تا شب عید

: حالا دیگر شهرام شکیبا، پای ثابت گفتگوهای مکتوب شده است اگرچه همه ما برای رفتن به سونا انگیزه بهداشتی و سلامتی داشتیم ، اما انگیزه اصلی استاد شکیبا هم سخن شدن و هم محفل شدن با رفقای گرمابه من بود.
کد خبر: ۱۲۸۵۵۴

البته بهانه ای آورد و فاصله بین مهره های ستون فقراتش را دلیل آورد اما سونا برای هر چه مفید باشد ، برای کم کردن فاصله مهره ها ، به تجربه ثابت شده است که چندان مفید نیست . اگرچه فاصله بین دوستان را کم می کند و صمیمیت بین الاحباب را زیاد می کند. اگر قصد من صرفا نوشتن طنز و خنداندن شما بود ، بهتر بود به جای این توضیحات ، با موبایلم عکسی از رفقای حوله به دوش و گم شده در بخار سونا می گرفتم که شهرام شکیبا را دوره کرده بودند و از او درخواست خواندن شعر می کردند. حیف که کلمات قاصرند برای بیان چنین صحنه ای.
شهرام شکیبا: یک شعر عرض کردیم که «دوباره میوه ها شد صد برابر/ به قیمت شد خیار و زر برابر»
میرفتاح : لطفا موضوع بحث را عوض کنید برای این که بحث گرانی یک توهم است و برای این که سیاه نمایی کنند از این حرفها می زنند و گرنه هر آدم ساده ای می فهمد که خیار یک کیلو پانصد - ششصد تومان است و زر کم کم کیلویی پنج میلیون.
آقای جدیدلو: شما هم علم غیب دارید ها؛... ول کن. آقای شکیبا دیگر چه سروده اید؛
شهرام شکیبا: درباره مسائل هسته ای عرض کرده ایم...
میرفتاح: مگر از روی جنازه من رد شوید که اجازه بدهم شعر برای هسته ای بخوانید. سر یک شوخی بی مزه می خواهید جام جم را از کف بدهیم.
آقای کوچک پور: اگر خیلی محدودمان کنی ما هم با آقای رنج کشیان هم سخن می شویم و اعتراض مدنی می کنیم ها...
آقای سابقی : خب بحث نکنیم. آقای شکیبا یک شعر دیگر بخوانید.
شهرام شکیبا: درباره عید عرض کردیم : «تمام مملکت تعطیل شد باز/ به کلی وضع هردنبیل شد باز/ بساط سبزه و ماهی فراوان / شده در هر کجای شهر تهران...»
میرفتاح: آفرین... احسنت. از همین شعرها هر چه داری بخوان. چاکرت هم هستیم. تا شب عید. این ستون ، این شما و این عید و این جام جم...

گفتگوهای مرطوب
سید علی میرفتاح

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها