خداحافظ آقای مورینیو

هفته گذشته یک بمب خبری واقعی در غرب لندن منفجر شد که باورش برای خیلی ها هنوز بسیار سخت است. خبر این بود: ژوزه مورینیو ، مربی سرشناس چلسی از تیم لندنی جدا شد.
کد خبر: ۱۴۷۶۷۰

این اتفاق در نگاه اول نتیجه 3 بازی بدون پیروزی آبی های لندن بود اما در واقع پیامد تمام اختلاف های دوران حضور مورینیو در تیم رومن آبراموویچ بود.
میلیاردر معروف روس در اقدامی عجیب آورام گرنت ، مدیر ورزشی این باشگاه را که شخصی گمنام و فاقد اعتبار بین المللی است ، به عنوان جانشین مورینیو انتخاب کرد.
آنچه ناگفته مشخص است ، گرنت برخلاف مورینیو چهره ای توصیه پذیر است که طبق فرامین رئیس گام برمی دارد چراکه آبراموویچ چند ماه پیش خود او را به عنوان مدیر ورزشی چلسی منصوب کرده بود.


ژوزه ماریو دوس سانتوس مورینیو 44 سال پیش در ستوبال پرتغال متولد شد. او در سال اوج فوتبال پرتغال متولد شد، چون در همان سال (1963) بنفیکا دومین عنوان قهرمانی اروپا را با اسطوره بزرگش اوزه بیو کسب و حاکمیت خود را بر فوتبال اروپا تحکیم کرد . پدر او، فیلیکس مورینیو در جوانی دروازه بان تیمهای ویتودیو ستوبال و بلننسس بود و 8 دقیقه هم به عنوان بازیکن جانشین درون دروازه پرتغال ایستاده بود. فیلیکس پس از بازنشستگی به مربیگری روی آورد و ژوزه را به عنوان جاسوس پاره وقت خود به کار گرفت تا از تیمهای حریف اطلاعات جمع آوری کند. ژوزه که هرگز بازیکن قابلی نشد، ترجیح داد به دانشگاه برود و در رشته تربیت بدنی تحصیل کند. ژوزه جوان پس از پایان دوران دانشگاه به عنوان معلم ورزش فعالیت کرد ولی از آنجا که تمام ذهنش مربیگری حرفه ای بود، از سال 1988 به تحصیل مربیگری پرداخت و پس از دریافت مدرک مربیگری اش از یوفا، به عنوان مترجم سر بابی رابسون در اسپورتینگ لیبسون مشغول به کار شد. در انتقال رابسون به پورتو و سپس بارسلونا ، مورینیو او را همراهی کرد اما زمانی که رابسون بارسلونا را ترک کرد ، مورینیو به عنوان کمک مربی در بارسلونا ماندگار شد. در سال 2000 مورینیو حس کرد دیگر زمان آن شده که او مرد شماره یک باشد. او از بنیفیکا شروع کرد و پس از این که به یونیائولیریا رفت ، مربی پورتو شد و در سال 2003 این تیم را قهرمان جام یوفا و در سال بعد قهرمان لیگ قهرمانان اروپا کرد. در آن زمان رومن آبراموویچ که بتازگی مالکیت باشگاه چلسی را به دست گرفته بود، در پی یک مربی با انگیزه و مسلح به علم روز فوتبال بود و او را جانشین کلودیو رانیری کرد.به اعتقاد بسیاری از آگاهان ، آنچه چلسی را موفق کرد انگیزه و تلاش این مربی کاردان اما مغرور بود. در فصل 2004 - 2005 او با 95 امتیاز که یک رکورد بود ، چلسی را فراتر از قدرتهای سنتی لیگ برتر قهرمان کرد. شخصیت مورینیو به گونه ای بود که یا باید دوستدارش می شدید یا متنفر از او. مورینیو در پیروزی ها، خود و شاگردانش را برتر از هر بشری می دانست و در شکست ها معمولا داور را مقصر قلمداد می کرد. او کاری کرد که آندرسن فریسک ، داور برجسته سوئدی عطای داوری را به لقایش بخشید. اتهامی که مورینیو به فریسک زد، این بود که او را در حالی که بین دو نیمه بازی چلسی بارسلونا با فرانک رایکارد مربی رقیب صحبت می کرده ، رویت کرده است. بعدها مورینیو اعتراف کرد چنین صحنه ای را هرگز ندیده بلکه به حرف دیگر دست اندرکاران تیم استناد کرده است!

ظهور مشکلات

پس از قهرمانی های دو فصل اول آمدن مورینیو به چلسی ، بسیاری این موفقیت ها را به مخارج زیاد رومن آبراموویچ نسبت دادند. آنها معتقد بودند هر کسی می توانست با این بازیکن ها قهرمانی را به دست آورد. بعضی ها که بدبین تر بودند ، می گفتند این قهرمانی ها با پول خریداری شده است ! اما از آن طرف هم عده ای معتقد بودند این مورینیو بوده که عامل اصلی قهرمانی هاست و او بوده که توانسته این بازیکنان را هماهنگ کند. به هر حال ، از آنجا که همیشه اوضاع خوب پیش نمی رود، در پایان فصل 2005 - 2006 مشکلات مورینیو و آبراموویچ شروع شد. آبراموویچ در آن مقطع حرف شنوی خوبی از همسرش داشت و از آنجا که همسر آن زمان او با همسر آندری شوچنکو دوست بود ، تصمیم گرفت شوا را به استامفورد بریج بیاورد و در این راه اصلا نظر منفی مورینیو برایش مهم نبود. همین اتفاق درباره میشائیل بالاک هم افتاد. این دو بازیکن در فصل گذشته حتی نیمی از گذشته خود هم نبودند که علت آن را باید تطبیق ناپذیری سریع این دو با فوتبال جزیره و نیز ایمان نداشتن مورینیو به توانایی های آنها دانست . در میانه فصل گذشته ، زمانی که مورینیو برای تقویت تیمش از آبراموویچ تقاضای خرید بازیکن کرد ، با جواب منفی او روبه رو شد و زمزمه جدایی مورینیو از چلسی و پیوستنش به رئال مادرید شنیده شد. این اختلاف در ظاهر پس از قهرمانی چلسی در جام حذفی سال 2007 انگلستان خاتمه یافته بود چراکه پس از بازی آبراموویچ در رختکن حاضر شد و شخصا به تمامی اعضای تیم از جمله مورینیو تبریک گفت . در فصل نقل و انتقالات چلسی برای اولین بار در طول صدارت آبراموویچ خرج چندانی نکرد و این برای تیمی که رکورددار خرید بازیکنان جدید بود ، چیز بسیار عجیبی بود. فصل جدید برای چلسی از همان ابتدا بد شروع شد. آنها در جام خیریه در ضربات پنالتی مغلوب رقیب همیشگی منچستر یونایتد شدند و پس از چند پیروزی خفیف ، بعد از ماهها در یک بازی با نتیجه دو بر صفر باختند. این شکست که در مقابل تیم نه چندان قدرتمند استون ویلا حاصل شد، برای مورینیو خیلی گران تمام شد. تساوی خانگی در بازی بعدی برابر بلکبرن و از همه بدتر کسب نتیجه تساوی برابر تیم ضعیف روزنبرگ در بازیهای لیگ قهرمانان اروپا کاسه صبر آبراموویچ را لبریز کرد. روزنبرگ در حالی توانست چلسی را در استامفورد بریج متوقف کند که در رقابت های لیگ نروژ اصلا شرایط خوبی نداشت و پیش از شروع رقابت های این گروه یک کیسه بوکس قلمداد می شد. پس از این تساوی هواداران روزنبرگ در کوچه و خیابان به پایکوبی پرداختند.

همه پشت مورینیو

با تمام این احوال ، خبر جدایی مورینیو از چلسی واقعا یک شوک بزرگ بود، به طوری که بازیکنان چلسی تا چند روز بعد از این شوک خارج نشده بودند. کاروالیو درباره این اتفاق می گوید: روز بدی برایم بود. پیشنهاد بزرگی از رئال مادرید داشتم و فقط به خاطر مورینیو ماندم . از نظر من ، او بی گمان بهترین مربی حال حاضر جهان است . هرگز فکرنمی کردم او پیش از تمام شدن کارش چلسی را ترک کند. کلود ماکه له له گفت : این خبر برایم همچون یک بمب بود. اصلا باور نمی کنم 2 ماه پس از آغاز فصل شاهد تغییر مربی مان باشم . مربی جدید با مشکل مواجه می شود، چون دائما با مورینیو مقایسه می شود. از همه جالب تر واکنش دیدیه دروگبا است که گفته می شود بسیار ناراحت و عصبی بوده و اعلام کرده چلسی را ترک خواهد کرد.

هفت تیر کش !

واکنش دیگر مربیان ، خصوصا کسانی که دائما رقیب مورینیو بودند هم در قبال این اتفاق جالب است. سرالکس فرگوسن که چندین بار با مورینیو اختلاف پیدا کرده بود ، می گوید: رفتن ژوزه برای فوتبال ما یک ضایعه است . معتقدم او برای ما و باشگاه چلسی بسیار مفید بود. خود من از رقابتی که با او داشتم ، لذت می بردم. او مثل یک هفت تیرکش جدید به شهر ما آمده بود و ما را به مبارزه فراخواند. آرسن ونگر که در طول 3 سال اخیر برخوردهای تندی با مورینیو داشت هم از مورینیو تعریف می کند: من کلا ناراحتم زیرا سابقه رقابت ما هر چه که باشد، معتقدم مورینیو یک مربی بزرگ بود. از هم اکنون گمانه زنی ها برای تیم بعدی مورینیو آغاز شده است . بعضی ها او را مربی تاتنهام و جانشین مارتین یول می دانند و عده ای او را به جای اسکولاری مربی بعدی تیم ملی پرتغال معرفی کرده اند اما مورینیو هر دو احتمال را رد کرده است . از سوی دیگر ، نامهای زیادی به عنوان مربی آینده چلسی مطرح شده است . آگاهان می گویند گرنت و در کنارش استیو کلارک در بلندمدت جایی روی نیمکت چلسی نخواهند داشت و تنها جانشینان مقطعی مورینیو هستند. آنها واقعا در حد و اندازه های چلسی نیستند. ضمن آن که گرنت اصلا فاقد مدارک مربیگری A و B یوفاست و سابقه آنچنانی در فوتبال ندارد.
پیتر کینون ، مدیر اجرایی چلسی موتور جستجویش را روشن کرده است . فعلا شایعه آمدن گاس هیدینک ، برند شوستر و مارچلو لیپی به گوش می رسد اما اولی مربی تیم ملی روسیه است و دومی وضعیت خوبی در رئال مادرید دارد. آمدن مارچلو لیپی به چلسی هم بعید به نظر می رسد ، چون او نشان داده مربی توصیه پذیری نیست . شکست در برابر منچستریونایتد اگرچه باز هم در غیاب لمپارد و دروگبا رخ داد ، بحران آبی های لندن را به اوج رسانده است و جالب اینجاست که چلسی در زمان مورینیو در 10 بازی برابر شاگردان فرگوسن تنها یک بار تسلیم شده بود. اکنون همه نگاه ها متوجه آینده این باشگاه است. براستی چه کسی ناجی این تیم خواهد شد؛

مزدک میرزایی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها