیست و یکم مهر ماه بود، به همراه برادرم «محسن» و دوستم «مرتضی» سوار بر موتور به مقابل در خانه «عسگر» رفتم. با کلیدی که پیش از این از «زری» گرفته بودم، در خانه را باز کردم، وقتی وارد منزل شدیم «عسگر» را در حالی که در وسط اتاق پذیرایی بر روی پتویی خوابیده بود، دیدیم.
با استفاده از فرصت به سمتش حمله کردیم. ابتدا سه نفری دست و پایش را گرفتیم و با مشت و لگد مضروبش کردیم. سپس شیلنگ گازی که همراهمان بود را به دور گردنش انداخته و با فشار دادن آن، خفهاش کردیم. بعد از این که از مرگ «عسگر» مطمئن شدیم، کلید خودرواش را برداشته و سوار پراید شدیم. جسد را با پتویی که رویش پیچیده بودیم، در صندلی عقب گذاشته و به سمت پل جاجرود به راه افتادیم. در جاده بومهن بود که با متوقف کردن خودرو، پیاده شده و پراید را بر روی دنده خلاص گذاشتیم و سپس آن را به داخل دره پرت کرده و به سرعت از محل متواری شدیم.»
اعترافات این متهم به قتل منجر شد تا کارآگاهان «مرتضی» 22 ساله و «محسن» 23 ساله را در شرق تهران شناسایی و دستگیر کنند، این دو متهم چهارشنبه گذشته پس از دستگیری در مقابل ماموران، ارتکاب قتل را پذیرفتند.
تحقیقات پلیس نشان داد که «مرتضی» پس از ارتکاب قتل، گوشی تلفن همراه مقتول را به همراه 10 هزار تومان به سرقت برده است و به این ترتیب با اعترافات به دست آمده از این چهار متهم، پرونده برای ادامه تحقیقات همچنان در اختیار دایره قتل پلیس آگاهی تهران قرار دارد.