متن کامل سخنان مهم رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان نخبه پروری سیاسی و اجتماعی ، رسالت دانشگاه است

هفته گذشته در واپسین روزهای ماه مبارک رمضان جمعی از دانشجویان نخبه رتبه های برتر کنکور و فعالان تشکل های سیاسی - فرهنگی دانشگاه ها با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند.
کد خبر: ۱۴۸۹۷۶

در این دیدار و پس از ارائه مطلب از سوی برخی از دانشجویان حضرت آیت الله خامنه ای بیاناتی را ایراد فرمودند که سخنان ایشان بدین شرح است :

بسم الله الرحمن الرحیم
از دوستانی که اینجا مطالبی بیان کردند ، صمیمانه و از ته دل تشکر می کنم ؛ چه دوستانی که از سوی تشکل ها حرف زدند ، چه دوستانی که نظرات خودشان را بیان کردند ، مطالب مفیدی را به گوش ما رساندند که برخی از این مطالب ، برای من مطالب جالب توجهی بود و شاید ان شاءالله یک اقدامی ، یک حرکتی را ایجاب کند لیکن از این جالب تر، این است که جوانهای ما ، دانشجویان ما در زمینه مسائل گوناگون چه مسائل دانشگاهی ، چه مسائل سیاسی ، چه مسائل اجتماعی نظراتی دارند ، مطالباتی دارند ، مدعا دارند این برای من جالب است . من بارها گفته ام از آن روزی باید ترسید که جوان ما ، دانشجوی ما در دانشگاه انگیزه طرح مساله ، طرح سوال ، طرح درخواست نداشته باشد. همه همت ما باید این باشد که این روحیه مطالبه ، خواستن و مدعا داشتن در زمینه های گوناگون را در نسل جوان کشورمان بخصوص جوان علمی گسترش بدهیم . اگر این شد، ممکن است به همه آن مطالبات نتوان پاسخ داد کما این که در کوتاه مدت همین جور هم هست به همه مطالبات در کوتاه مدت یقینا نمی شود پاسخ داد ظرفیت ها محدود است لیکن یقینا آینده خوب و یک افق روشن با چنین مطالباتی جلوی چشم است . جوان باید مطالبه کند ، باید احساس کند که این مطالبه سودمند است ، ثمربخش است و تشویق بشود بر این مطالبه و باید احساس کند که او فقط مسوولیتش طرح سوال و پرتاب کردن یک شعار نیست ، که بگوید خوب ، ما کار خودمان را کردیم ؛ نه ، پیگیری کردن ، مطالعه کردن ، درباره مساله اندیشیدن ، آن را پخته کردن ، راهکار اجرایی را برای آن جستجو کردن ، برای طرحش با مراکز دست اندرکار و مجری تلاش کردن و فعالیت کردن و بالاخره خود وارد میدان کار شدن ، اینها جزو وظایف و تکالیف جوان ماست که این را هم بایستی جوان ما درک کند در کنار آن مطالبه و طلبکاری و مدعا داشتن که عرض کردیم . مطلب کلیدی ای که لازم است اول عرض کنم که یکی از عزیزان ، اینجا مطرح کردند راجع به گزاره هایی است که درباره ارتباط رهبری و مردم در اینجا و آنجا گفته می شود. این چیزی که در جلسه گفته شد ، ملاک نیست یا تاویل یا توجیه یا تفسیرهای من عندی هیچ کدام اینها درست نیست . من حرفم همانی است که دارم می گویم . آنچه را که بر طبق مصلحت کشور و مصلحت نظام نباید گفت ، نمی گوییم نه این که خلاف آن را بگوییم ، بعد بخواهیم در یک جلسه خصوصی ، مثلا فرض کنید آن خلاف گفته را تصحیح کنیم نخیر ، اینجور نیست. بله ، بسیاری از مسائل هست که گفتن آن بر مسوولان کشور حرام است ؛ نباید بگویند. ما اگر همه آن چیزهایی را که می دانیم ، بگوییم ، فقط شما که نمی شنوید، آنهایی که دشمن شما هستند، آنها هم می شنوند. قطعا این چیزی که در جلسه گفته شد، نیست و بلاشک نباید برخی از مطالب را گفت . اما آنچه را که نباید گفت ، نباید گفت ؛ نه این که باید خلاف آن را گفت و در اذهان شوب ایجاد کرد؛ شائبه ای به وجود آورد. قبلا این روشن باشد، معلوم باشد؛ حرف ما همانی است که از ما می شنوید؛ چه در نماز جمعه ، چه در دیدارهای عمومی ، چه در دیدارهای دانشجویی و دیدارهای گوناگون اختصاصی دیگر. یک درخواست دیگر هم بکنم . دانشجویانی که به عنوان نخبگان علمی آمدند اینجا صحبت کردند، مطالب خوبی را گفتند؛ البته تندتند صحبت می کردند، من همه جزییات را هم نشنیدم . یادداشت کردم این را بگویم به دوستان ؛ خواهش می کنم آن چیزهایی که مورد نظرتان هست ، با پیشنهادهای مشخصتان روی کاغذ بیاورید؛ هم در ذهن خودتان شکل یابی بیشتری پیدا می کند، هم آن را به ما بدهید که ما بتوانیم اگر بناست دنبال شود، ان شاءالله دنبال کنیم . توصیه من به فضای دانشجویی و محیط دانشجویی ، همین مطلبی است که عرض کردم ؛ یعنی خواستن ، مطالبه کردن ، داعیه داشتن ؛ هم در زمینه مسائل سیاسی و اجتماعی ، هم در زمینه مسائل علمی ، هم در زمینه مسائل خاص دانشگاهی ؛ همراه با عقلانیت . من از اول انقلاب تا حالا ، حتی در آن روزهایی هم که روزهای بعضی از تحرکات نامتناسب بود و من به دانشگاه تهران می آمدم و با جوانها صحبت می کردم ، عقیده و سلیقه ام همین بود که دانشجو باید از افراط و تفریط پرهیز کند؛ من با افراطکاری و زیاده روی های گوناگون در هر جهتی ، موافق نیستم . با اعتدال ، با روش منطقی و صحیح ، مسائل را دنبال کنید و بدانید که خواست و پیگیری شما اثر دارد. این تصور غلط مبادا به ذهن بیاید که چه فایده دارد؛ نخیر، کاملا فایده دارد. اگر مثلا شعار عدالتخواهی که حالا یک مسوولی این را بر زبان آورده ، گفته می شد، بعد هم تمام می شد، کسی در جامعه پرچم عدالتخواهی را به دست نمی گرفت . مطمئن باشید یک دولت عدالتخواه و یک گفتمان عدالتخواهی مثل امروز به وجود نمی آمد. شماها کردید؛ کار شما جوانها بود؛ به عنوان جنبش عدالتخواهی ، به عنوان طرح مساله عدالتخواهی نمی خواهم حالا به یک تشکیلات خاص اشاره کنم این را در دانشگاه ها جوانهای مومن ، جوانهای متعهد، جوانهای با مسوولیت مطرح کردند، گفتند؛ وقتی تکرار شد، به شکل یک گفتمان عمومی درمی آید و نتیجه اش را در گزینش های مردم ، در جهتگیری های مردم ، در شعارهای مردم ، در انتخابات مردم ، نشان می دهد. بنابراین شما یک گام جلو آمدید. من می بینم بعضی از دوستان دانشجو حالا چه در این جلسه ، چه شاید بیش از این ؛ در ارتباطات دیگری که با من گرفته می شود نسبت به برخی از مسائل مربوط به عدالت و رفع تبعیض و مبارزه با فساد، در ذهنشان سوالاتی مطرح می شود که خوب حالا چی که دائم گفتیم . بله ، گفتید و شد؛ منتها این انتظار که همه آنچه را که ما خواستیم ، در کوتاه مدت تحقق پیدا کند، عملی نیست ؛ در هیچ شرایطی در کوتاه مدت ، آرمان های بزرگ تحقق پیدا نمی کند. آرمان های بزرگ احتیاج به استمرار عمل دارد. کار را بایستی به صورت پیگیر دنبال کرد و از آن مایوس نشد تا به نتیجه برسد. البته محیط دانشجویی ، محیط سیالی است ؛ یعنی شما امروز دانشجویید، 5سال دیگر اغلبتان دانشجو نیستید ؛ یک گروه دیگری به جای شما دانشجویند. خوب ، اینجا 2تا محیط برای استمرار هست : یکی خود شما هستید. شما به مجرد این که از محیط دانشجویی دانشگاه خارج شدید، یادتان نرود که در تشکل دانشجویی ، در محیط دانشجویی ، در کلاس درس ، در یک چنین جلساتی چه می گفتید ، چه می خواستید و به عنوان آرمان چه چیزهایی را مشخص می کردید ؛ اینها را فراموش نکنید؛ اینها را نگه دارید.

دست یازیدن به قلمروهای جدید


آن چیزی که ما از محیط دانشجویی مان انتظار داریم ، پیشرفت علم ، پیشرفت اندیشه سیاسی ، عمق اندیشه دینی و ایمان دینی ، عمق معرفت دینی و روشن بینی دینی ، دست یافتن به قلمروهای جدید؛ هم در زمینه علم ، هم در زمینه سیاست ، هم در زمینه معرفت دینی در محیط دانشجویی است ؛ البته به کمک راهنمایان هر بخشی . شما برای کار علمی باید استاد داشته باشید، برای کار معرفت دینی باید استاد داشته باشید، برای کار سیاست هم همین جور است . کار را شما می کنید ؛ او راهنمایی می کند. دانشگاه ما و محیط دانشجویی ما بایستی در همه این عرصه ها پیشرفتهای حقیقی و چشمگیری کند و این پیشرفتها را ان شاءالله خواهد کرد. پروردگارا! من این جوانها را که فرزندان من هستند در حقیقت ، به تو می سپارم . پروردگارا! همه شان را در کنف حمایت خود و هدایت خود و لطف خود نگه دار.
پروردگارا! نسل جوان کشور ما را آینده ساز آرمانی این کشور قرار بده . پروردگارا! همه شان را ، حرکاتشان را ، جهتگیری هایشان را اقدام هایشان را مشمول رضای خودت قرار بده . پروردگارا! جوانان ما را در توفیق علم همراه با عمل علم جهت دار و ثمربخش موفق بدار.
پروردگارا! قلب مقدس ولی عصر (ارواحنا فداه) را از ما راضی و خشنود کن ؛ ارواح طیبه شهدای عزیزمان و روح مطهر امام را از ما راضی و خشنود کن ؛ ایران و جمهوری اسلامی را روز به روز سربلندتر و عزیزتر بفرما.

این یک مطلب است. ما یکی از آفتهامان همین است ؛ آدمها چند صباحی در محیطی قرار می گیرند، رنگی به خودشان می گیرند، از آن محیط که دور شدند، مثل آهنی می شوند که از کوره بیرون بیاوری ؛ تا توی کوره است ، رنگش سرخ است ، وقتی بیرون آوردید، تدریجا رنگش به سیاهی می گراید؛ اینجوری نشوند. از درون بجوشید. این فکرها را در دلتان ریشه دار کنید. البته در پرانتز عرض کنیم راهش هم همین است که این را به ایمان دینی و به عقاید دینی وصل کنید. آنجاست که تکلیف الهی ، انسان را هیچ وقت فارغ نمی گذارد. آنهایی که توانستند مبارزه کنند، آنهایی که توانستند طاقت بیاورند، آنهایی که توانستند در مقابل مشکلات سینه سپر کنند، آنها از این دستورالعمل ، از این نسخه بهره گرفتند؛ و الا امروز شما دانشجویید و محیط دانشگاه هست و محیط جوانی است و گرم و گیرا و عدالت و آرمانخواهی و اینها، بعد پس فردا از محیط دانشجویی که خارج شدید، همه چیز یا دفعتا فراموش بشود یا به تدریج فراموش بشود، این درست نیست . این یک مرکز برای استمرار است .مرکز دوم ، خود دانشگاه است . شما امروز دانشجویید و انگیزه هایی هم دارید ؛ خیلی هم خوب ، فردا جای شما 5سال دیگر، 6سال دیگر که شما دانشجو نیستید آنهایی که می آیند، وارث چه هستند؛ به تعبیر دیگر، آنها چگونه این محیط را شکل خواهند داد؛ بخشی از این کار به عهده امروز شماست ، که یکی از چیزهایی که من در اینجا یادداشت کرده ام که به شما دوستان عرض کنم ، این است . ما راجع به نخبه پروری علمی بحث کردیم ، من حالا نخبه پروری سیاسی را توصیه می کنم . من تایید می کنم که در بخشهای تبلیغات و صدا و سیما، نخبه های سیاسی و نخبه های اجتماعی باید مطرح بشوند ؛ یکی از دوستان اینجوری فرمودید، که کاملا درست است ؛ مورد تایید من است و این کار ان شاءالله باید بشود ؛ لیکن بخشی از نخبه پروری هم مربوط به شماست ؛ یعنی در محیط تشکلهای دانشجویی ، نخبه های سیاسی پرورش پیدا کنند ؛ فضا را آماده کنید. این دیگر دست دولت و دست محیط خارج از دانشگاه نیست ؛ دست خود شماست . از فکر، از ذهن استفاده کنید، ببینید چگونه می توانید محیط بحث و استدلال و ورزیابی فکری و تقویت روحیه و تقویت امید و محکم کردن پایه های فکر سیاسی را در این طبقه جدیدی که بعد از شما می آیند، برنامه ریزی کنید که خاطر جمع باشیم که مجموعه دانشجویی در دوره بعد و دوره های بعد، همچنان در جهت همین هدفهای بلند و آرمانهای خوب پیش خواهد رفت البته مراقب زاویه ها باید بود ؛ کجروی ها را بایستی دید و شناخت . یک نکته دیگری که در دنباله آن مطالبه دانشجویی عرض می کنم ، این است که مطالبه کردن با دشمنی کردن فرق دارد. این که ما گفتیم گاهی اوقات معارضه با مسوولان کشور نشود - که الان هم همین را تاکید می کنیم ؛ معارضه نباید بشود این به معنای انتقاد نکردن نیست ؛ به معنای مطالبه نکردن نیست ؛ درباره رهبری هم همینجور است . این برادر عزیزمان می گوید «ضد ولایت فقیه» را معرفی کنید. خوب ، «ضد» معلوم است معنایش چیست ؛ ضدیت ، یعنی پنجه در افکندن ، دشمنی کردن ؛ نه معتقد نبودن . اگر بنده به شما معتقد نباشم ، ضد شما نیستم ؛ ممکن است کسی معتقد به کسی نیست . البته این ضد ولایت فقیه که در کلمات هست ، آیه منزل از آسمان نیست که بگوییم باید حدود این کلمه را درست معین کرد؛ به هر حال یک عرفی است . اعتراض به سیاست های اصل 44 ، ضدیت با ولایت فقیه نیست ؛ اعتراض به نظرات خاص رهبری ، ضدیت با رهبری نیست . دشمنی ، نباید کرد. 2 نفر طلبه کنار همدیگر می نشینند ؛ خیلی هم با هم رفیقند ، خیلی هم با هم باصفایند ، همدرس هستند ، مباحثه می کنند ، حرف همدیگر را رد می کنند ؛ این حرف او را رد می کند ، آن حرف این را رد می کند. رد کردن حرف ، به معنای مخالفت کردن ، به معنای ضدیت کردن نیست ؛ این مفاهیم را باید از هم جدا کرد. بنده از دولتها حمایت کرده ام ، از این دولت هم حمایت می کنم ؛ این به معنای این نیست که همه جزییات کارهایی که انجام می گیرد، مورد تایید من است ، یا حتی من از همه اش اطلاع دارم ؛ نه ، لازم نیست . اطلاع رهبری از آن مجموعه حوادث و رویدادهایی لازم است که به تصمیم گیری های او، به جهت گیری های او و به انجام تکالیف و وظایف او ارتباط پیدا می کند، نه این که حالا از همه چیزهایی که در محیط دولت و محیط کار وزارتخانه ها اتفاق می افتد، باید حتما رهبری مطلع باشد؛ نه ، نه لازم است ، نه ممکن است ؛ موافقت با آنها هم لازم نیست . بعضی از اشخاص و بعضی از کارها ممکن است در مجموعه دولتی وجود داشته باشد که صددرصد مورد اعتماد و مورد تایید ماست ، اما آن کار را ما تایید نکنیم ؛ چون دلیل ندارد که رهبری وارد محیط اجرایی شود؛ به دلیل این که مسوولیت ها مشخص است و باید مسوول ، وزیر، رئیس فلان مرکز یا بنگاه فرهنگی یا اقتصادی ، وظایف خودش را انجام بدهد. بنابراین ما به هیچ وجه انتقاد کردن را مخالفت و ضدیت نمی دانیم . بعضی تصور می کنند که ما چون از مسوولان کشور، از دولت محترم که واقعا دولت خدمتگزار و با ارزشی است ؛ حقا و انصافا. کارهایی هم که دارد انجام می گیرد، می بینید ؛ کارها جلوی چشم است . باید انسان بی انصاف باشد که اهمیت این کارها را انکار کند حمایت می کنیم ، این حمایت و این طرفداری ، به معنای این است که انتقاد نباید کرد، یا من خودم انتقاد نداشته باشم ؛ ممکن است مواردی هم انتقاد داشته باشم . به هر حال شما آنچه که من امیدم هست در محیط دانشجویی ، این است. واقعا اینجور هم خواهد شد؛ مطمئن باشید؛ چون انسان حرکت کلی را که سنت آفرینش است ، می بیند؛ چرا که هر جا ایمان بود و مجاهدت دنبالش بود ، نتیجه قطعی است ؛ می بینم که خواهد شد.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته


newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها