با حمزه شکیب عضو شورای شهر تهران منوریل به صلاح تهران نیست

دکتر حمزه شکیب ، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس و متخصص دینامیک سازه (زلزله) است.
کد خبر: ۱۵۲۲۴۸
شاید به همین دلیل زمانی که در شورای دوم بر کرسی سبزرنگ شورا تکیه زد ، کمیته ایمن سازی و بهسازی را به او سپردند و پس از آن که پایتخت نشینان او را به شورای سوم فرستادند باز با رای اعضا ، رئیس کمیسیون عمران شد.
شکیب در تمام این سالها سعی کرده است از خود در شورای دوم و سوم چهره ای تخصصی و کارشناسی بسازد و لایه غیرقابل انکار سیاسی خود را اولویت آخر قرار دهد.
اگرچه او برای حضور در شورای سوم در 2 فهرست ائتلاف اصولگرایان و رایحه خوش خدمت (حامیان دولت) که اختلافات ریز و درشت با هم داشتند قرار داشت ، اما در مسائل کارشناسی به طیف سیاسی خود وابسته نماند.
شرایط حمزه شکیب ما را بر آن داشت تا با او هم بر سر شرایط سیاسی موجود در شورا و کارهای کارشناسی این نهاد گفتگو کنیم :


آقای شکیب با آن که پیش از انتخابات سوم شورای شهر تهران اصرار داشتید به دانشگاه برگردید و اعلام کردید دیگر در حوزه سیاست و شورا فعال نخواهید بود اما با شروع تبلیغات انتخاباتی اسم شما در دو فهرست اصولگرایان یعنی ائتلاف اصولگرایان و رایحه خوش خدمت (حامیان دولت) بود. چرا به شورا و سیاست بازگشتید و چگونه در 2 فهرست با اختلافات ریز و درشت بودید؛
همان طور که اشاره کردید من واقعا قصد حضور مجدد در انتخابات شورای شهر تهران را نداشتم اما اصرار دوستان موجب شد تا یک بار دیگر پا به این عرصه بگذارم. اگرچه سعی فراوانی کردم دوستان را مجاب کنم تا از حضور من منصرف شوند اما یک بار دیگر سعادت خدمت به مردم تهران در شورای شهر نصیب من شد.به هر تقدیر در فهرست حامیان دولت و ائتلاف اصولگرایان قرار گرفتم و شهروندان به خدمتگزار خود لطف داشتند و من را انتخاب کردند و از این بابت بسیار خوشحالم که توفیقی نصیب شد که بتوانم خدمت کنم .از سوی دیگر این را هم بگویم که هر روز با خودم درگیر هستم که ممکن است نتوانم از پس وظایف و بار سنگینی که مردم به عهده ام گذاشته اند برآیم. این را از صمیم قلب می گویم که واقعا با این مساله درگیر هستم که بتوانم به وظایفم عمل کنم و امیدوارم خدا کمک کند تا به نحو احسن به مردم خدمت کنیم . این را هم توضیح بدهم با آن که نمی خواستم در مرحله اول وارد انتخابات شورا شوم ، اما با توجه به لطف مردم با عشق و علاقه در حال انجام کارهای محول هستم.

این که هر دو فهرست شما را به عنوان نامزد با تمام اختلافات اعلام کردند به این معناست که هر دو گروه با شما نقاط اشتراک داشتند ، با این که شهردار منتخب هر گروه متفاوت بود.
نه. اختلاف نظر را چندان قبول ندارم ، بلکه به اختلاف سلیقه معتقد هستم. به هر حال دوستان هر دو طیف به من لطف داشتند.

در جریان انتخاب شهردار تهران چند روز بحرانی و پرتنش و اختلاف وجود داشت. 2نفر از اعضای شورا خود را نامزد شهرداری اعلام کردند و در روز آخرش فضا پرالتهاب تر شد و آرای نامزدهای شهرداری 7-7 و یک رای ممتنع اعلام شد و در نهایت با 8-6 و یک رای ممتنع به نفع قالیباف رای گیری خاتمه یافت. مساله اینجاست آیا فقط همان اختلاف نظری بود که شما گفتید یا مسائل سیاسی در این همه روزهای پرالتهاب تاثیر داشت؛
یکی از وظایف مهم شوراها، انتخاب شهردار است و باید تصمیم کلیدی در این خصوص گرفته شود و خیلی از کارهای آینده شهر به این انتخاب مهم برمی گردد. اگر انتخاب شهردار با حساسیت پیگیری شود به طور قطع در تصمیمات آینده بسیار تاثیر خواهد گذاشت.من کتمان نمی کنم که مسائل سیاسی در انتخاب شهردار دخیل بود و ما در فضای سیاسی انقلاب بزرگ شده ایم و این مساله تاثیرگذار است . این که می گویند تنش ، به نظر من نبود بلکه بعضی دوستان خود را در معرض انتخاب گذاشته بودند ولی تصمیم با اعضای شورا بود که کدامیک را انتخاب کنند. در نهایت با توجه به جلسات متعدد به آقای قالیباف رسیدند و ایشان را به عنوان شهردار انتخاب کردند. من این سیر را سیر طبیعی انتخاب شهردار می بینم. هیچ گونه فشاری از سوی هیچ کسی در فضا وجود نداشت . حداقل در مورد شخص خودم می توانم با قاطعیت بگویم که هیچ فشار سیاسی ای وجود نداشت. درباره دیگران هم همین طور بود و تصمیمات را خود دوستان گرفتند.

فشار مطرح نیست ، اما آیا پیشنهادی هم در کار نبود؛
طبیعی است که وقتی می خواهد شهرداری انتخاب شود ، از طریق دوستان نزدیک و دور افرادی مطرح می شوند و پیشنهاد می دهند که فلان شخص هم شرایط و ویژگی های شهردار شدن را دارد. پیشنهادها در این حد بود. تبادل نظر اتفاق می افتاد. این هم به نظر من سیر طبیعی انتخاب شهردار است.

بگذارید واضح تر بگویم. آیا پیشنهاد مثلا مسوولیتی بود تا شما شهردار مطرح یک طیف خاص که شرایط انتخاب را هم دارد، انتخاب کنید.
من با قوت و قدرت می گویم که در طول شورای دوم و سوم حداقل به شخص من هرگز پیشنهادهایی این گونه نشده است و اگر هم کسی مطرح کند برای من غیرقابل هضم است. چه به این صورت که پیشنهادی بکنند که من رای خود را عوض کنم و چه این که من بگویم فلان کار انجام شود تا من رای خود را تغییر بدهم.

در فضای شورا هم فکر نمی کنید این اتفاق افتاده باشد؛
تا آنجا که من اطلاع دارم و ارزیابی می کنم ، بعید می دانم این اتفاق افتاده باشد اما منکر وجود اتفاقاتی از این دست در عالم سیاست نمی شوم ولی واقعیتش این است که من چنین چیزی را در فضای شورای دوم و سوم حس نکردم.

پس از انتخاب اعضا و حضور 3 طیف اصولگرایان ، رایحه خوش خدمت (حامیان دولت) و اصلاح طلبان که به ترتیب 8کرسی ، 3کرسی و 4کرسی را به دست آوردند، در انتخاب مدیریت های شورا هر دو طیف اصولگرا به هم رای دادند و کمترین کرسی به اصلاح طلبان اختصاص یافت. آیا این انتخاب ها یک برخورد سیاسی بود؛
اصلا برخورد سیاسی نبود. حتی نگاه هم سیاسی نبود. علت آن هم باز به نظر من طبیعی بود. وقتی قرار شد انتخاب ها صورت بگیرد به آن دلیل که ما یعنی اصولگرایان با هم در شورای دوم کار کرده بودیم ، انتخاب ها به این سمت رفت . مثلا من 4 سال با آقای چمران کار کرده ام و از مدیریت ایشان شناخت دارم ، نمی توانم به کسی رای بدهم که نوع مدیریت او را نمی شناسم. به نظر من این انتخاب ها در قالب طیف و جناح نمی گنجد و این انتخاب ها خیلی روشن و بدیهی است که من به لحاظ تکلیفی که نسبت به مردم دارم به فردی رای بدهم که از او و مدیریتش شناخت کافی دارم . طیف اکثریت شورا با هم کار کرده بودند و همدیگر را می شناختند و طبیعی بود که به یکدیگر اعتماد کنند. از سوی دیگر اگر از بعد سیاسی و طیفی هم به مساله نگاه کنیم ، در نهایت رای تعیین کننده است و همان طور که گفته شد وقتی تعداد رای آنها کم باشد، نمی توانند آرا را به دست بیاورند. اما به نظر من اصلا فضا این گونه نبود. بعضی از دوستان ما در طیف اصلاح طلب رای داشتند.

اما اصلاح طلبان مساله را این گونه نمی دیدند.
ببینید، اگر بخواهیم نگاه کاری داشته باشیم ، شورا 3کمیسیون دارد و رئیس یکی از کمیسیون ها از دوستان اصلاح طلب است . فکر نمی کنم ناعادلانه باشد.

در کمیسیون های سه گانه شورای سوم اعضا با گرایش های سیاسی در کنار هم نشسته اند. آیا در این مدت کار سیاسی صورت گرفته یا فقط مساله مردم و آن هم به صورت کارشناسی است که مطرح می شود؛
در کمیسیون عمران که ترکیبی از اصولگرایان و اصلاح طلبان است واقعا کار انجام می شود و مسائل سیاسی در این کمیسیون مطرح نمی شود. این در ارتباط با کمیسیون عمران . من در کمیسیون های دیگر هم این وضعیت را می بینم ، اما این را هم کتمان نمی کنم که وقتی یک مصوبه ، طرح یا لایحه در صحن علنی شورا مطرح می شود، آنجا اعضا نظرات سیاسی خودشان را مطرح می کنند. آن بحث کاملا روشن است ، اما در کمیسیون ها واقعا مسائل کارشناسی و فارغ از حاشیه به بحث گذاشته می شود و فکر می کنم این مساله هم ثابت شده است . مثلا در بحث منوریل با آن که از سوی رایحه خوش خدمت که حامیان دولت هستند نیز نامزد بوده ام و شاید به لحاظ سیاسی باید با دولت همراهی وجود داشته باشد، اما خیلی محکم ایستادیم و از دولت خواستیم حتما کار کارشناسی به شورا ارائه کند و باید این طرح با مصوبه شورا انجام شود. از طرف دیگر اگر قرار باشد مثلا شهرداری که منتسب به اصولگرایان است در قالب فروش تراکم بخواهد در افزایش قیمت مسکن اقدامی کند، محکم می ایستم. مسائلی از این دست نشان می دهد اعضای شورا نظرات خود را فارغ از گرایش های سیاسی اعلام می کنند و پایبند آن هستند.

در قیاس چند ماه آغاز به کار شورای سوم با دوم ، شورای پیشین با شتاب بیشتر و طرحهای بزرگی وارد عمل شد، اگرچه بعضی از آن طرحها شکل اجرایی کاملی به خود نگرفته ، اما شورای سوم خیلی آهسته وارد میدان شده است و شاید دستور جلسات به زیرساخت ها توجه داشته باشد، ولی جنجالی و حاشیه ساز نیست. آیا مشکلات شهر حل شده است یا شورای دوم به دنبال ایجاد فضای تبلیغاتی بود؛
فضای شورای دوم کاملا کارشناسی بود. عده ای از استادان دانشگاه و متخصصان در مسائل شهری وارد شورا شدند و تمام وقت کار می کردند. در آن زمان خلا هم وجود داشت و طرحها با شتاب خوبی مطرح می شد. به عقیده من شورای سوم به اندازه شورای دوم کارشناسی نیست و وجهه سیاسی بیشتر شده است اما شورای سوم کار شورای دوم را به سرانجام می رساند. از طرف دیگر، شورای سوم هنوز خودش را پیدا نکرده است تا در قالب طرحهای مهم خود را مطرح کند.

یعنی طرحهای کلان و مهمی که برای مردم و شهر راهگشا و جذاب باشد؛
بله. مثلا در شورای دوم چند کار بسیار خوب انجام شد، طرح جامع و تفصیلی ، سند چشم انداز، طرح بازسازی بافتهای فرسوده ، مدیریت بحران و... بحثهایی بود که در فضای شورای دوم مطرح شد. الان کارهایی که در حال انجام است به فرجام رساندن همان طرحهاست که البته به زمان نیاز دارد. من این گونه جمعبندی می کنم که شورای دوم تخصصی تر بود و شورای سوم وجهه سیاسی دارد؛ اما امیدواریم در شورای سوم کارهای ارزنده برای شهر انجام دهیم.

تهران هویت ندارد


هر شهر هویتی دارد که براساس کالبد فیزیکی آن شناخته می شود اما وقتی در تهران قدم می زنیم ، هویتی قابل تشخیص نیست و در این شهر هر نوع معماری ای را می توان دید که هیچ ارتباطی با هم و با فرهنگ و جغرافیای ما ندارد.
بله. این مشکل اصلی و جدی شهر ماست. همان طور که اشاره کردید کالبد فیزیکی و روانی شهر با هم تداخل و کنش دارند. فرهنگ در کالبد فیزیکی متجلی می شود و کالبد فیزیکی در فرهنگ تاثیرگذار است. من علت اصلی این اتفاق را بی برنامه بودن شهر می دانم.
اگر برنامه ای وجود داشته ، سیستمی نبوده است تا کسی ملزم به رعایت آن شود. هرکدام از محلات تهران سابقه و هویتی دارند که قابل تفکیک است و این هویت و سابقه باید در کالبد فیزیکی شهر نمود داشته باشد؛ اما این هویت داده نمی شود و از طرف دیگر در برنامه های بازسازی هم این نگاه وجود ندارد که هویت آن محله حفظ شود.
این نکته کاملا درست است که وقتی در تهران قدم می زنیم امکان ندارد از معماری و نمای ساختمان ها پی برد که اینجا تهران ، پایتخت ایران است.
به عنوان راهکار معتقدم باید برنامه تدوین شود که خوشبختانه طرح جامع و تفصیلی برنامه برای کالبد فیزیکی و روانی شهر پیشنهاد شده است و این دو طرح مراحل نهایی تصویب خود را می گذرانند. اما مساله مهمتر، اجرای این طرح است.
به این نکته هم باید توجه شود که راه میانبری وجود ندارد و نمی شود با تشکیل چند کمیسیون بندهایی را که هزینه دار است و دست مدیر اجرایی را می بندد دور بزنیم و از مسیر اصلی طرح جامع و تفصیلی دور شویم. مساله این است که مردم و مسوولان باید آموزش فرهنگی ببینند.
اگر در طرح جامع و تفصیلی آمده است که این تعداد طبقات در فلان منطقه اجازه ساخت دارد ، آن را بپذیرند، اظهارنظر نکنند و کار به سلیقه نکشد.

از طرف دیگر، کارهای عمرانی ای که شهرداری در شهر انجام می دهد که انصافا کارهای خوبی است ، نتیجه کار و نظارت شوراست و برآمده از تصمیماتی است که نمایندگان مردم در شورای سوم می گیرند.

با این که به گمان شما شورای دوم کارشناسی تر از شورای سوم است ، اما شورای دوم کارهای سیاسی تری انجام داد. به گفته بعضی از اعضای شورای دوم ، مثلا طرح منوریل در 2صفحه به شورای دوم ارائه و به تصویب رسید. آیا این یک رفتار سیاسی نبود؛
نه. به نظرم اصلا بعد سیاسی نداشت. همین الان هم خیلی از طرحهای بزرگ که در حال انجام است حدود 2 صفحه طرح دارند؛ البته وضعیت خیلی بهتر شده است. ما در شورای دوم شهر تهران این مساله را دنبال کردیم که طرح با کارهای کارشناسی به شورا ارائه شود. شورای سوم مصوبه ای را به تصویب رساند که براساس آن طرحهای شهرداری باید توجیه فنی ، اقتصادی ، زیست محیطی و اجتماعی داشته باشد.براساس ضعفهایی که وجود داشت ما به این نتیجه رسیدیم که باید طرحها با مطالعات کارشناسی ارائه شود.در بحث منوریل که به این سرنوشت دچار شد، اگر مطالعات جامعی انجام می شد که براساس آن مطالعه شرح خدمات ، توجیه های اقتصادی ، زیست محیطی ، فنی ، زمان اجرا و... مشخص می شد، منوریل به این فرجام نمی رسید. به این دلیل می گویم که آن طرح سیاسی نبود و خیلی از طرحهای دیگر هم به همین صورت بود. حتی طرحهای 100میلیارد تومانی هم بود که طرح آن ، یکی دو صفحه بیشتر نداشت حتی طرحهایی در شهر تهران هست که کلنگ آن سال 72خورده است اما به فرجام نرسیده که دلیل آن نداشتن مطالعه است . این روال در شهرداری مرسوم بود. همان طور که گفته شد در شورای دوم ما به دنبال تغییر این روال هستیم.بعلاوه ما به دنبال این هستیم که مشارکت مردمی داشته باشیم ، به این معنا که اگر قرار است طرحی ساخته شود حتما نظر مردم آن منطقه نیز اخذ و در انجام طرح لحاظ شود. حتی در طرحهای عمرانی باید به کالبد روحی و روانی و تاثیرات آن توجه شود. این مساله زمانی محقق می شود که مطالعات جامعی صورت گیرد.

شما به عنوان رئیس کمیسیون عمرانی شورای سوم شهر تهران ، احداث منوریل را چگونه ارزیابی می کنید، با توجه به فضای موجود که دولت اصرار دارد تا پایان سال احداث منوریل را آغاز کند و به نظر می رسد به نگاه نمایندگان مردم در شورای شهر هم توجهی ندارد. واضح تر بگویم آیا لجبازی سیاسی در این مساله دخیل است یا این که دولت براساس مطالعات کارشناسی اصرار به اجرای این طرح دارد و اگر مطالعات وجود دارد چرا کار به هماهنگی نمی رسد؛
اولا این که شهر یک متولی دارد. شهر دارای طرح جامع و تفصیلی است و کارها باید در قالب این طرح و با هماهنگی متولیان انجام شود. این اصل باید از طرف دولت و مردم پذیرفته شود. باید به قانون احترام گذاشته شود. اگر قرار است تصمیمی برای شهر گرفته شود باید در شورای شهر مطرح ، مصوب و بعد اجرا شود. در غیر این صورت امکان اجرا شدن آن تصمیم غیرممکن است . ما نمی توانیم بگذاریم هر کس که فکر می کند تصمیمش برای شهر مفید است آن را اجرا کند. همه طرحها باید در قالب مدیریت واحد شهری به فرجام برسند. صادقانه بگویم با توجه به مطالعات شخص من به صلاح شهر تهران نیست که طرح منوریل به جای مترو اجرا شود. منوریل می تواند به عنوان یک سیستم حمل و نقل عمومی باشد، اما در جایگاه تعریف شده خودش مدیریت شهر انتظار دارد که دولت اگر مطالعاتی را در این خصوص انجام داده است به شورا بدهد.از نظر فنی اگر قرار است سیستم حمل و نقل عمومی گسترش پیدا کند و مشکل مردم حل شود باید 2 تا 3 گزینه وجود داشته باشد که این گزینه ها مطالعه شود. باید برآورد اقتصادی برای هر گزینه صورت گیرد و به این نتیجه برسیم که کدام گزینه برتر است و بعد گزینه برتر اجرا شود. اگر مطالعات انجام شده است دولت باید به شورا ارائه کند تا حمایت شود. براساس مطالعات انجام شده شورا، گزینه برتر مترو است . اگر دوستان در دولت مطالعاتی دارند که می تواند ثابت کند منوریل گزینه برتر است ، ارائه کنند تا شورا هم حمایت کند. اگر بحث علمی است کسی نمی تواند منطق را نپذیرد، البته این را هم با عذرخواهی بگویم که شاید فضای رسانه ای به این مساله دامن زده و فضا را سیاسی کرده است. بعد دیگر هم این است که شاید دوستان به دلیل مشغله کاری وقت نکرده اند مطالعات را به نمایندگان مردم در شورا ارائه کنند.

البته این بعد آخری که گفتید خیلی خوشبینانه است ؛ اما درخصوص تشدید فضا از سوی رسانه ها، باید بگویم رسانه ها واکنش های دولت و مدیریت شهری را نسبت به نظر یکدیگر منعکس می کنند.
نه. بعد دیگر ماجرا این است که یک طرح را منتسب به یک فرد و گروه می کنند، در حالی که این گونه نیست و موفقیت یک طرح منتسب به یک فرد و گروه نیست و عوامل متعددی در آن دخیل هستند. به عنوان مثال اگر من با فلان طرح مخالفت کنم می شوم مخالف دولت و اگر موافقت خود را اعلام کنم می شوم موافق و همسو با دولت . با این منظر، رسانه ها به موضوع نگاه می کنند و آن را در یک جریان قرار می دهند، در حالی که این گونه نیست. ببینید، دولت آقای احمدی نژاد دولت اصولگراست. من هم خود را منتسب به اصولگرایان می دانم ، پس نباید با طرح دولتی مخالفت کنم ، در حالی که این گونه نیست. مسائل باید در چارچوب کار کارشناسی مطرح شود. اگر من با منوریل مخالف هستم به معنای عوض شدن طیف نیست بلکه فقط بحث کارشناسی و صلاح مردم و شهر مطرح است.

به گفته آقای قالیباف ، بودجه شهرداری از 998میلیارد تومان به حدود 3400 میلیارد تومان رسیده است. چه میزان از این درآمد با فروش تراکم تحصیل شده است و آیا راهکارهای خلاقانه ای برای افزایش درآمد پایدار شهر اتخاذ شده است؛ و اگر این افزایش درآمد به خاطر گرم شدن بازار ساخت و ساز تحصیل شده آیا در صورت رکود بازار مسکن شهرداری دوباره به رقم درآمد قبلی بازخواهد گشت؛
این نظر آخر شما درست است. ما 2200میلیارد تومان بودجه داشتیم. علاوه بر آن به خاطر وضعیتی که در کشور شکل گرفت ، شاهد فعالیت بیشتر ساخت و ساز در تهران بودیم. درآمد شهرداری از ساخت و ساز و صدور پروانه های آنها به دست آمد. این اتفاق صرفا در این سال افتاده است اما بحث درآمدهای پایدار که همواره در شورای دوم مطرح و در شورای سوم دنبال می شود راه درازی را در پیش دارد این که شهر بتواند به درآمدهای پایداری برسد و با فشارهای جنبی روبه رو نشود.

آیا برنامه ای برای تحصیل درآمدهای پایدار در دستور کار شورا وجود دارد یا کماکان قرار است فصلی و موقعیتی افزایش و کاهش درآمد داشته باشیم؛
شورای سوم از شهرداری خواست راهکارهای خود را برای افزایش درآمدهای پایدار ارائه کند. بحثی که مطرح کردید بحث کلیدی ای است که در شورای سوم مطرح است و این مساله پیگیری می شود که بتوانیم درآمدهای پایدار شهرداری را به یک سرانجام برسانیم تا شهرداری متکی به درآمدهای ناشی از فروش تراکم نباشد. ببینید، این ظرف سرانجام یک روز پر خواهد شد و دیگر نمی توانیم از ساخت و ساز درآمد به دست بیاوریم. باید برنامه ریزی کنیم ؛ هرچند کارهایی صورت گرفته است ، اما تا این که بتوانیم به درآمد پایدار برسیم و متکی به فروش تراکم نباشیم راه درازی در پیش داریم.

در صورت اجرایی شدن طرح جامع و تفصیلی ، تهران هویت خواهد یافت؛ یا به عبارت دیگر آیا در طرح هویت بخشی هم لحاظ شده است؛
بله. طرح جامع ، راهبرد و برنامه ای برای کالبد فیزیکی و روحی و روانی شهر است . در این طرح کلیات شهر در لایه های مختلف به تصویر کشیده شده است. در طرح تفصیلی هم جزئیات مناطق و محلات ، مساحت شهر، میزان ساخت و ساز، طبقات ، جمعیت ساکن ، فضای سبز، تجاری ، ترافیک و... مشخص و به عبارت دیگر، تمام جزییات زندگی در پایتخت به تصویر کشیده شده است. این طرحها هویت و هویت بخشی تهران را در نظر گرفته اند.

بافت فرسوده با زلزله تهران گره خورد و شکل جدی در شورا به خود گرفت اما تمام تلاشها و وام خارجی (فاینانس) فقط نصیب یک منطقه تهران شد. در مقابل حجم بالای بافت فرسوده تهران چه راهکاری دارید؛
ببینید ، در حال حاضر در تهران 2میلیون و 500هزار واحد مسکونی وجود دارد که حدود 400هزار واحد آن فرسوده است البته آمار دقیق آن دقیق نیست و باید این وضعیت بررسی شود. برنامه ای که در سازمان نوسازی شهرداری در حال اجراست ، برنامه نسبتا خوبی است . در حال حاضر ملک به ملک معامله صورت می گیرد. به این معنا که شهرداری ملکی را که از شهروندان می گیرد ملک بازسازی شده تحویل می دهد؛ البته روند کندی دارد و شاید در سال قادر به نوسازی 20هزار ساختمان باشیم و با این روند 20سال طول خواهد کشید که ما بتوانیم تمام ساختمان های فرسوده شهر را نوسازی کنیم . شورای شهر از کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی و دولت کمک خواسته است تا در بحث بافتهای فرسوده وارد شوند. توان شهرداری با توجه به حجم کار خیلی کم و نیاز است که دولت و مجلس وارد عمل شوند. اگر خدای نکرده در تهران زلزله رخ دهد، خسارت غیرقابل جبران خواهد بود. از بعد دیگر، زمینه رشد معضلات اجتماعی در بافت فرسوده به دلیل پویا نبودن زندگی فراوان است که این هم بسیار اهمیت دارد.

میزان تخلفات در شهرداری کاهش یافته است؛
بله ، در مجموع تخلفات در شهرداری کاهش یافته و کنترل شده است. من اقرار می کنم که نتوانسته ایم به اهدافمان برسیم.

حسین قره
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها