محبوب ترین بازیکنان این ده مربی!
پدرانی که یک پسر را بیشتر دوست دارند
احتمالا این پرسش دوران کودکی شما هم بوده که مقابل پدر یا مادر می ایستادید و سوال می کردید میان خواهران و برادرانت ، کدامیک را بیشتر دوست دارند!
کد خبر: ۱۵۴۰۱۳
آیا هرگز جوابی که باب میل تان باشد، می شنیدید؛ این پاسخهای تکراری که انگشتان یک دست با هم فرقی ندارند یا میان دو چشم نمی توان به یکی بیشتر علاقه داشت ، هنوز هم در اذهان کودکان دیروز و جوانان امروز مانده . شاید همین پاسخهای کلیشه ای و اجتماعی و خانوادگی امروز در خانواده هایی دیگر هم کاربرد داشته باشد. آیا تا به حال از خودتان پرسیده اید میان نسل های مختلف مربیان فوتبال ایران ، کدام بازیکنان نزد چه کسانی از محبوبیت بیشتری برخوردار می شدند و می شوند؛ کدام مربیان ، کدام بازیکنان را می پسندند؛ چه بازیکنانی با چه خصوصیاتی نزد مربیان خود، جایگاه بهتری دارند یا کدام مربی با رفتار ویژه اش نسبت به یک بازیکن ، حسادت دیگران را برای خودش می خرد؛ سیاهه ای که در زیر آمده نتیجه یک گمانه زنی و کنار هم چیدن اتفاقات زندگی حرفه ای چند ساله مربیانی است که در رده های ملی و باشگاهی فوتبال ایران فعالیت کرده اند... شما چگونه فکر می کنید؛
علی پروین : او را باید طی 2 دهه عمر مربیگری اش در فوتبال ایران بررسی کرد؛ از اواسط دهه 60که لباس بازیگری را از تن درآورد و به یک مربی تبدیل شد تا امروز که با نسلهای متفاوتی از بازیکنان روبه رو شده ، او را به واسطه ابهت ، محبوبیت و حس برتری خواهی اش می پسندیدند. علی پروین عادت نداشت گروه زیادی از بازیکنانش را به مدتی طولانی در کنار خود حفظ کند، مگر آن که یا به لحاظ فنی یا از نظر ارتباطات عاطفی ، به آنها نیاز داشت . احمدرضا عابدزاده هرگز نزد پروین چهره محبوبی محسوب نمی شد، اما نزدیک به یک دهه در تیم ملی و پرسپولیس همراه پروین بود. مسلما می توان محبوب ترین بازیکنان پروین را در 3بازیکن دید؛ ناصر محمدخانی ، حمید استیلی و بهروز رهبری فرد! ناصر محمدخانی و حمید استیلی در پرسپولیس به دستیاران او تبدیل شدند و بهروز رهبری فرد در استیل آذین دست راست اوست. می خواهید به انصاریان اشاره کنید؛ آنقدر که انصاریان مرید سلطانش شده ، علی پروین با او رابطه نزدیکی ندارد!
ناصر حجازی : درباره او چگونه فکر می کنید؛ شاید اگر ناصر حجازی یک صدم محبوبیت عمومی اش در جامعه را در وجود خود نسبت به بازیکنانش جای می داد، امروز راحت تر می توانستیم در وصف بازیکنان مورد علاقه اش بنویسیم . انگار حجازی حق انتخاب را هم از ما سلب می کند. او در طول دوران مربیگری اش که از محمدان بنگلادش آغاز شد و اکنون در استقلال ختم می شود کمتر با بازیکنانش ارتباط نزدیک برقرار کرد. او حتی استدلال ویژه ای داشت که از روحیاتش سرچشمه می گیرد. این جمله مشهور حجازی را احتمالا شنیده اید که می گوید: «یک مربی ، معلم است و یک معلم با دانش آموزانش دوست نمی شود!» شاید بتوانیم محبوب ترین بازیکن دوران مربیگری ناصر حجازی را پسر او «آتیلا حجازی» معرفی کنیم ، اما این انتخاب کمی از واقعیت دور است . مسلما محبوب ترین مرد حجازی در تمام ادواری که او روی نیمکت های مربیگری نشسته ، علیرضا اکبرپور شناخته می شود. اکبرپور تنها بازیکنی است که حجازی حاضر می شد هفته های متوالی او را تمجید کند.
برانکو ایوانکوویچ : آیا می دانید او گرایش های شدید خرافی داشته؛ برانکو ایوانکوویچ حتی در شیوه زندگی پیرو رفتارهای خرافی گونه ای بود که از دید نزدیکانش دور نماند. سعی می کرد اول کفش پای راستش را به پا کند. کت جادویی اش را در حساس ترین بازیها بر تن می کرد و وقتی از رنگ و رو افتاد، آن را روی نیمکت کنار خود می گذاشت. او حتی در انتخاب بازیکنانش دچار یک خرافه عجیب بود. تصور می کرد گروهی از بازیکنان برای او خوش شانسی می آورند. پس بدون هیچ استدلال فنی و بی آن که حتی در ساده ترین مسابقات به آنها میدان بدهد، نامشان را در فهرست مدعوین تیم ملی قرار می داد. شاخص ترین آنها «مهدی امیرآبادی» بود. بازیکنان محبوب برانکو براساس چنین تفکراتی و بعد بر پایه میزان علاقه اش به او تعیین می شدند. ابراهیم میرزاپور، یحیی گل محمدی ، ستار زارع ، محمد نصرتی و علی دایی را باید کنار مهدی امیرآبادی قرار داد و فهرست مردان مورد علاقه سرمربی اسبق تیم ملی را بست. بازیکنانی که مورد نفرت و خشم او قرار گرفتند از این جمع فزونی می کند!
امیر قلعه نویی : عمر مربیگری اش به یک دهه هم نمی رسد. پس حق انتخاب به حداقل می رسد. امیر قلعه نویی را باید در برق تهران ، استقلال اهواز، استقلال تهران و تیم ملی زیر نظر گرفت . رفتار قلعه نویی دوستانه و در عین حال همراه با جدیتی بود که میان کادر فنی و بازیکنان یک پرده ضخیم قرار می داد. قلعه نویی تا سال دوم مربیگری اش در استقلال هرگز در رفتارش نسبت به بازیکنی خاص پیشروی نکرد اما روایت فصل دوم حضورش در استقلال تهران تفاوت داشت . آیا محبوب ترین مرد قلعه نویی را نمی شناسید؛ او مسلما هنوز هم رضا عنایتی را به شکلی ویژه می پسندد و او را فراتر از یک بازیکن فوتبال در زندگی اش جای داده است . قلعه نویی حتی در تیم ملی عنایتی را در پست غیرتخصصی به میدان فرستاد تا جایی برای او در ترکیب ثابت تیم ملی دست و پا کرده باشد.
افشین قطبی : این یکی حتی یک فصل کامل هم سرمربی نبوده که تعداد گزینه های انتخابی ما را افزایش دهد. افشین قطبی را طی نزدیک به 3 ماه سرمربیگری چگونه شناخته اید؛ حتی اطلاعات کاملی از شخصیت های رفتاری او با بازیکنان وجود ندارد، اما می توانیم یک انتخاب «ریسک گونه» داشته باشیم .به پرسپولیس نگاه کنید و اتفاقات هفته های اخیر را کنار هم بگذارید. تصور می کنید محبوب ترین پسر پرسپولیس در نزد سرمربی کیست؛ تعاریف او از کریم باقری طی تمامی هفته های گذشته آنقدر تداوم داشته که بپذیریم افشین قطبی به کاپیتان تیمش نگاهی خاص دارد. ارزیابی های مثبت او و دفاعیه هایش از عملکرد سپهر حیدری ، مدافع میانی پرسپولیس را هم از مردان مورد علاقه سرمربی پرسپولیس معرفی می کند و نمی توان اعتقاد ویژه او به بازی فراز فاطمی را هم نادیده گرفت. لطفا اشتباه نکنید. در مورد «بهادر عبدی» یک رفتار انضباطی وجود داشت ، نه علاقه ای فراتر از محدوده مربیگری ! قطبی سعی کرد به بازیکن خاطی اش شیث رضایی ثابت کند حذف شدن در پرسپولیس ساده است.
لوکا بوناچیچ : اتفاقا در مورد این یکی براحتی می توان اظهارنظر کرد. دو سال مربیگری لوکا در خوزستان با فولاد و استقلال اهواز، گویای رفتار دوگانه او با بازیکنانش است. او در خوزستان نسبت به حجت زادمحمود، جلال کاملی مفرد و بخصوص میلاد نوری آنقدر محبت به خرج می داد که گاهی صدای اعتراض سایرین را به هوا بلند کند. ویژگی منحصر به فرد لوکا بوناچیچ رفتار دوگانه او با مردان محبوبش است. او با اصرار فراوان حجت زادمحمود را به سپاهان آورد اما زمانی که با کم کاری و افت بدنی اش روبه رو شد، محبوب ترین بازیکنش را از فهرست سپاهان بیرون گذاشت و به باشگاه چنین اعلام کرد: «او مازاد است !» سعی کنید زیاد محبوب او نشوید!
علی دایی : او را به چشم یک مربی باید دید، نه به عنوان آقای گل فوتبال جهان ! شاید روابط دوستانه دایی با یحیی گل محمدی زبانزد خاص و عام باشد، ولی این رابطه در چارچوب زندگی مربیگری او شکل نگرفته است . علی دایی را باید طی یک سال و چند هفته عمر نوپای مربیگری اش در سایپا مورد ارزیابی قرار دهیم . حالا تصور می کنید بازیکن محبوب او کیست؛ آنهایی که در کرج زندگی می کنند، هوادار سایپا هستند یا ارتباطی نزدیک با این باشگاه دارند بی تردید از علاقه شدید و تعصب فنی دایی به مجید غلام نژاد مطلع هستند. پسر لاغر و کوتاه قامتی که با تشخیص سرمربی در پستهای مهاجم ، هافبک نفوذی ، هافبک چپ و راست و پیستون به میدان می رود. دایی همیشه یک پست برای او کنار می گذارد!
فیروز کریمی : روایت این مربی با سایرین متفاوت است. او با بازیکنانش ارتباطی فراتر از مراودات یک معلم و شاگرد یا مربی و فوتبالیست برقرار می کند. چنان دوستانه با مردانش گرم می شود که حتی اعتماد آنها را برای در میان گذاشتن مشکلات خصوصی شان هم جذب می کند. هیچ وقت در تیمهای او بازیکنی احساس تبعیض رفتاری نکرده و اگر بگوییم هر فوتبالیستی در ایران آرزوی همکاری با او را دارد، اشتباه نکرده ایم اما ته قلب فیروز کریمی را هم می توان دید. مردی که مقابل دوربین تلویزیون شوخ طبع است ، در تمرینات سختگیری اش زبانزد خاص و عام می شود. در جریان بازی از کوچکترین خطا نمی گذرد و خارج از باشگاه مثل یک پدر از بازیکنانش مراقبت می کند، بی آن که کسی را متوجه علایق قلبی اش کند، سعید رمضانی را فراتر از تک تک مردانش می پسندد. این گرایش نه فقط به لحاظ فنی که بیشتر از نظر اخلاقی به وجود آمده. در حقیقت کریمی دامادپسند است ؛ هم داماد ناصر حجازی یعنی سعید رمضانی و هم داماد خودش که مهدی تارتار باشد! این دو محبوب ترین بازیکنان سالهای مربیگری فیروز کریمی هستند.
مصطفی دنیزلی : میان فوتبالیست های ایرانی و ترکیه ای یک اعتقاد مشترک به وجود آمده که با این جمله معنی می شود: «او عاشق بازیکنان سرعتی است !» مصطفی دنیزلی در تمامی ادوار مربیگری اش نشان داده و ثابت کرده که گرایش ویژه ای به بازیکنان سرعتی در تمامی پستها دارد، اما این اعتقاد فنی باعث علایق درونی او به بازیکنانش نمی شود. تصور کنید کدام بازیکن برای این ترک تبار در فوتبال ایران در اولویت قرار داشت؛ او در پرسپولیس دوران مشابهی با پاس داشت. نه می توان او را موفق نامید و نه یک مربی ناکام معرفی اش کرد اما دنیزلی هرگز در پرسپولیس با یک بازیکن خاص ارتباطی فراتر از مربی و شاگرد نداشت و این در مورد دوران زندگی حرفه ای اش در پاس صدق نمی کند. مصطفی دنیزلی در پاس در قبال محمد نصرتی رفتاری بسیار دوستانه داشت ، نه مربیانه ! دنیزلی به نصرتی آزادی هایی بیش از سایرین می داد و گاهی از نظارت های مرسوم خود بر او می کاست . این مربی در مورد آرش برهانی هم رفتاری متفاوت از سایرین نشان می داد؛ به شکلی که به بازیکنانش آشکارا ثابت شده بود نصرتی و برهانی برای او در جایگاهی فراتر قرار گرفته اند. هرچند که هیچ کس هرگز اعتراضی نشان نداد... چون کمبودی از سوی مربی خود احساس نمی کردند!
غلام پیروانی : به ساختن و جدا شدن عادت کرده. اگر می خواست هر سال فقط به یکی از بازیکنانش دل ببندد، امروز به تعداد بازیکنان دو تیم فوتبال بازیکن محبوب داشت که کنارش نبودند. غلام پیروانی عادت کرده و شاید روی همین تکرار تاریخ است که سعی می کند با وجود تمام علاقه وافرش به بازیکنانی که خودش می سازد و پرورش می دهد، به آنها دل نبندد. آیا می دانید او کدام بازیکنش را بیش از همه دوست داشته؛ اگر کسی به این سوال قاطعانه پاسخ داد، به دانش او شک کنید. شاید به محسن نیسانی اعتقاد داشته باشد، شاید هاشم بیک زاده را حتی بیش از سالهای دوران خدمت سربازی در فجر و حالا مقاومت کنار خودش دیده باشد و شاید بیش از هر مهاجمی به غلامرضا رضایی آزادی عمل می داد، اما هرگز کسی را متوجه علایق قلبی اش به یک بازیکن خاص نکرد. نظمی که او خود را پایبندش کرده ، به او اجازه می دهد بسادگی بازیکنان خطاکار را کنار بگذارد....
و این چند نفر: به این چند نام هم دقت کنید. اولی فرهاد کاظمی است که هرگز بازیکنی نزد او به شکلی ویژه محبوب نشد. کاظمی در حقیقت به دسته ای از مربیان شهرت دارد که بازیکنان نامی تیمهای خود را حذف می کنند. آرمناک پطروسیان را به یاد می آورید؛ علی دایی در صباباتری را چطور؛
رسول کربکندی هم از چهره های ویژه است. او گاهی تصورات عجیبی داشت که به او القا می کرد بازیکنانش به او خیانت می کنند! روی همین تصورات بیشتر به بازیکنان خارجی اش دل می بست . در ذوب آهن گرایش ویژه ای به آرمناک پطروسیان و گئورگ استراتولات پیدا کرده بود و حالا هر دو بازیکن در لیگ یک همراه او هستند.
اکبر میثاقیان با وجود این که مربی ستاره هایی مثل جباری و تیموریان بود اما بادامکی را مثل پسرش دوست داشت حتی با برانکو ایوانکوویچ قبل از جام جهانی تماس گرفت و از او خواست بادامکی را جانشین تیموریان در تیم ملی کند!
در مورد وینگو بگوویچ هم یک قاعده همیشگی صدق می کند. این کروات در تمامی دوران مربیگری اش بازیکنانی را نزد خود محبوب تر می دانست که به سفارش خودش از اروپا می آورد. مثل ساشا ایلیچ در پرسپولیس ، میلان استانتوسکی در پگاه و حالا در همدان...! آیا غیر از این تصور می کنید؛!