خمیازه های کشدار در کلاس افتخارات کهن

تاریخ ، ظاهرا گذشته را در بر می گیرد اما در واقع ، سازنده حال ماست و چشم انداز آینده را رقم می زند. آشنایان به تاریخ ، سنت های شکست و پیروزی را بهتر می شناسند و دارندگان بینش تاریخی ، در فهم و درک وضعیت کنونی ، کامیاب ترند.
کد خبر: ۱۲۶۸۵۸

نگرش تاریخی ، انسان را در کسب هویت جمعی و حس ملی یاری می دهد و در مقابل تهاجم فرهنگی دیگران ، استوارتر می سازد. به همین دلیل است که کشورهای جهان به تاریخ و آموزش تاریخ ، بهای زیادی می دهند و حتی کشورهای فاقد تاریخ قابل اعتنا و افتخارآمیز ، دست به تاریخ سازی می زنند تا امکان لازم برای ایجاد احساس ملی را برای شهروندان خود فراهم کنند.

کارکردهای ذکر شده ، استعداد تاریخ را نشان می دهد اما بدین معنا نیست که بدون تمهید مقدمات و تهیه لوازم و برنامه ریزی درست ، تاریخ خودبخود چنین نتایجی را به بار می آورد. رسیدن به وضعیتی که تاریخ و علم و درس آن ، کارکرد مطلوبی داشته باشد به عوامل گوناگونی وابسته است که یکی از مهمترین آنها ، برنامه ریزی درس تاریخ در نظام آموزش رسمی (از ابتدایی تا دانشگاه) است.
آنچه در این نوشتار درصدد بررسی آنیم ، وضعیت کنونی درس تاریخ در نظام آموزشی است که در ضمن آن ، هم به نقد و بررسی آسیب های موجود می پردازیم و هم راه حل های احتمالی را مورد توجه قرار خواهیم داد و امیدواریم در مجموع ، مفید و موثر واقع شود.

فقدان منشور ملی تدوین تاریخ ایران

در چند سال گذشته کتابی در دو جلد و چند صدصفحه باعنوان «استانداردهای ملی برای تاریخ ایالات متحده  National Standards For United States , s History» نوشته شده است. در نوشتن این کتاب ، دهها تن از اساتید تاریخ و صاحبنظران مسائل اجتماعی و تربیتی به همراه دهها موسسه و شورا و انجمن مربوط به تحقیقات و برنامه ریزی تاریخ ، مشارکت داشتند. در تدوین این استانداردها ، قواعد ، اصول و مبانی علم تاریخ ، فلسفه تاریخ ، مصالح ملی ، اصول تربیتی ، شرایط جهانی ، آینده نگری ، و... مدنظر بوده است. همه این موارد به منظور دستیابی به شرایطی که تحقق منافع ملی و تربیتی را ممکن و نیز حضور موثر در دنیای آینده (قرن 21) را توام با آمادگی و استعداد سازد ، تدوین شده است. (سرمقاله رشد تاریخ - شماره 2)
در ایران و در جمهوری اسلامی ، جای چنین کتاب و چنین استانداردهایی خالی است و حتی در سطوح پایین تر و در حد دستگاه آموزش رسمی کشور نیز چنین پدیده ای مشاهده نمی شود. در واقع یکی از اساسی ترین نیازهای نظام آموزشی کشور ، داشتن منشوری است که دستکم مطابق آن معلوم باشد اهداف اساسی این رشته چیست؛ درباره رخدادهای تاریخ ایران ، چگونه باید ارزیابی و قضاوت کرد؛ چه موضوعاتی از رخدادهای پرحجم تاریخ جهان ، تاریخ اسلام و تاریخ ایران باید به دانش آموزان آموخته شود؛ رویکرد آموزشی ، چگونه باید باشد؛ استفاده از مباحث تاریخی برای ایجاد حس ملی ، غرور و افتخار نسبت به گذشته ، وحدت ملی و... چگونه باید صورت گیرد؛ جایگاه درس تاریخ در میان دروس دیگر کدام است؛ مدرسان و معلمان تاریخ باید از کدام توانمندیها و صلاحیت ها و علائق برخوردار باشند؛ کدامین فعالیتها و مهارتها باید در درس تاریخ مورد توجه باشد؛ و دهها موضوع دیگر که جز در یک «منشور ملی تاریخ ایران» قابل طرح نیست.
این را نیز بیفزاییم که «در یک نگرش بلند و کلی و به نحو نظری لازم است میان برنامه های توسعه اجتماعی و آرمانهای یک جامعه ، رابطه ای شناسایی شود و این بر عهده مورخان است. در تمامی جهان نیز چنین مباحثی را فیلسوفان تاریخ یا مورخان بزرگ انجام می دهند زیرا طرح آن و اثبات آن اساسا با رجوع به سیر تاریخی یک ملت و چگونگی تکوین موقعیت فعلی آن امکان پذیر است. دیگر کسانی که به مهندسی اجتماعی می پردازند مانند جامعه شناسان ، برنامه ریزان و امثال آن ها ، برنامه های کوتاه و حداکثر میان مدت را می توانند محاسبه و طراحی کنند و دست اندرکاران ، مجریان چنین برنامه هایی خواهند بود. صرفا اهل تاریخ هستند که با بررسی ادوار طولانی و بلندمدت گذشته یک ملت می توانند به مدد خرد الهام گرفته از تاریخ ، آینده را در افق های نه چندان روشن آن مطرح سازند.» (سرمقاله رشد تاریخ - شماره 7)
رسیدن به چنین جایگاهی ناشدنی است مگر آن که پیشتر تکلیف منشور ملی تاریخ کشورمان روشن شده و تاریخ و مورخان ، جایگاه واقعی خود را یافته باشند که اکنون چنین نیست.

کمبود برنامه راهگشا برای درس تاریخ

در 8 سال گذشته در برخی از حوزه ها، تحولی برای بهره گیری بهتر از مقوله تاریخ مشاهده می شود. یکی از این تحولات ، فهم بهتر و وسیع تر جایگاه علم تاریخ در میان مسوولان و دست اندرکاران و برنامه ریزان درسی است. امروزه نسبتا فهمیده می شود که نوگرایی دنیای جدید و دستیابی به پیشرفت های بزرگ علمی و صنعتی ، با اتکاء به علم تاریخ بوده است زیرا با تحول در دانش و بینش دنیای جدید در باره تاریخ بود که راه برای نوگرایی گشوده شد. اینک کاملا واضح شده که میان تاریخ و تربیت ، رابطه جدی وجود دارد و یکی از بهترین ابزارها و شیوه های تعلیم و تربیت ، بهره گیری از تاریخ است. میان تاریخ و سیاست هم رابطه جدی وجود دارد و یکی از دانش های مورد نیاز فرمانروایان ، تاریخ است. میان تاریخ و اخلاق و نیز تاریخ و جامعه ، رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد زیرا هویت جمعی و نیز مجموعه منش فردی و عملی مردم ، بشدت وابسته به تاریخ هر ملت است. شناخت این چنینی مقوله تاریخ ، ایجاب می کند که در بهره گیری از تاریخ ، تحولی جدی ایجاد شده و با بررسی ضعف های موجود ، راهکارهای کارآمد و موثری در این زمینه پیدا شود.
در شورای برنامه ریزی گروه تاریخ دفتر برنامه ریزی و تالیف کتاب های درسی ، در 8 سال گذشته یک گام مهم در زمینه تهیه منطقی تر محتوای درس تاریخ برای مقطع متوسطه برداشته شد و آن تهیه «راهنمای برنامه درس تاریخ در دوره متوسطه» (رشته ادبیات و علوم انسانی) است. مطابق این برنامه ، ابتدا اهداف کلی درس تاریخ در دوره متوسطه در سه حیطه شناختی ، حیطه نگرشی و ارزشی و حیطه مهارتی مشخص می شود. سپس این اهداف براساس پایه های مختلف ، جزئی می شوند. در مرحله بعد ، چگونگی دستیابی به اهداف کلی و جزئی فوق ، بیان شده و در نهایت ، محتوای متناسب تولید می شود. این روند با ارائه جداول وسعت و توالی محتوای درس تاریخ براساس موضوعات و مفاهیم اساسی ، تکمیل شده و در ادامه ، راه های یادگیری و یاددهی و نیز روش ها و ابزارهای ارزشیابی از آموخته های دانش آموزان ، مورد توجه قرار می گیرد. تهیه این طرح کلی ، گام مثبتی است ولو آن که کامل نباشد و برای همه مقاطع طراحی نشده باشد. طبعا برنامه ای عمل کردن ولو آن که آن برنامه کامل نباشد ، بهتر از بی برنامه بودن است. در عین حال باید از نبود یک برنامه راهگشا برای درس تاریخ در کلیت نظام آموزشی ، انتقاد کرد. برنامه ای که مشخص کند در آموزش درس تاریخ از مقطع ابتدایی تا دوره دانشگاه ، چه اهدافی مدنظر است ، در هر مقطع و هر پایه درسی چه هدف هایی باید مورد توجه باشد، کدام محتوا برای دستیابی به اهداف تعیین شده باید تولید شود ، از چه روش ها و ابزاری باید برای آموختن بهره گرفت ، رویکردهای اساسی در تولید محتوا و شیوه آموزش ، کدام باید باشد و دهها موضوع دیگر که باید در یک برنامه جامع ، چهارچوب آن مشخص شود.
با وجود یک برنامه راهگشا - همان گونه که برنامه ریزان خود اذعان کرده اند (ص 2 جزوه راهنمای برنامه درسی...) - دستکم تغییرات مهم زیر ایجاد خواهند شد:
اولا مجموع برنامه درسی تاریخ در مجموعه نظام آموزشی در یک قالب واحد در نظر گرفته می شود به گونه ای که میان بخش های آن در مقاطع و پایه های مختلف تحصیلی ، ارتباطی منظم و ساختاری روشن و منسجم برقرار می شود (ارتباط عمودی) و در عین حال رابطه این برنامه با برنامه های درسی دیگر بویژه در زمینه هایی چون تاریخ ادبیات ، متون ادبی ، جغرافیا ، دینی و جامعه شناسی قبل از اجرا مشخص می شود (رابطه افقی).
ثانیا جامع نگری نسبت به همه عوامل موثر در آموزش تاریخ مورد توجه قرار می گیرد و از قبل به طور همزمان ، جایگاه و ضوابط و اصول تالیف کتاب ، آموزش معلمان ، روش های تدریس ، روش های ارزشیابی و وسایل و امکانات مورد نیاز مشخص می شود.

ضرورت ایجاد تحول در برنامه ریزی درسی

علاوه بر نیاز اساسی به برنامه ای کردن همه مقولات مرتبط با درس تاریخ ، ضروری به نظر می رسد که اساسا در برنامه ریزی درسی از جمله برنامه ریزی درس تاریخ ، تحول بنیادین ایجاد شود. در این زمینه اولا باید به وضعیت علمی و صلاحیت های مهارتی و نگرشی برنامه ریزان درسی توجه مضاعف شود. ثانیا باید در برنامه ریزی درسی ، به همه عوامل و ارکان (از قبیل معلم ، کتاب درسی ، روش ها و ابزارها، دانش آموز و...) به طور یکجا توجه شود و تصمیم گیری درباره هر یک از آنها، توام با توجه به بقیه باشد. ثالثا باید در رویکردهای اساسی به درس تاریخ ، تحول ایجاد شود.

تدریس با استفاده از اماکن تاریخی


یکی از روش های جذاب تدریس ، استفاده از فضاهای تاریخی است. در بسیاری از شهرها، می توان موزه ها و اماکن تاریخی متعددی را سراغ گرفت و از امکانات آنها برای جذاب کردن آموزش تاریخ و انتقال ملموس و آسان اطلاعات استفاده کرد. البته همه دانش آموزان نمی توانند در اماکن مهم تاریخی نظیر تخت جمشید و ارگ بم و... ، حضور یابند یا از موزه ایران باستان و موزه عبرت و... دیدن کنند اما در بسیاری از شهرها ، اماکنی در سطحی پایین تر از نظر اهمیت تاریخی و نمایشگاههایی با وسعت کمتر از موزه ها ، وجود دارند یا می توان ایجاد کرد و دانش آموزان را برای بازدید به این اماکن برد و جذابیت درس تاریخ را افزون کرد

در این باره توجه به نکات زیر ضروری است:
الف - برنامه ریزان کنونی درس تاریخ ، متخصصان مجرب این امر نیستند و رویکردهای نوین در این رشته را نمی شناسند. برخی از افراد و کارشناسان تاریخ در دفتر برنامه ریزی ، خود اذعان دارند که در طول دوره تحصیل ، هرگز در مورد برنامه ریزی درسی و سازماندهی محتوا و تالیف کتب درسی ، آموزش خاصی ندیده اند و صرفا در عمل ، در زمینه برنامه ریزی درسی ، تجاربی کسب کرده و احیانا آموزش های چند روزه ای دیده اند (مسعود جوادیان در گفت وگو با دکتر احمدی - رشد تاریخ / شماره 5)
ب - از نظر برخی از منتقدان ، در حال حاضر مولفان و مجریان و دیگر دست اندرکاران برنامه های درسی از هم دورند و فعالیت های بخش های مختلف مرتبط با برنامه ریزی درسی (دفتر انتشارات کمک آموزشی - دفتر تکنولوژی آموزشی - ضمن خدمت - اداره کل سنجش و ارزشیابی تحصیلی - و...) ، به صورت جزایر دورافتاده و بی ارتباط با یکدیگر صورت می گیرد. باید شورای برنامه ریزی درسی با حضور کارشناسان برنامه ریزی ، کارشناسان محتوا ، روانشناسان مجرب ، دست اندرکاران اجرایی برنامه ها ، کارشناسان ارزشیابی ، کارشناسان بخش فن آوری ، مسوولان تربیت معلم ، مسوولان ضمن خدمت و دیگر بخش های مرتبط ، تشکیل شود و همه جوانب کار از ابتدا تا انتها مورد توجه قرار گیرد و با تقسیم کار مناسب و زمینه سازی های دقیق ، فاصله میان برنامه ریزی های صورت گرفته (برنامه قصد شده) با آنچه در عمل در مدارس اجرا می شود (برنامه اجرا شده) ، کم شود.
ج - رویکرد حاکم بر برنامه ریزی درسی ما ، رویکرد جزئی نگری برخاسته از نگرش رفتارگرایی در تعلیم و تربیت است. مطابق این رویکرد ، محتوا به صورت مفاهیم جزئی محرک - پاسخ در کتابها چیده می شود. برای این کار ، هدف باید از قبل تعریف و بر مبنای انتظاراتی که در پایان درس از یادگیرنده ها داریم ، در قالب هدف های رفتاری تنظیم شود. این رویکرد جزئی نگر و حافظه مدار عملا برنامه درسی ، روش های آموزشی و امتحانات مدارس ما را تحت تاثیر قرار داده است.
در مقابل این رویکرد ، از دهه 60 میلادی به این طرف رویکرد فرایند محوری مورد توجه قرار گرفته است. در این دیدگاه به جای انتقال انبوه گسترده ای از مفاهیم جزئی ، کلیات به دانش آموزان منتقل می شود ، راه های بهتر یادگیری به آنان آموزش داده شده و پژوهش و حل مساله به دانش آموزان آموخته می شود.
کارشناسان معتقدند که حرکت به سوی تعلیم و تربیت فرایند محور باید در تمام عرصه های برنامه ریزی درسی و به تبع آن روشهای تدریس و ارزشیابی تحصیلی دانش آموزان و امتحانات ورودی دانشگاهها به صورت جدی آغاز شود.

ضرورت تقویت جایگاه درس تاریخ

یکی از مهمترین نقایص دستگاه رسمی آموزش و پرورش ایران هم در رژیم گذشته و هم در جمهوری اسلامی ، پربها دادن به دروس مرتبط با علوم پایه ، علوم تجربی ، علوم ریاضی و علوم پزشکی و بی بها کردن علوم انسانی است. البته آن دسته از علوم انسانی که جنبه کاربردی بیشتری دارند - نظیر اقتصاد ، مدیریت و... - به اقتضای نیاز اجتماعی ، تقویت شده اند اما همچنان برخی از رشته های درسی ، قدر و جایگاهشان ، پایین و دون شان حقیقی آن علم است. تاریخ ، یکی از این دروس علوم انسانی است که اساسا به آن توجهی در خور نمی شود و به همین دلیل ، دستیابی به اهداف این رشته درسی ، میسر نشده است.
برای شناخت دقیق تر جایگاه این رشته ، توجه به نکات زیر مفید است:
- برخی از دروس در نظام آموزش رسمی کشور، «دروس مادر» قلمداد می شوند که تاریخ ، ادبیات و علوم دینی و اعتقادی از مهمترین آنهاست. این دروس ضمن آن که در شکل گیری شخصیت افراد جامعه تاثیر دارند ، در انتقال فرهنگ ، ارزشها و آرمانهای ملی یک قوم ، نقش بنیادی ایفا می کنند.
- شکل گیری ملت ، به سرنوشت مشترک ، اعم از موفقیت ها و شکست های مردم یک سرزمین وابسته است و این نیز یک امر تاریخی است. آموزش تاریخ در شکل دادن به هویت فرهنگی و ایجاد وحدت ملی کمک شایانی می کند.
- کم توجهی به تاریخ ، از عوامل مهم موفقیت تهاجم فرهنگی است زیرا اگر ملتی ، تاریخ و گذشته خود را نشناسد و از هویت ملی و اعتقادی متکی به یک تاریخ مشترک ، برخوردار نباشد ، سریعتر و آسان تر به سوی فرهنگ مهاجم تمایل پیدا می کند و حتی تسلیم آن می شود.
- دبیران تاریخ ، لشکریان و مرزبانان هویت و حقانیت مرزهای یک ملت و میراث های فرهنگی ، ملی و مفاخر و مشاهیر آن هستند و این نیز به توانایی درس تاریخ باز می گردد.
- «حس تاریخی» ، نقش بسیار مهمی در «بقای ملت ها» و نیز «پیشرفت انسانها» داشته است. اگر ملتی فاقد حس تاریخی باشد یا حتی این حس در آن ضعیف شده باشد ، در معرض خطر قرار می گیرد و یا عقب مانده می شود. حس تاریخی به ملت کمک می کند تا فرصت های پیشرفت را دریابد و در هر اقدام و عمل خویش ، آگاهی و اشراف لازم را برای سنجش آن عمل و تاثیرش بر آرمان ملی خویش ، به دست آورد... ملت ما و دیگر ملت های بزرگ جهان به اتکای همین حس تاریخی است که در تاریخ دوام آورده اند و در برهه هایی ، صاحب آوازه و افتخار شده اند. تضعیف این حس را باید خطری جدی در حیات عالی هر کشور دانست. (رشد تاریخ - سرمقاله شماره - 18) کارکرد تاریخ شباهت تام و تمامی به امنیت و سلامت دارد که تا وقتی هست ، کسی متوجه حضور و اهمیت آن نیست و با زائل شدن آن است که ضرورت آن محسوس می شود.
- بحران هویت ، بحران ارزش ها ، بحران فرهنگ ها ، بحران جهانی شدن ، بحران رسانه ها ، بحران خرده فرهنگ ها و مانند آنها ، با بهره گیری از تاریخ اگر مرتفع هم نشود ، کاهش اساسی می یابد.
- بدون عشق و علاقه و مهر وطن ، جوانان مهیای خدمت به آن و فداکاری در راه آن نمی شوند. درس و معلم تاریخ در کشورهای جهان ، برای تقویت و تعمیق علاقه مندی به وطن مورد توجه هستند.
- در جوامع پیشرفته ، دانش و بینش تاریخی ، جزئی غیر قابل انکار از فرهنگ با تمامی معنا و مفهوم آن به شمار می آید. به همین دلیل ، علاقه مند ساختن کودکان و نوجوانان و جوانان و به طور کلی همگان به تاریخ ، از اهمیت خاصی برخوردار است... در فرایند فرهنگ سازی و فرهنگ پذیری جامعه ما نیز تاریخ باید جایگاهی بس مهم و ارزشمند داشته باشد. این امر فراتر از درس تاریخ در مدرسه هاست و باید در سطحی وسیع و به نحوی عمومی و همگانی و به عنوان برنامه ای اساسی در برنامه فرهنگی کلان کشور دیده شود.
می توان موارد فراوان دیگری را نیز از صاحبنظران نقل کرد تا معلوم شود که تاریخ و درس تاریخ در شناخت خویش ، ساختن آینده ، استحکام وحدت ملی ، و دفاع از ارزشهای اسلامی و فرهنگی و پیشرفت و تعالی جامعه ما ، اهمیت دارد و باید به آن اهتمام بیشتری شود. اهتمام به درس تاریخ و توجه به تقویت جایگاه آن ، به عوامل مختلفی وابسته است که باید جداگانه به آنها پرداخت اما بر یکی از این ضرورت ها ، در همین جا تاکید می کنیم.
تعداد ساعات درس تاریخ و نیز میزان حجم کتابهای درسی و نیز حوزه فراگیری درس تاریخ بر گستره دانش آموزان ، باید افزایش یابد. به اعتقاد برخی از صاحبنظران ، در مقایسه کتابهای تاریخ درسی مدارس برخی از کشورها همچون کانادا ، استرالیا ، نیوزیلند ، یونان و ایتالیا با وضعیت کتابهای درسی تاریخ در ایران ، با این واقعیت شگفت انگیز روبه رو می شویم که حجم آن کتابها ، چندین برابر حجم کتابهای درسی تاریخ در کشور ما است در حالی که قدمت تاریخ ما چندین برابر برخی از این کشورها و غنای فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی هم بیش از تاریخ و فرهنگ آنهاست.
طبعا در صورت افزودن بر حجم کتابهای درسی ، ساعات درسی نیز اضافه می شود اما نکته پراهمیت دیگر، افزایش سطح فراگیری درس تاریخ از نظر رشته ها و پایه های درسی است. در وضعیت کنونی ، درس تاریخ در دوره آموزش های عمومی (ابتدایی و راهنمایی) ، ساعت و حجم متناسبی ندارد و در دوره متوسطه هم عمدتا به درس تاریخ در رشته علوم انسانی توجه می شود و در بقیه رشته ها در طول سه سال تحصیلی در مقطع متوسطه ، تنها یک کتاب تاریخ (سوم متوسطه / تاریخ معاصر ایران) وجود دارد. با توجه به اهمیت درس تاریخ و نقش آن به عنوان درس مادر ، ضروری است هم بر حجم کتابهای درسی تاریخ و هم بر تعداد ساعت این درس افزوده شده و در عین حال در تمامی رشته ها و در همه پایه های مقطع متوسطه ، درس تاریخ گنجانیده شود و حتی با تکمیل این مباحث در مقطع دانشگاه ، گامی مناسب برای تقویت و جایگاه درس تاریخ در سطح کشور برداشته شود.


علی شکوهی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها