تعلیق اختیارات کاتساف ؛ بحران در بحران

با درخواست کاتساف از پارلمان اسرائیل مبنی بر تعلیق اختیارات وی به عنوان رئیس جمهور تا زمان اثبات برائت خود از اتهام فساد اخلاقی و مالی ، بحران های داخلی این رژیم خصوصا در عرصه سیاسی وارد فاز جدیدی شده است.
کد خبر: ۱۲۴۲۶۵

تعلیق اختیارات کاتساف در حالی صورت می گیرد که انتقادها به دولت ایهود اولمرت در خصوص مدیریت جنگ 33روزه علیه لبنان به شکست اسرائیل انجامید، بالا گرفته و در روزهای گذشته دان حالوتس به دلیل فشارهای داخلی از سمت ریاست ستاد مشترک ارتش این رژیم کناره گیری کرد.
دکتر مهدی مطهرنیا، کارشناس مسائل بین الملل در گفتگو با «جام جم» بر این باور است که اولمرت درصدد است تا از طریق فرافکنی بحث کاتساف ، فشارهای موجود بر دولت خود را کاهش دهد.

بحث به تعلیق درآمدن موقت اختیارات کاتساف ، رئیس جمهور اسرائیل چه تاثیری بر فضای داخلی این رژیم خواهد داشت؛

قبل از بررسی پیامدهای تعلیق اختیارات کاتساف باید گفت آنچه امروزه در اسرائیل باید مورد توجه باشد، چالشهای درون و برون سطحی در درون رژیم صهیونیستی است. به عبارت دیگر، تل آویو از یک سو با معضل تحول پساصهیونیسم ، مهاجرت معکوس و همچنین مسائل امنیتی ناشی از شکل گیری روندهای ملت محور در جغرافیای خاورمیانه مواجه است ، از سوی دیگر فشارهای ناشی از شکست های پی در پی این رژیم در منطقه که به دلیل عدم دسترسی به آمال و آرزوهای تعریف شده که اساسا هویت اسرائیل در آنجا استوار است به شدت در حال افزایش است. لذا شکست اسرائیل در جنگ 33روزه و تلاش ایالات متحده برای تحدید رژیم مذکور در درون مرزهای تعریف شده در چارچوب نقشه راه صورت می گیرد. رویکرد جدید واشنگتن در قرن جدید میلادی که به نوعی شکل گیری دولت یا تشکیلات خودگردان را مورد تاکید قرار می دهد این موضوع باعث شده که ساختار متصلب اسرائیل از تزلزل درونی و برونی در رنج باشد.
در این چارچوب است که کنشگران اصلی در این صحنه در درون این چالش ها با بحران های جدی روبه رو می شوند. پس از کناره گیری دان حالوتس ، در شرایط فعلی شاهد فرافکنی دولت اولمرت در ارتباط با کاتساف هستیم. لذا یک جریان سازی متقابل روانی در حال مدیریت است تا افکار عمومی در سطح درونی و برونی اسرائیل را منحرف کرده ، از سطح فشارها بر دولت اولمرت کاسته شود.

شرایط کنونی اسرائیل از جمله کناره گیری دان حالوتس و تعلیق اختیارات کاتساف چه تاثیری بر سیاست های تل آویو در تقابل با مردم فلسطین و لبنان دارد؛

جابه جایی یا عوض شدن اشخاص به عنوان کنشگران عرصه سیاست ، از اهمیت ویژه ای برخوردار است . اما باید توجه داشت که در مولفه های سه گانه تاثیرگذاری قدرت مانور کنشگران در کنار خطمشی ها و ابزارها مطرح می شود که به نظر می رسد، اسرائیل پس از شکست در جنگ سی وسه روزه در پی بازآفرینی نیروهای مدیریت کننده بحران حاصل از این شکست هستند تا بتوانند از طریق تغییر و تحول کنشگران به جبران مافات بپردازند. اما مسلم است که بافت موقعیتی ناشی از پیروزی حزب الله و فشار روانی ناشی از این پیروزی بر اسرائیل بیش از آن است که با تغییر در این چارچوب بتواند نتایج مطلوب را به دست آورند. به عبارت دیگر اسرائیل از منظر درونی با چالش های عمده ای روبه رو شده و از منظر منطقه ای نیز مسایل حادی را در پیش رو دارد که با عوض شدن یک فرد نمی توان آن را حل شده انگاشت . بنابراین به رغم آن که اسرائیل خواستار تقویت اراده برای سرکوب مقاومت است ، واجد مختصات اساسی در تقویت چنین رویکردی خواهد بود. اما بیم آن می رود در این وضعیت ناامیدکننده ، اسرائیل تحرکاتی نامعقول از خود بروز دهد که بیش از همه امنیت جهانی باید بهای آن را بپردازد.

برخی معتقدند که بحران های داخلی اسرائیل می تواند حاکمیت را در این رژیم مخدوش کند. جنابعالی آیا این برداشت را می پذیرید یا بر این باورید که این بحران ها را در چارچوب فراز و نشیب های سیاسی باید ارزیابی کرد؛

اسرائیل یک رژیم میلیتاریستی است که به مثابه یک پادگان بزرگ در پی ملت سازی است ، لذا پیش از آن که تکوینی باشد، تاسیسی است. از این رو، بحران های گریبانگیر اسرائیل را باید در چارچوب ساختار تاسیس اسرائیل ارزیابی کرد.لذا می توان گفت که نظریه دوم قابل تاکید است. در نظریه دوم این بحران ها در وضعیت های تاریخی بوجود می آید و با فشارهایی که در طول تاریخ آثار خود را نشان می دهند، مدیریت می شوند. لذا باید گفت که این بحران ها اگر چه حاکمیت اسرائیل را مخدوش نمی کند اما حکومت را در این رژیم در دراز مدت تضعیف و هزینه های حامیان جهانی اسرائیل را افزایش خواهد داد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها