درباره "برتی فوگتس " و فوتبال ملی اسکاتلند: داستان سگ نگهبان و یک نسل متوسط
وقتی در سال 1996 برتی فوگتس سرمربی وقت تیم ملی فوتبال آلمان این تیم را به مقام قهرمانی جام ملتهای اروپا رهنمون کرد تیمش متشکل از ستاره های پرشماری بود که در دوران اوج و بیشترین نشاط خود به سر می برد اما حالا در اواخر تابستان 2002 و در شروع دور مقدماتی
کد خبر: ۱۲۹۳۲
جام ملت های اروپا )یورو 2004 ( همین مربی آشنا در مقام رهبر تیم ملی اسکاتلند نه بازیگران کلاس جهانی را در خدمت می بیند و نه کسانی را که لزوما به نقطه اوج کار نزدیک باشند این یک وظیفه و ماموریت دشوار برای فوگتس است و مطمئنا رساندن اسکاتلند به مرحله نهایی جام از سخت ترین کارهای عمر فوگتس خواهد بود و برای این کشور نیز این که بتواند پس از جام جهانی 1998 به دور پایانی اولین جام بزرگش راه یابد، امر هیجانانگیزی خواهد بود.اسکاتلند بازیگران خوب و متوسط زیادی دارد؛ بازیکنانی که به لطف حضور مستمر در دیدارهای باشگاهی کم تجربه نیستند و می توانند یاری برسانند تا اسکاتلند اعتبار اخیرا از دست رفته اش را قدری بازیابد؛ اما اسکاتلند فاقد مواردی است که حتی در یک "بزرگ " درجه دوم اروپا باید نشان کرد.راه بازسازی پس از ناکامی اسکاتلند در رقابت های انتخابی یورو2000 و جام جهانی امسال کریگ براون از رهبری تیم این کشور کنار رفت و این در حالی روی داد که بیش از9 سال از حضور وی در این سمت می گذشت و حالا با فوگتس است که خرابه های به جای مانده را ترمیم کند مردان مسن تر تیم اسکاتلند مثل کالین هندری ، کوین گالاچر و تام بوید از بازی های ملی کناره گرفته اند تا فوگتس راحت تر بتواند راه بازسازی تیم ملی این کشور و وارد کردن هر چه بیشتر جوانها به این تیم را طی کند چند سال طول می کشدفوگتس ، دستیار سابقش و کمک مربی تیم آلمان در سالهای سرمربیگری وی یعنی راینر بونهوف را مامور تیم ملی امید اسکاتلند کرده و این اولین باری است که فرد صاحب این پست در این کشور، کارش فقط مصروف همین شغل است و مشاغل و تیم های دیگری را ندارد. طبعا هدف فوگتس این است که اطلاعات لازم را به قصد تقویت تیم بزرگسالان اسکاتلند از تیم امید و مربی آن که دوست نزدیک وی است ، بگیرد؛ اما بدیهی است که چند سال طول می کشد تا این طرح ثمر بدهد و جوانترهای مورد نظر فوگتس مردانی کارساز برای تیم ملی بزرگسالان کشور شوند.بعید است و اگر این جوانترها و میانسالان تیم ملی اسکاتلند تحولی بزرگ را در کارشان آشکار نسازند، بعید است که این کشور بتواند در دور مقدماتی جام ملتهای اروپا )یورو(2004 کامیاب شود و در گروهی که از قضا تیم ملی کشور خود فوگتس یعنی آلمان نیز حضور دارد، دستش به جایی بند شود. سایر تیم های این گروه آلمان ، ایسلند، لیتوانی و جزایر فارو هستند.حقیقت آن است ، از زمانی که فوگتس با رها کردن پست رهبری تیم ملی کویت و ترک گفتن آن سامان مربی تیم ملی اسکاتلند شده ، این تیم کمتر نتیجه خوبی را گرفته است و باخت 5-0 در برابر فرانسه و2-1 در مقابل نیجریه سرآمد نتایج بد تیم بوده است.کار در بهار امسال از این هم خراب تر شد و اسکاتلند با رهبری فوگتس در کره جنوبی 4-1 به تیم ملی این کشور باخت و در مقابل آفریقای جنوبی نیز با نتیجه 2-0 تسلیم شد. به واقع برد چهار بر صفر بر یک تیم منتخب هنگ کنگ در تورنمنت چهارجانبه این کشور از تنها پیروزی های او در مقام سرمربی اسکاتلند بوده است که این برد را نیز نباید چندان باارزش شمرد؛ آن هم در مقابل تیمی که حتی از تیم های درجه سوم آسیا هم نیست.مردی که سابقه فتح جام جهانی 1974 را در هیات یک بازیگر دارد، می داند که در پست تازه اش کمتر کسی به حال او دل خواهد سوزاند.اینها حرفهای خود اوست : سعی دارم از فشارهای بیرونی رها بمانم ؛ زیرا مایلم کارم را به بهترین شکل انجام بدهم.اهل معجزه نیستم و توانش را هم ندارم ؛ اما هر تلاش لازمی را انجام می دهم تا تیم پیشرفت کند و نتایج بهتری بگیرد.رویارویی با هموطنان همین اعتقاد و اعتماد به کار است که فوگتس و اسکاتلند برای رسیدن به مقصود در کادر رقابت های انتخابی یورو2004 به آن بسیار نیاز دارند و از همه جالب تر و دشوارتر رویارویی فوگتس با هموطنانش خواهد بود؛ زیرا همان طور که قبلا گفتیم اسکاتلند با ژرمن ها همگروه شده است . آلمان پس از نایب قهرمان شدن در جام جهانی امسال سرشار از شادی و غرور و اعتماد به نفس است و دیگر باخت 5-1 خود را به انگلیس در دور مقدماتی همین جام و در شهریور سال پیش به یاد نمی آورد. طبق هر حسابی آلمان را باید مدعی اول فتح گروه پنجم انتخابی یورو دانست و اگر ده سال پیش بود، اسکاتلند حق داشت بپندارد قادر است برای آلمان در این گروه تهدید جدی ایجاد کند و حتی اول شود؛ اما حالا نه اکنون زمان دیگری است و حتی فوگتس نیز معترف است که هدفش باید کسب رتبه دومی گروه و راهیابی به مرحله پلی اف باشد. در چنین شرایطی حتی ایسلند و لیتوانی نیز می توانند برای تیم فوگتس که نه زهر دارد و نه کلاس لازم ، دردسرهای بزرگی را ایجاد کنند؛ حتی چهار سال پیش که ملی پوشان اسکاتلند در قیاس با امروز بسیار نامدارتر و بهتر بودند، این کشور در زمین تیم کوچک و مهجور جزایر فارو نتیجه ای بهتر از تساوی 1-1 نگرفت، حالا که تکلیف مشخص است!نبود یک گلزن ذاتیدر میان نسل جدید و بازیگران فعلی اسکاتلند یک گلزن ذاتی قوی دیده نمی شود و همین مساله مشکل بزرگ فوگتس را شکل می دهد. در دور مقدماتی جام جهانی امسال نیز همین ضعف و کمبود گل های زده اسکاتلند سبب شد این کشور پشت سر بلژیک و کرواسی بایستد و حذف شود و حالا هم تکرار چنین رویدادی بسیار محتمل نشان می دهد.شاید کنی میلر فوروارد تیم وولور همپتون یک راه حل نشان بدهد و دان هاچیسون از وستهام نیز از یک مصدومیت طولانی مدت رهایی نسبی یافته تا رهبری خط حمله اسکاتلند را در شروع کورس یورو2004 به عهده گیرد. در خط دفاع ، استیفن کریتی از سلتیک و گری کالدول از نیوکاسل می توانند حضوری وسیع و ثابت داشته باشند؛ اما اگر نقطه قوت نسبی اسکاتلند را می خواهید ، آن را در خط میانی این تیم بجویید. اینجا مکانی است که فوگتس امثال بری فرگوسن جوان و تکنیکی را از تیم گلاسکو رنجرز و پل لمبرت پرتجربه و مسلط را از سلتیک در اختیار دارد و تازه کریگ برلی هم هست که در داربی کانتی بازی می کند افق روشن نیست در زمان جوانی ، به فوگتس به خاطر شور و قدرت بازیش و همچنین توان یارگیری اش القاب "سگ نگهبان " و "دروکننده " را داده بودند و اگر او بتواند اسکاتلند متوسط شده و به شدت تحلیل رفته را راهی دور نهایی جام ملت های اروپا2004 در خاک پرتغال کند، حق این القاب برای توصیف او کفایت نخواهد کرد و باید واژه های تازه ای را اختراع کرد.آیا می دانید؛ افق روشن نیست شاید در سی سال اخیر هیچگاه اسکاتلند این چنین کم مهره و فاقد کیفیت عالی فنی نبوده باشد و هرگز تا به این حد معمولی نشان نداده باشد رویکرد اسکاتلندی ها به او، در حالی که دو سال و نیم از استعفایش از رهبری تیم ملی آلمان و شش ماه از کار نه چندان پرآتیه اش در کویت می گذشت ، نشان از اعتماد و اعتقادی داشت که در این کشور در مورد وی و کلاس کار و توانایی اش وجود دارد؛ اما حتی در خود بریتانیا عده زیادی معتقدند که دلیل اصلی توفیق اریکسون مربی سوئدی در تیم ملی انگلیس نه مهارت وی بلکه در اختیار بودن نیروهای متعدد و تواناست و چون در اسکاتلند چنین نیروهایی اصلا یافت نمیشوند، برای فوگتس چنین امری چندان محتمل نیست.زمان شناسی هر چه هست فوگتس شاید در آینده نزدیک به این نتیجه برسد که لااقل در زمان شناسی توفیق و مهارت لازم را نداشته است وگرنه در شرایطی رهبری اسکاتلند را قبول نمی کرد که این کشور ضعیف ترین دوران 30 سال اخیر خود را طی می کند؛ اما او در56 سالگی تا کی می توانست برای از راه رسیدن شغل و پست بهتری صبر کند؛