شرکت «اوکرینرگو» این بمبارانها را ویرانگرترین ضربه به بدنه صنعت برق اوکراین از ابتدای سال ۲۰۲۶ توصیف کرده است. این موضوع بار دیگر نشان داد جنگ اوکراین وارد مرحلهای فرسایشی و بیرحمانه شده است؛ مرحلهای که در آن، فشار اصلی نه بر خطوط مقدم بلکه بر توان زیستی و اقتصادی کشور وارد میشود.حملات سنگین روسیه در شرایطی رخ میدهد که همزمان، گزارشها از پشتپردههای دیپلماتیک در واشنگتن،یک «معامله بزرگ» را به مشام میرساند. خبرگزاری رویترز در گزارشی فاش کرد که دولت ایالات متحده به رهبری تیم مذاکرهکننده جدید خود، هدفی بلندپروازانه را دنبال میکند: «دستیابی به توافق صلح تا ماه مارس (اسفندماه) و برگزاری انتخابات سریع در اوکراین در ماه می». این گزارش نشان میدهد واشنگتن برای خروج از باتلاق پرهزینه اوکراین عجله دارد.
کنار هم قرار گرفتن این دو خبر (خاموشی شهرها و شتاب دیپلماسی) برای بسیاری در اوکراین این پیام نگرانکننده را دارد که سرنوشت جنگ، پشت درهای بسته و بدون حضور واقعی کییف رقم بخورد.
کییف و کابوس صلح بدون اوکراین
ولودیمیر زلنسکی بیش از هر زمان دیگری نگران است؛ نه فقط از پیشروی تدریجی نیروهای روسیه بلکه از احتمال شکلگیری یک تفاهم راهبردی میان مسکو و واشنگتن. نگرانی اصلی رئیسجمهور اوکراین این است که دو قدرت اصلی درگیر، به این جمعبندی برسند که ادامه جنگ هزینهای بیش از منافع آن دارد و بتوان بدون حضور مؤثر نمایندگان کییف، چارچوبی برای پایان جنگ ترسیم کرد.برای دولت اوکراین، چنین سناریویی چیزی فراتر از یک شکست دیپلماتیک است. این بهمعنای از دست رفتن کنترل بر آینده سیاسی و جغرافیایی کشور خواهد بود. زلنسکی بهخوبی میداند در هر توافق احتمالی میان آمریکا و روسیه، اولویت واشنگتن نه حداکثر خواستههای کییف بلکه مهار بحران، کاهش هزینهها و تمرکز بر پروندههای مهمتر جهانی خواهد بود. در چنین شرایطی، اوکراین از یک «شریک استراتژیک» به یک «پرونده حل و فصل شده» تنزل پیدا میکند. اظهارات مقامات اوکراینی در هفتههای اخیر که بر «ضرورت حضور کییف در هر مذاکرهای» تأکید دارد، بیش از آنکه نشانه اعتمادبهنفس باشد، بازتاب نوعی اضطراب سیاسی است؛ اضطرابی که ریشه در واقعیتهای میدانی و توازن قوا دارد. واقعیتی که نشان میدهد اوکراین دیگر در موقعیت دیکته کردن شروط صلح نیست.
توافق سخت؛ صلحی که بهای آن زمین است
بحث از «توافق سخت» در مورد اوکراین، بهمعنای پذیرش مجموعهای از تصمیمات تلخ و پرهزینه است؛ تصمیماتی که سالهاست کییف تلاش کرده از آنها بگریزد. چنین توافقی، درسادهترین تعریف بهمعنای توقف جنگ در ازای واگذاری عملی بخشهایی از شرق و جنوب اوکراین است؛ مناطقی که روسیه یا بهطور کامل در اختیار دارد یا کنترل نظامی آن را تثبیت کرده است.واقعیت این است که در ماههای گذشته،روسیه نهتنها موفق شده خطوط خود را حفظ کند بلکه در برخی محورها پیشرویهای تدریجی اما پیوستهای داشته. این پیشرویها، هرچند کند اما نشاندهنده برتری در جنگ فرسایشی است؛ جنگی که در آن طرفی پیروز است که ذخایر انسانی، صنعتی و انرژی بیشتری داشته باشد. در این معادله، روسیه با وجود تحریمها، همچنان از عمق راهبردی، توان صنعتی و ظرفیت بسیج بالاتری نسبت به اوکراین برخوردار است.در مقابل، اوکراین با کاهش شدید نیروی انسانی، فرسودگی تجهیزات، وابستگی کامل به کمکهای خارجی و بحران انرژی روبهروست. ادامه جنگ، بدون چشمانداز روشن پیروزی، بهمعنای از دست دادن زمینهای بیشتر است. به بیان دیگر هر ماه تأخیر در توافق میتواند نقشه نهایی اوکراین را کوچکتر کند؛ پارادوکسی تلخ که زلنسکی و متحدانش حاضر نیستند بهصراحت آن را بپذیرند.توافق سخت، از نگاه بسیاری از تحلیلگران نه نتیجه ضعف دیپلماتیک بلکه پیامد اجتنابناپذیر یک جنگ نابرابر است؛ جنگی که با خوشبینی سیاسی آغاز شد و با واقعگرایی ژئوپلیتیک به پایان خواهد رسید.
ماراتن ابوظبی و ضربالاجل ژوئن
دور دوم مذاکرات سهجانبه در ابوظبی با حضور نمایندگان روسیه، اوکراین و میانجیگری مستقیم تیم استیو ویتکاف و جرد کوشنر، اگرچه به آزادی ۳۱۴ اسیر جنگی منجر شد اما از یک «ضربالاجل» بزرگ پرده برداشت. واشنگتن به صراحت اعلام کرده که میخواهد تا ژوئن ۲۰۲۶ (تیرماه ۱۴۰۵) پرونده نظامی اوکراین را ببندد. این فشار زمانی، اوکراین را در موقعیت ضعف قرار داده است.در مذاکرات ابوظبی، روسیه با موضعی مقتدرانه روی خواستههای خود ایستادگی کرد. آنها میدانند که زمان به نفع مسکو و به ضرر کییف در حرکت است. آینده این مذاکرات که قرار است در دورهای بعدی در میامی ادامه یابد، بهشدت تحت تأثیر این واقعیت است که غرب دیگر تمایلی به تأمین هزینههای سرسامآور دفاعی اوکراین ندارد. ضربالاجل ژوئن در واقع پیامی به زلنسکی است: «یا تا تابستان به توافق میرسی، یا به تنهایی با ماشین جنگی روسیه روبهرو خواهی شد.»
فرسایش یک کشور؛ بهای جاهطلبی سیاسی
آمارهای مربوط به کشتهها، زخمیها ومهاجران اوکراینی، تصویری تلخ ازوضعیت کنونی این کشورارائه میدهد. میلیونها نفر کشور را ترک کردهاند، صدها هزار نفر از چرخه تولید خارج شدهاندوبخش انرژی،بهعنوان ستون فقرات اقتصاد، زیر ضربات مستمر حملات روسیه درحال فروپاشی است. این فرسایش، صرفا نظامی نیست بلکه اجتماعی و اقتصادی است و اثرات آن برای دههها باقی خواهد ماند.در این چارچوب، بسیاری معتقدند جنگی که با ترکیبی از حماقت سیاسی، محاسبات اشتباه و جاهطلبی شخصی زلنسکی تشدید شد، اکنون به نقطهای رسیده که ادامه آن هیچ دستاوردی جز ویرانی بیشتر ندارد. واقعیت تلخ این است که پایان جنگ، به احتمال زیاد با واگذاری ارضی همراه خواهد بود؛ واگذاریای که اگر زودتر انجام شود، شاید از خسارات بیشتر جلوگیری کند.اروپا و آمریکا که اوکراین را به ادامه مقاومت تشویق کردند، اکنون بهتدریج در حال فاصله گرفتن ازهزینههای این جنگ هستند.دراین میان، روسیه با صبر راهبردی و اتکا به منطق قدرت، توانسته معادله را به نفع خود تغییر دهد.شاید به همین دلیل است که «روزهای خاموش اوکراین» تنها یک توصیف شاعرانه نیست بلکه بازتابواقعیتی است که درآن،صدایتصمیمگیریازکییف بهتدریج دور میشودوسرنوشت کشور درجایی دیگررقم میخورد.