مرد شاکی در تشریح ماجرا به قاضی صابری زفرقندی گفت: چند روز پیش ، قصد رفتن به مشهد را داشتم ، وقتی وارد پایانه داخلی چهارم شدم ، کیفم را در قسمت بازرسی اموال گذاشتم و دقایقی بعد، وقتی قصد برداشتن کیفم را داشتم ، پی بردم که به سرقت رفته است.
روز بعد مردی با منزلم تماس گرفت و با معرفی خود به عنوان افسر پلیس ، بیان کرد که سارق کیفم دستگیر شده است و اگر رمز کارت اعتباری ام را به وی بگویم ، تا چند ساعت دیگر، مدارکم را تحویل می دهد، اما خبری از آن مرد نشد. وقتی به بانک مراجعه کردم ، فهمیدم که تمامی پولهای حسابم به سرقت رفته است.
با اطلاعاتی که این مرد در اختیار سرپرست دادسرای فرودگاه تهران قرار داد، پرونده برای ادامه تحقیقات بیشتر در اختیار بازپرس رودگر، رئیس شعبه دوم دادسرا قرار گرفت و با دستور وی ، ماموران اداره آگاهی فرودگاه ، تحقیقات خود را برای یافتن سارق مامورنما آغاز کردند.
در ادامه این تحقیقات ، شکایت های مشابه دیگری هم از سوی شهروندان در مرکز پلیس مطرح شده است.
بنابراین ماموران با اطلاعاتی که از مالباختگان به دست آوردند، در قالب 2تیم عملیاتی ویژه به سرپرستی سروان عرب و ستوان باقری ، تحقیقات گسترده ای را آغاز کردند تا این که پی بردند مرد ناشناسی هر چند روز یک بار حوالی فرودگاه با یک دستگاه موتور سیکلت پرسه می زند و پس از خارج شدن وی از آنجا، شهروندان برای شکایت به مرکز پلیس می آیند.
ماموران که احتمال می دادند حلقه گمشده پرونده ها به این مرد ناشناس ختم می شود، محله هایی را که احتمال تردد وی می رفت ، به طور نامحسوس زیر نظر گرفتند و پی بردند وی غلامرضا نام دارد و در یک شرکت ساخت موتورسیکلت در شهر قم کار می کند.
به این ترتیب ، ماموران با کسب مجوز قضایی به محل کار وی اعزام و 2روز پیش موفق به دستگیری او شدند.
با انتقال این مرد به اداره آگاهی فرودگاه تهران ، وی در بازجویی های پلیسی به سرقت از شهروندان تهرانی اعتراف کرد.
اعتراف مرد سارق
مرد سارق در اظهاراتش گفت: من مواد مخدر (کراک) استفاده می کردم. هزینه تامین مواد، برایم سخت شده بود، بنابراین هر چند روز یک بار پس از پایان کارم در شرکت موتورسای ، به تهران می آمدم و اطراف فرودگاه پرسه می زدم و در یک لحظه با استفاده از غفلت مسافران ، کیف آنها را به سرقت می بردم و با منزل آنها تماس می گرفتم و با معرفی خود تحت عنوان مامور، آنها را فریب داده و شماره کارت اعتباری آنها را به دست می آوردم و بعد یک قرار صوری با سوژه هایم می گذاشتم و پیش از آن که آنها از هویتم مطلع شوند، پولهایشان را از حساب بانکی شان به سرقت می بردم.