jamejamonline
فرهنگی کتاب و ادبیات کد خبر: ۱۲۸۱۹۷۰ ۳۰ مهر ۱۳۹۹  |  ۱۶:۲۴

شعری زیبا از شاعر و نویسنده سرشناس ایتالیایی ماسیمو بونتمپلی توسط یکی از کاربران ترجمه شده است که در ادامه خواهید خواند

شعری از ماسیمو بونتمپلی

به گزارش جام جم آنلاین به نقل سیمرغ ، ماسیمو بونتمپلی Massimo Bontempelli در سال 1878 متولد و در 1960 از دنیا رفت. این شاعر، رمان‌نویس، منتقد و نمایش‌نامه‌نویس ایتالیایی در گسترش و پیشبرد سبک ادبی رئالیسم جادویی در ایتالیا سهمی بسزا داشته است، بیست و سه کتاب از این نویسنده و شاعر به جایی  مانده.

رمان "آدمها در گذر زمان" به فارسی ترجمه شده و رمان "شطرنج در برابر آینه" که در 1922 نوشتو یازده سال بعد با نام Chess Set in the Mirror""منتشر شد.رمانLa scacchieradavantiallospecchio""، اثری درباره بازی شطرنج نیست بلکهمخاطب با داستانی سرگرم‌كننده روبه‌رو می‌شود كه در برخی مواقع، خنده را بر لبان مخاطب می‌نشاند، برای شخصیت این داستان، زمان به سختی می‌گذرد و راوی داستان، كم‌كم خود را درون آینه می‌یابد و شخصیت اصلی آن پسر بچه ای ده ساله  است که خود را در آن سوی آینه در دنیایی متفاوت میابد که به دلایلی نامعلوم، در اتاقی خالی، محبوس شده است ودر بالای شومینه، تنها یک آینه و مهره‌های شطرنجی دیده می‌شود و دیگر هیچ، نه تنها اتاق، كه منظره بیرون از آن نیز، به غایت خسته كننده است.

شعری زیبا از این شاعر:

Davantiallospecchio

 In unagiornatachiara 
illuminata dal sole
avvolta da tenuebrezza
filtravadallamiafinestra
inebriate dal profumodeifiori
dalgiardinosottostante, un'atmosfera di quiete
serena e silenziosa mi sentivo
quasifelice.
felice per un incantodellanatura.
volliallora
sedermiallospecchio.
m'adornai I capelli
 festeggiaiilmiovolto
 con profumi e belletti.
 cantavodolcemente,sommessamente
 il sole tramontavarosso di fuoco.
la sera stava calando
 ilsilenzio era interrotto a tratti
  ma ahime' ilmio canto non solcaval'aria
ilmioanimoall'improvviso era diventatotriste,
anchel'usignoloavevacessato di cantare.

 

یکی از بهترین شعرهای دنیا به زبان ایتالیایی + ترجمه



در برابر آینه
در روزی
درخشان از تابش خورشید
لبریز از رویا و آرزو
مملو از نسیمکی که از پنجره می آمد،
مست رایحه گلهای باغ
در فضایی آرام
احساس خوشبختی می کردم
خوشبخت بخاطر افسون طبیعت.
پر می گشایم
در برابر آینه،
گیسوانم را می آرایم
و چهره ام را.
به آرامی آواز می خوانم
خورشید آتشگون
اندک اندک غروب می کند
شب به پایان می رسد.
سکوت فاصله ها را شکسته بود
در مقابل آینه خودی تازه یافتم
اما افسوس،
آواز من فضا را نمی شکافت
روحم ناگهان غمگین شده بود
حتی بلبل نیز
از آواز دست کشیده بود.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۲۶ - ۱۳۹۹/۰۸/۰۱
آه ای شاعران چی می گی آخه عزیز جان ؟ این شد حرف این شد کار روزا چرت نزن شبا بتونی بخوابی اینقدر هم با اون آینه لکنته ور نرو می اندازی می شکنی کلی پولشه
۰
۰

یادداشت

بیشتر
یک افسوس همیشگی

یک افسوس همیشگی

سینماگرانی که بیانیه محکومیت ترور شهید فخری‌ زاده را امضا کرده‌اند و نیز تمام آنهایی که نتوانستند آن را امضا کنند، بدون تردید باور دارند که ترور در هر شکلی محکوم است، چه رسد به ترور بزرگمردی که خدمات ارزنده‌ای به کشور داشته و فردی موثر بوده است.

هنرمندی تمام‌ قد

هنرمندی تمام‌ قد

از دست دادن هر هنرمندی سخت است و دردناك و دیروز غم از دست دادن زنده‌یاد پرویز پورحسینی همه را متاثر و غمگین كرد.

تدبیر و توکل در تحریم

تدبیر و توکل در تحریم

«دوستانت را نزدیک خودت نگه دار و دشمنانت را نزدیک‌تر»، با این‌که این عبارت را منسوب به چرچیل می‌دانند، ولی خلفای عباسی بیش از هزار سال پیش آن را زندگی کردند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر