کیفیت فدای کمیت

لیگ برتر ، ششمین بهار خود را پشت سر می گذارد و در این مدت ، درسهای آموزنده ای را فراروی ما قرار داده است.
کد خبر: ۱۲۹۰۹۷

شاید اگر بخواهیم جزر و مدهای لیگ برتر را در 5 دوره گذشته بنویسیم ، کفه ضعفهای آن بر نقاط قوت سنگینی کند. شک نداریم که لیگ برتر ، پتانسیل و بضاعت لازم را ندارد و شرایط غیراستاندارد نزد همگان مشخص و معلوم است.
متاسفانه فدراسیون فوتبال با وجود نقاط تاریک موجود ، مقرر کرده از فصل آتی تعداد تیمها را افزایش دهد و به 18 باشگاه برساند ، در حالی که لیگ برتر ، توان این تعداد تیم را ندارد و دستورالعمل صادر شده ، منطقی و محکمه پسند نیست.

در عصر تحول و فناوری ، بی خردی و دانش گریزی دیگر محلی از اعراب ندارد و به طور قطع نمی توان در فضای فعلی ، دور یک دایره بسته حرکت کرد. فوتبال به عنوان یک پدیده اجتماعی و فراگیر در دوره سیطره فناوری ، چارچوبی مدلل و حرفه ای می طلبد تا از دایره تحول دور نشود. به عبارتی ساده تر ، اندیشه ها و تفکرات سنتی در فوتبال امروزی خریدار ندارد و تمسک به رفتار حرفه ای است که می تواند این ورزش جهانگیر را به سمت و سوی غنا و اعتلا رهنمون کند.
بی گمان بالندگی فوتبال در قاره سرسبز را باید مرهون این عوامل حیاتی قلمداد کرد که موجب شده توپ گرد و مستطیل سبز در اروپا ، اسباب حیرت جهانیان را برانگیزد و نگاه فوتبالدوستان در چهار گوشه دنیا به بوندس لیگا ، لالیگا ، لوشامپیونه ، لیگ برتر انگلیس و... معطوف شود. این توفیق سترگ ، یکشبه به دست نیامده بلکه محصول یک فرآیند و روند کاملا حرفه ای است.
بزرگترین شاخصه این موفقیت شامخ ، کاوش ، اراده و جمع آوری دانستنی هاست که توانسته بوی نوآوری و طراوت را در ریه های فوتبالدوستان جاری کند و اروپاییان را در منظومه بزرگان فوتبال جهان قرار دهد. فوتبال اروپا به واسطه همین عوامل حرفه ای است که مرزها را درنوردیده و به قاره های مختلف از جمله قاره کهن و پرجمعیت آسیا رسیده است.
این یک واقعیت ملموس است که جنوب شرق و غرب آسیا به تبعیت از این چارچوب حرفه ای ، به لیگ خود سروسامان داده اند و روز به روز پله های ترقی را طی می کنند.
اما متاسفیم که اعتراف می کنیم ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم و فقط ادای حرفه ای ها را در می آوریم. بی دلیل باد در غبغب می اندازیم ، در حالی که اصلا از ندانم کاری ها ککمان هم نمی گزد. گویا بنا نداریم فوتبال خود را از قعر چاه غفلت نجات دهیم و به اصول حرفه ای پایبند باشیم.

مدیریت

نباید ذره ای شک به دل راه داد که برای زدودن افکار پوسیده و سنتی ، باید در سیکل نخست ، کیفیت را به هر چیز مقدم شمرد و این عامل اثربخش را در لیگ برتر حاکم کرد. لیگ برتر ما که تا به حال 5دوره خود را سپری کرده و رفته رفته به روزهای سرنوشت ساز و پایانی در ششمین فصل نزدیک می شود ، همچنان با مشکلات بی شمار دست و پنجه نرم می کند. عنایت ویژه به لیگ برتر به عنوان آیینه تمام نمای فوتبال کشورمان و سرمایه گذاری مناسب در این راه ، به یقیین موجب تحول چشمگیر این ورزش عامه پسند خواهد شد.
وجود این همه نیروهای مستعد ، خلاق و آتیه دار از یک سو و اقبال عمومی از سویی دیگر برای فوتبال ما یک نعمت بزرگ است که در صورت توجه بیشتر، این دو عامل حیاتی می تواند لیگ ما و در نهایت فوتبال ما را در عرصه آسیا به یک قطب بی بدیل تبدیل کند. سنگ بنای لیگ برتر در زمان مدیریت صفایی فراهانی چیده شد ، با این نیت که با وارد شدن پول به بازار فوتبال و توجه جدی باشگاه ها به این رقابت ها، بتوان در راه پیشرفت و اعتلا گام برداشت.
در این رهگذر ، باشگاه ها بویژه تیمهای صنعتی با سرکیسه شل کردن و ریخت و پاشهای عجیب ، وارد کارزار شدند در حالی که بضاعت فوتبال ما دچار تحول نشد. مربیان و بازیکنان ، خوش به حالشان شد و کبکشان خروس خواند ، اما امور زیربنایی و کیفیت همچنان لاینحل ماند.

پرسش بی پاسخ


پرسشی که همچنان لاینحل باقی مانده ، این است که افزایش تیمهای لیگ برتری از 16 به 18 تیم طبق چه قاعده و ادله ای صورت خواهد گرفت.
با این همه مشکلات ریز و درشت ، 18 تیمی شدن لیگ برتر به غیر از آن که به فرسایشی شدن این رقابت ها کمک می کند ، هیچ سود دیگری در بر نخواهد داشت.
با توجه به وسعت و جمعیت کشورمان ، اگر بضاعت و پتانسیل بایسته را داشتیم ، حتی می توانستیم لیگ برتر را با حضور 20 تیم برپا کنیم ، اما با توجه به ضعفهای فراوان فعلی ، افزایش تیمها به هیچ عنوان منطقی و قابل هضم نمی نماید.
ای کاش به جای عنایت به کمیت ، نگاهی جدی نیز به کیفیت کار داشتیم تا این گونه در بن بست قرار نگیریم و کاسه چه کنم چه کنم در دست نگیریم.
لیگ هلند با حضور 18 تیم یا اسپانیا با 20 تیم برگزار می شود ، اما آنها هیچ گاه از این نظر زانوی غم در بغل نمی گیرند.
داریوش مصطفوی که پس از برکناری دادکان ، سکان مسوولیت فدراسیون فوتبال را عهده دار شد ، در زمان کوتاه مدیریت خود مبتکر این اقدام نسجیده شد و متاسفانه کمیته انتقالی به آن رای مثبت داد. به باور بسیاری از خبرگان و صاحب نظران ، دبیر وقت فدراسیون با این حرکت قصد داشت خود را بیش از پیش مطرح کند ، غافل از آن که این اقدام کارشناسانه نبود و نمک بر زخم لیگ برتر می پاشید. از قرائن پیداست ، 18 تیمی شدن لیگ برتر از فصل آتی مسجل خواهد بود ، اما امیدواریم در کنار این اقدام عجیب حداقل در راه افزایش امکانات ساعی باشیم.
وادار کردن تیمها و دستورالعمل جدی به باشگاه های شرکت کننده در لیگ هفتم ، برای داشتن استادیوم استاندارد و زمین مناسب و اصرار بر برگزاری بازیهای منظم و بی وقفه ، شاید بتواند تا حدودی بار فنی لیگ آینده را افزایش دهد و اسباب رضایت مندی جامعه فوتبال را فراهم کند

در این سالها ، خیلی ها از این نمد برای خود کلاه درست کردند و سوار بر اسب مراد شدند ، اما حتی یک استادیوم استاندارد ساخته نشد و مشکلات موجود به قوت خود باقی ماند. غافل از این که در کنار پول باید مدیریت کرد و برنامه ریخت و طرح داد.

عقل سلیم

تاکید کردیم که لیگ برتر فاقد پتانسیل و ظرفیت مناسب است و کاستی های فعلی ، آنچنان است که باشگاه ها ، فدراسیون فوتبال و تماشاگران را دچار سردرگمی کرده است. از فرسایشی شدن لیگ برتر و دیگر مشکلات و کاستی ها که بگذریم باید به این نکته مهم اشاره کنیم که زمینهای غیر استاندارد صدای همه را به آسمان رسانده است.
زمینهای ناهموار و فقر امکانات ، برکیفیت لیگ برتر اثر منفی گذاشته و باعث شده این مسابقه ها از نظر بار فنی در سطح نازلی باشد.
بازی کردن در شیراز ، اهواز ، انزلی ، کرمان ، تهران (ورزشگاه اکباتان) دل شیر می خواهد و هر لحظه بیم آن می رود که بازیکنان در زمینهای یکدست نامساعد دچار آسیب دیدگی جدی شوند.
این زمینها آنقدر اسفبار و غیرقابل تحمل است که حتی تماشای آن ، دل هر بیننده ای را به درد می آورد.
مراد ما از نوشتن این نقاط تاریک منفی بافی نیست ، بلکه قصد داریم با تاکید براین کاستی ها، مسوولان را از لاک بی مهری خارج کنیم.
وقتی می شنویم و می بینیم که رختکن باشگاه ریشه داری چون استقلال در یک وانت بار خلاصه می شود یا تیم پرطرفدار پرسپولیس برای تمرین های آماده سازی خود به این در و آن در می زند و در به در به دنبال زمین تمرین است ، افسوس می خوریم.
وقتی مشاهده می کنیم که بازیکنان شب قبل از بازی دست به دعا برمی دارند که هنگام بازی در زمینهای یاد شده مصدوم و خانه نشین نشوند ، متاسف می شویم.
وقتی ، وقفه های پیاپی و تعطیلات مکرر صدای مربیان را به آسمان هفتم می رساند ، دلمان می سوزد که چرا اینچنین می کنیم آیا با چنین شرایطی که به طور صریح آوردیم ، افزایش تعداد تیمها با عقل سلیم همخوانی دارد؛


رضا میرزاییان
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها