این کوچولو زیادی بزرگ است

آموزش مسوولیت ، برجسته ترین هدیه ای است که از میان هدایای مهم می توانیم به فرزندانمان ارزانی داریم. چنین آموزشی آنان را قادر می کند از خویشتن مراقبت کنند و در آینده به عنوان بزرگسالانی مسوول وظایف خویش را به عهده گیرند.
کد خبر: ۱۴۹۲۴۲

برای بنا گذاشتن این فضیلت در کودکانمان می توانیم از تجربه های خودشان استفاده کنیم و نتیجه های مثبت ناشی از رفتارهای مناسبشان را به آنان نشان دهیم .کودکان انعطاف پذیرند. آنان برای تن دادن به آنچه که والدین و مربیان با حسن نیت در حقشان انجام می دهند ناچارند که چنین باشند. این نهالهای نورسته همان گونه بار می آیند که ما می پروریم . مشکل آن است که برای ارزیابی حاصل تلاشهایمان ناگزیریم سالهای بسیار تا بزرگ شدن آنان در انتظار بمانیم. باید به خویشتن و فرزندانمان ایمان داشته باشیم و با کاربرد روشهایی که موثر بودنشان ثابت شده است با خاطری آسوده تر این دوران را سپری کنیم . خوشبختانه بیشتر کودکان بزرگسالان شایسته ، کامل و مسوول می شوند. تنها ، دوره انتظار یعنی گذر از کودکی به بزرگسالی است که چنین دشوار است . این مقاله سعی دارد این دشواری ، تحمل فرآیند انتظار را کاهش دهد و با در اختیار گذاردن روشهای آزموده به والدین کمک کند تا به کودکانشان عزت نفس بسیار ، منش نیکو و مجموعه ای شایسته از هدفها و ارزشها را بدهد.
همه آنچه که زمانی امکان پذیر است که کودکان توانایی به عهده گرفتن مسوولیت را داشته باشند.


منظور از تصمیم گیری مناسب آن است که کودک در چارچوب هنجارهای اجتماعی و انتظاراتی که معمولا از او می رود، دست به انتخابی بزند که سبب ایجاد روابط انسانی مثبت ، افزایش ایمنی ، موفقیت و آسایش خاطر وی شود، مسوولیت ارثی نیست و باید از طریق تجربه آموخته شود. آموزش مسوولیت پذیری به کودکان ، نیازمند جوی خاص در خانه و مدرسه است . چنین جوی در مورد تصمیم گیری ها و پیامدهای آنها اطلاعاتی به کودکان می دهد و منابعی را برایشان فراهم می کند تا بتوانند تصمیمات صحیحی بگیرند و در بزرگسالی بتوانند مسوولیت هر آنچه را که در زندگی اش رخ می دهد به عهده گیرد. کودک از نخستین روز زندگی تا بزرگسالی باید قابلیت مسوولیت خویش را افزایش دهد. او از طریق کنشهای متقابل با والدین ، معلمان و همسالانش به اهمیت مسوول بودن پی می برد. این کنشهای متقابل شامل انتظاراتی است که از کودک می توان داشت و این که او باید یاد بگیرد روز به روز به نحوی مناسب تر و موثرتر به آنها پاسخ بدهد. حس مسوولیت هنگامی در کودک به وجود می آید که به او مسوولیت داده شود. زمانی که کودک بزرگ می شود بر تعداد موقعیت هایی که او قبول مسوولیت خواهد کرد، افزوده خواهد شد. چیزهایی که او مسوولیتشان را به عهده می گیرد ، تغییر خواهند کرد و پاسخهایش ظریف تر از پیش خواهد بود. اگر کودکی در معرض تجربیاتی وسیع قرار بگیرد و بیاموزد که به تجربیات متعددی دست بزند شمار پاسخهای مناسب و موثرش افزایش می یابد.

اهمیت پرورش مسوولیت در کودکان

دادن مسوولیت به کودکان مهم است. این کار آنان را ملزم می کند تا در انجام هر کاری درنگ کنند و به جای اقدام فوری کمی بیشتر بیندیشند. تنها از راه تجربه مسوولیت می توانیم بفهمیم که قابل اعتماد هستیم . همان طور که چارلز هندی می گوید: ما به مسوولیت نیاز داریم تا خودمان را کشف کنیم. مسوولیت به ما فرصت می دهد تا قوه ابتکار و بصیرت های درونی و پنهانمان را کشف کنیم . اگر دلمان می خواهد کودک به دیگران احترام بگذارد و حس مسوولیت در او ایجاد شود، باید در کودکی این موضوع را به او آموزش دهیم. نباید انتظار داشته باشیم روشها و رفتاری را که به آن علاقه مندیم و در کودک ایجاد نکرده ایم از او سر بزند.

چگونه مسوولیت را به کودکان آموزش دهیم؛

ایجاد حس قدرت در کودک
کودک برای برخورداری از عزت نفس زیاد ، به حس قدرت نیاز دارد. داشتن حس قدرت به معنی آن است که کودک منابع فرصت و قابلیت تاثیرگذاری بر شرایط زندگی خویش است . کودک باید فرصت داشته باشد که انتخاب کند و تصمیم بگیرد. لیاقت خویش را اعمال نماید و وظایفی را که با توانایی های وی مطابقت دارد به انجام رساند. فرصتهای ابراز مهارت و کفایت را باید برای کودکان به وجود آورد. کودکان برای انجام هر کاری به امکانات لازم برای انجام آن کار نیاز دارند. والدین باید امکاناتی را در اختیار کودکان قرار دهند که آنان به عنوان افرادی روبه رشد برای تکامل مهارت ها، دانش و ارزشهای خویش به آنها نیاز دارند. برخورداری از انواع بازیها، کاغذهای نقاشی ، حیوانات عروسکی توپر و بسیاری چیزهای دیگر برای کودکان حائز اهمیت است .برای آن که کودکان مسوولیت هایی را که والدین به عهده شان می گذارند، به انجام برسانند باید قابلیت انجام آن را داشته باشند. به این معنی که آنان باید دارای مهارت های جسمانی باشند، ضرورت انجام مسوولیت ها را تشخیص دهند و پیامدهای ناشی از عملکرد ضعیف را درک کنند. اگر کودکان اطمینان یابند آنچه را که والدین از آنان خواسته اند و نیز دلیل انجام آن را دقیقا درک کرده اند با قدرت بیشتر و با کارایی مطلوب تر از عهده انجام آن کار برمی آیند.

والدین ، الگوی مسوولیت پذیری به حساب می آیند

هر خانواده در نوع خود بی همتاست. این بی همتایی باید محترم شمرده شود. هر فردی که وارد خانواده جدیدی می شود تجربیات خانواده پیشین خود را به همراه می آورد. در واقع والدین غیرمسوول نمی توانند مسوولیت پذیری را به کودکان خود بیاموزند. والدینی که دیگران را سبب مشکلات خویش می دانند، متزلزلند، فراموشکارند، بازیچه دیگران قرار می گیرند و از دیگران می خواهند که به جای ایشان تصمیم بگیرند، برای کودکان خویش الگوی بی مسوولیتی محسوب می شوند. به هیچ روی نمی توان مسوولیت را به کودکانی که والدینشان غیرمسوولانه عمل می کنند، آموخت .کودکان زمان بسیاری را برای مشاهده رفتار والدین و الگوبرداری از آن صرف می کنند. هنگامی که والدین با اشتیاق ، تعهد و قاطعیت معقولی به وظایف خویش روی می آورند، کودکان تمایل پیدا می کنند که خود را با این جنبه از منش آنان وفق دهند. الگوی مسوولیت پذیری زمانی برای والدین اهمیت ویژه ای پیدا می کند که آنان مستقیما با کودکان رودررو می شوند زیرا کودکان در این واکنش های متقابل نکات بسیاری را درخصوص مسوولیت فرا می گیرند. کودکان با مشاهده طرز رفتار پدر و مادر با یکدیگر مسوولیت پذیری را فرامی گیرند. چنانچه والدین در قبال هم احساس مسوولیت کنند و روشی آزادانه ، صادقانه و صریح در خانواده حکمفرما باشد، فرزندان آنان بسیار آسانتر عهده دار مسوولیت می شوند، والدینشان تعارض ها را به شیوه ای مسالمت آمیز حل می کنند و همان رفتار را الگوی خویش قرار می دهند.

به کودکان در ازای مسوولیت پاداش دهید

یکی از انگیزه هایی که کودک را به داشتن رفتار مناسب ترغیب می کند، به دست آوردن پاداش در ازای رفتار نیکوست ، انگیزه دیگر در ترغیب آنان به رفتار مناسب تمایل به دوری جستن از تنبیه است . کودکانی که به جرم غیرمسوول بودن همیشه تنبیه می شوند و در ازای مسوول بودن به ندرت پاداش می بینند، نگرشی نامتوازن درباره وظایف و تکالیف به دست می آورند. آنان برای پرهیز از تنبیه به رفتارهای موذیانه ، انکار حقایق ، دروغگویی یا عدم ابراز کفایت متوسل می شوند و به این نتیجه خواهند رسید که مسوول بودن فضیلت چندانی محسوب نمی شود. والدین و بزرگسالانی که در آموزش مسوولیت به کودکان جدی هستند، باید بدانند چگونه از پاداش ها برای رفتار مثبت و از کارهای عادی روزانه برای پرورش احساس مسوولیت استفاده کنند.پیش از آن که کودک شما بتواند متناسب با سن و سال خود از عهده منظم کارهای روزانه خود برآید، می توانید به او اجازه دهید هرگاه که خودش بخواهد نیز به شما کمک کند و از این راه به او القا کنید که وجودش سودمند است . می توانید از او بخواهید ظرفهایی را که کف اتاق قرار دارند، جمع کند یا لباسی را از روی صندلی بردارد و برایتان بیاورد و حتما برای کمکی که می کند، تشویقش کنید حتی زمانی که سرگرم کاری نسبتا پیچیده هستید، معمولا می توانید او را به نحوی وارد کار کنید. اگر به کار بافتنی مشغول هستید، کودک می تواند کلاف نخی را به دست شما بدهد و از این که در چنین کار سرگرم کننده ای نقش دارد، احساس خوشحالی خواهد کرد. وقتی احساس می کنید کودک برای به عهده گرفتن کاری که به خودش مربوط است آمادگی دارد، وظیفه ای را که به او محول می کنید، هرچند ساده بنماید، باید کاری واقعی باشد و صرفا جنبه سرگرمی نداشته باشد. کودک خردسالی که هر روز در چیدن سفره غذا یا در جمع کردن لباسهای شسته کمک می کند، از این که می فهمد آنچه را که انجام می دهد در اداره امور خانه اهمیت دارد احساس غرور می کند.

کودکان مسوولیت پذیر خواهند شد اگر :

1- بدانند چگونه باید تصمیم بگیرند و تصمیمات درستشان به آنان خاطرنشان و با پاداش های مناسب تقویت شود.
2- والدین و معلمان از تصمیم گیری های کودکان آگاه و مطمئن باشند برای آنان فرصتهای لازم برای تصمیم گیری وجود دارد.
3- بزرگترها باید جوی را ایجاد کنند که در آن بر مسوولیت فردی تاکید شود و مقصر شمردن دیگران ، بی تصمیمی و نداشتن مسوولیت پذیری ، کاهش یابد.
4- والدین و مربیان درمواردی که کودکان قادر به تصمیم گیری هستند ، باید از تصمیم گیری به جای آنان پرهیز کنند. تصمیم گیری برای کودکان باعث تضعیف قدرت مسوولیت پذیری آنان می شود.

بگذارید فرزندانتان مسوول باشند


بعضی کودکان تکالیف درسی خود را خود به خود و بدون هیچ دردسری انجام می دهند. آنها کارشان را براساس برنامه ریزی و بدون قیل و قال انجام می دهند.
بعضی دیگر ممکن است برای این که انجام تکالیف درسی عادتشان بشود ، کمک لازم داشته باشند. به فرزندانتان این حق را بدهید که وقت و انجام تکالیفش را خودش انتخاب کند.
اطمینان حاصل کنید فرزندتان جای معینی برای انجام تکالیف درسی دارد. پس از انجام هر تکلیف نزد فرزندتان بروید و به پرسشهای او پاسخ بدهید و مواد خوانده شده را با او مرور کنید.
اگر فرزندتان از پذیرش مسوولیت شانه خالی می کند ، پیامدهای آن در مدرسه بروز خواهد کرد. بگذارید فرزندتان این پیامدها را تجربه کند. اگر شما و معلمش احساس کردید باید کمکش کنید، از مهارت هایی مانند اطمینان خاطر و دلگرمی دادن و شیوه های ایجاد ارتباط استفاده کنید.
اگر موثر واقع نشد، حق انتخاب بدهید. مثلا : بعد از مدرسه یا پس از شام باید تکالیف را انجام بدهی. کدام را انتخاب می کنی؛ اگر تکالیف را آن طور که قرار گذاشتیم انجام بدهی ، پنجشنبه می توانی به سینما بروی.
اگر حق انتخاب با کمک شما موثر واقع نشد، ممکن است فرزندتان در جستجوی قدرت نمایی یا قدرت جویی باشد.
به آرامی به او بگویید: «نمی توانم تو را مجبور به درس خواندن بکنم بنابراین آن را به عهده خودت می گذارم. هر وقت خواستی می توانی از من کمک بگیری».
وارد مبارزه نشوید. هنگامی که متوجه شدید نمی توانید فرزندتان را به انجام کاری مجبور کنید ، چه راههای دیگری می ماند؛ اگر واقعا بخواهید کار را به فرزندتان واگذار نمایید ، سرانجام مسوولیت پذیر می شود.



صابر محمدی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها