کم توجهی و اشتباهات دایی فقط به نوع و میزان رسیدگی وی به تیمش طی این فصل منحصر و منتهی نمی شود و او در برآورد نیروها و نفرات تیمش در تابستان امسال نیز مرتکب قصورهایی شد. وقتی امثال یزدانی ، خلیلی ، مومن زاده و فرزانه سایپا را ترک گفتند، هرچند دایی جانشینانی را برای آنها جور کرد، اما وقایع و نتایج این فصل بوضوح به ما می گویند که این جایگزینی ها ناموفق بوده اند و آمده ها، اصلا جای رفته ها را پر نکرده اند.
روشن ترین نمونه در این زمینه به پست سانتر فوروارد مربوط می شود که هرچند ادریانو الوز برزیلی به سایپا آمد و او از بهترین مهاجمان لیگ ایران در چهار پنج سال اخیر بوده و ابتدا در استقلال اهواز و سپس مس کرمان کارنامه قبولی گرفته بود، اما پر کردن جای خلیلی کوچ کرده به پرسپولیس و دایی بازنشسته شده (به عنوان بازیگر) را غیرممکن یافته و به این ترتیب ضعف در کار گلزنی عیب عمده سایپا در این فصل جلوه کرده است.
این تیم به این سبب گلهای پرشماری را در طول فصل از دست داده و از برتری های میدانی خود به حد کفایت سود نجسته است. اصولا از مرکز خط میانی هم توپ سازی موثری برای حمله وران تیم صورت نمی پذیرد، زیرا کیانوش رحمتی هم در این پست جانشین موفقی برای یزدانی جلوه نکرده است.
سرسختی
اینها فضای تیمی را به دست می دهد که نه مهره گیری مناسبی داشته ، نه فنی و ظریف بازی می کند و نه مربی ای دارد که وقت و ظرافت حل تمام این مشکلات فنی را داشته باشد. شاید اگر علی دایی ، دایی نبود، خودش در تابستان به پست مدیریت فنی ارتقاء می یافت و مربی بهتری را برای اداره فنی تیم خود برمی گزید؛ اما سرسختی او که سلاح اصلی وی طی سال ها حضور مختلف اش در میدان بوده ، به او چنین اجازه ای را نمی دهد و فقط می توان امید بست که همین خصلت از مشکلات سایپا در نیم فصل دوم لیگ بکاهد و ضایعات پرشمار نیم فصل اول را جبران کند؛ هرچند در آن صورت نیز آینده نارنجی و سفیدها در جام نخست باشگاهی قاره مبهم نشان می دهد.