ناصرمسعودی، خواننده موسیقی ایرانی هم یکی از ستارگان این آسمان است که به باور اهالی این عرصه، با بیش از شش دهه فعالیت مستمر درحوزه آواز، به پرباری این گنجینه افزود و نامش ماندگار شد. نام نیک او زمینهساز صحبت ما با تعدادی از هنرمندانی شده است که او را از نزدیک میشناختند و با هنرش آشنایی داشتند.
آشنایی او با استاد احمد عبادی منجر به خلق آثاری زیبا شد
استاد علیاصغر شاهزیدی، خواننده پیشکسوت موسیقی اصیل ایرانی یکی از هنرمندانی است که درباره ناصر مسعودی چنین میگوید: من از سالهای دور به کشتی و اصولا دیگر شاخههای ورزش علاقه زیادی داشتم و برای تماشای مسابقات به ورزشگاه میرفتم. خاطرم هست آنجا برای اولین بار زندهیاد ناصر مسعودی را ملاقات کردم و متوجه شدم او هم مثل من به کشتی علاقه دارد. دیدار تصادفی با ایشان، هنگام تماشای مسابقات برایم به خاطرهای ماندگار تبدیل شد. مسعودی بیتردید یکی از صداهای دلنشین و تأثیرگذار در موسیقی ما بود، اگرچه صدای او اوج زیادی نداشت، ولی به اصطلاح موزیسینها از سطحی بالا و ایدهآل برخوردار بود. اولین اثری که خواند قطعهای در دستگاه ابوعطا بود که در نوع خود یکی از شنیدنیترین کارهایی است که از او به یادگار مانده است.میتوان گفت، استاد احمد عبادی نقش زیادی در معروفیت زندهیاد ناصر مسعودی ایفا کرد.
محدوده صدایی خاص خود را داشت
این هنرمند آوازهخوان مکتب اصفهان اضافه میکند: بعد از آن، مسعودی به رادیو راه یافت و همکاری خود را با استاد احمد عبادی و بسیاری دیگر از نامآوران عرصه موسیقی ایرانی آن زمان ادامه داد. شاید نقطه عطف فعالیتهای او را خواندن تیتراژ سریال «کوچک جنگلی» دانست. با آنکه این آهنگ محلی، برآمده از خطه زادگاه خودش یعنی گیلان بود ولی در ذهن تمام مخاطبان سراسر ایران جاودانه شد. البته ناگفته نماند که او در همکاری با رادیو به اجرای دیگر قطعات گیلکی هم پرداخت ولی صدای او در تیتراژ این سریال رنگوبوی دیگری پیدا کرد و توانست در ذهن مخاطبان بیشتری ماندگار شود. فعالیت اصلی این هنرمند در حیطه موسیقی ایرانی بود و خودش هم تا پایان عمر در این حوزه فعالیت کرد. سه چهار سال پیش نیز کنسرتی را در خارج از کشور برگزار کرد که علاوه بر اجرای قطعات زیبا، صدای خواننده همراهش را هم کنترل میکرد. مسعودی را باید بهحق در ردیف هنرمندانی دانست که صدایش منحصر به خودش بود و اصلا همین ویژگی او را در تاریخ موسیقی ایران متمایز ساخته است. در این زمینه یاد خاطرهای افتادم که شاید نقل آن خالی از لطف نباشد: زندهیاد بنان یک بار پابهپای استاد رضاقلی میرزا ظلی خواند و واقعا هم زیبا خواند، ولی بعد از آن، استاد روحالله خالقی به ایشان گفت: آقای بنان! جای صدای شما آنجا نیست. در واقع استاد خالقی محدوده صدایی مشخصی را برای بنان تعیین کرد و بنان با پایبندی به آن محدوده صدایی به شهرت رسید، چرا که اگر میخواست با تن بالاتری بخواند، صدایش به آن شکلی که باید گنجایش نداشت. درباره زندهیاد مسعودی هم همینطور است و صدای ایشان از محدوده خاص و منحصر به فردی برخوردار بود.
به لحاظ منش و اخلاق، همردیف بزرگان موسیقی ایرانی بود
شاهزیدی با اشاره به خصوصیات فردی این هنرمند فقید میگوید: آنچه بیش از هر چیز نقش زیادی در جاودانگی ناصر مسعودی دارد، سجایای اخلاقی او بوده. او هنرمندی بود که در طول زندگی حرفهای و شخصی خود از حواشی دور ماند. ناصر مسعودی را باید بهلحاظ زلال بودن، رفتار و زندگی همپای بزرگانی چون تاج اصفهانی، علیاصغر بهاری، علیاکبر فراهانی، احمد عبادی، جلیل شهناز و... دانست. این هنرمندان درواقع همه مردان خدا بودند و سبک زندگیشان باعث شد صدا و نغمه سازشان در مردم اثر کند. بهشخصه معتقدم آنچه در درجه اول از سوی یک هنرمند بر جامعه تأثیر میگذارد هنرش نیست، صداقتش است که او را جاودانه میکند.
مونس اشکها و لبخندهای مردم گیلان بود
حسین مسافرآستانه، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر از دیگر هنرمندانی است که وقتی موضوع بحث را مطرح میکنم، اشک مجال صحبت را از او میگیرد. بعدمتوجه میشوم که حرف زدن درباره ناصر مسعودی اورا یاد زمزمههای مادرش براساس آهنگهای این هنرمند میاندازد. اومیگوید:هیچ گیلانیای را نمیتوانید پیدا نمیکنید که بخش مهمی از خاطراتش با صدای استاد مسعودی گره نخورده باشد.نوستالژی موسیقایی گیلان وامدار قطعاتی است که با صدای او ساخته شده. هرکدام از آهنگهای مسعودی چه پیش و چه پس از انقلاب، همچنان مونس اشکها و لبخندهای مردمان گیلک بوده است.
پیوند عجیبی بین موسیقی او و مردم ایرانزمین برقرار است
این کارگردان تئاتر اضافه میکند: وجهه انسانی و موسیقایی مرحوم مسعودی در ذهن قوم گیلک همواره بهعنوان یک اسطوره ثبت شده و هیچ فرد اهل فرهنگی را نمییابیم که جایگاه این هنرمند بزرگ را در موسیقی فراموش کند. کما اینکه در دوران کودکی آهنگهایی را از زبان مادرم درحین کار شنیدهام که برایم یادآور خاطرات متعددی است و وقتی بزرگتر شدم، متوجه شدم خواننده این آثار چه کسی بوده. از این رو معتقدم پیوند عجیبی بین موسیقی او و آحاد قوم گیلک و اصولا سراسر ایران وجود دارد؛ آهنگهایی که مادران ما زیر لب زمزمه کردند تا در لحظات سختی، بر غم خود فائق شوند.
صدایش در تیتراژ سریال کوچک جنگلی ماندگار شد
سیدمحمد میرزمانی با اشاره به خاطرات همکاری مشترک بااین هنرمندهنگام ساخت سریال کوچک جنگلی میگوید: خاطرم هست وقتی سریال کوچک جنگلی را با بهروز افخمی کار میکردیم ترانهای را برای تیتراژ در نظر گرفته بودیم و اتفاقا زندهیاد فرخلقا هوشمند هم آن را بلد بود و زمزمه میکرد. در آن زمان، ابتدا تورج زاهدی را برای خوانندگی این اثر در نظر گرفتیم که او پذیرفت و این اثر را به زیبایی و مهارت تمام اجرا کرد ولی همان زمان برخی از مردم گیلان نسبت به این مسأله انتقاد کردند که لهجه او گیلکی نیست. در نتیجه تصمیم گرفتیم خواننده دیگری را بیابیم. در نتیجه ناصر مسعودی از طریق محسن کلهر به ما معرفی شد. ترانه را برای او فرستادیم و تمرین کرد و روز بعد در استودیو حاضر شد و حاصل کار درخشان و ماندگار از آب درآمد. با توجه به اینکه مسعودی هنرمندی گزیدهکار بود برای من افتخار بزرگی بود که بعد از انقلاب در سریال کوچک جنگلی با ایشان همکاری داشته باشم. ضمن اینکه خود این مجموعه در زمره یکی از بهترین سریالهای تلویزیون قرار گرفت که صرفنظر از صدای خاص زندهیاد مسعودی که بهکار رنگ و بوی دیگری بخشید، عوامل دیگر ازجمله کارگردان، تیم بازیگری و اجرایی درجه یک بودند و من هم بهعنوان آهنگساز تمام تلاش خود را کردم تا حق مطلب را درباره این سریال ادا کنم.
هنرمندی که شناسنامه مردم گیلان است
رضا شایسته، رهبر ارکستر «چکاوک» با تاکید بر اینکه هنر همیشه بهترین راه در جهت تنویر افکارعمومی یک جامعه است و هنرمندانی چون ناصر مسعودی با خواندن آثار ماندگار توانستند این رسالت را بهخوبی ایفا کنند، تصریح میکند: در یک کلام میتوان ناصر مسعودی را شناسنامه فرهنگ گیلان دانست. تمام تصانیفی که ایشان اجرا کرد بیانگر زوایای پیدا و پنهان خطه گیلان برای دیگر اقوام ایرانزمین بوده است. این هنرمند همچنین جزئی از نوادر گلهای جاویدان موسیقی به شمار میرود و خدمات ارزندهاش در اعتلای موسیقی بهویژه موسیقی گیلکی بر کسی پوشیده نیست. مسعودی در اجرای هرکدام از آهنگهایش با بهترین نوازندگان تار، تمبک، سنتور و حتی بهترین شاعران همکاری کرد. ارکستر چکاوک مفتخر است که در آینده نزدیک علاوه بر اجرای بعضی از قطعات ایشان، بزرگداشتی هم برای این هنرمند برگزار کند.
بیش از ۶دهه فعالیت مستمر در حوزه موسیقی آوازی ایران
پیروز ارجمند، از دیگر آهنگسازان نامی معاصر هم درباره زندهیاد مسعودی معتقد است: نام ناصر مسعودی با موسیقی محلی گیلان پیوند والفتی جدانشدنی دارد، تاجایی که میتوان اورانماد موسیقی گیلان قلمداد کرد.به بیان سادهتر، کهنالگویی که از موسیقی گیلان درذهنمان باقی مانده،به یمن صداوخاطرات اوساخته شده است.ناصر مسعودی ازمعدود پژوهشگرانی بود که بهطور جدی و عمیق در دو حوزه موسیقی شهری و روستایی گیلان به تحقیق، اجرا و روایت پرداخت. بخشی از یافتههای او به منبعی ارزشمند و سرچشمهای مهم برای خلق آثار کرال، ارکسترال و موسیقیهای نوین گیلان تبدیل شد؛ آثاری که خود او بسیاری از آنها را شخصا اجرا و ثبت کرده بود. ناصر مسعودی را باید بیتردید یکی از برجستهترین هنرمندان موسیقی آوازی ایران دانست که بیش از شش دهه بهصورت پیوسته و تأثیرگذارفعالیت کرد.او نهتنها بر ردیفهای موسیقی سنتی ایرانی مسلط بود، بلکه بر موسیقی دستگاهی وکلاسیک ایرانی نیزاشرافی کمنظیر داشت. من در این حوزه موسیقیدان دیگری نمیشناسم که با این عمق و جدیت همزمان درهر دوعرصه موسیقی شهری و روستایی گیلان فعالیت کرده و اجراهای ماندگار و ارزشمندی از خود بهجا گذاشته باشد. در سال ۱۳۷۲ که میخواستم سمینار محلی گیلان را در دانشگاه تهران برگزار کنم با ایشان آشنا شدم. در آن سمینار، در کنار شیون فومنی و احمد عاشورپور، از ایشان هم دعوت کردم تا در سمینار حضور داشته باشد امابهدلیل مسافرت نتوانست بیاید. هرچند این آشنایی بهانهای برای دوستیهای بیشتر و پژوهشهای دیگری شد. به این ترتیب در سالهای بعد برخی ازدیگر پژوهشهای خود را در زمینه موسیقی محلی با راهنمایی ایشان انجام دادم. شاید کمتر هنرمندی را بتوان مانند او یافت که طی هفت دهه فعالیت مستمر در موسیقی، بیحاشیه باشد و تصویر خوبی از خود در ذهن مردم بهجا بگذارد. او میراثدار بخشی از موسیقی ایرانی است که امروز در حال ازبینرفتن است و شاید تا سالهای آینده، نسلهای بعد علاقهمندیای نسبت به حفظ این میراث نداشته باشند.