داستان این کتاب در سال ۱۹۳۹ آغاز میشود. داستان پسر 21 سالهای به نام ریل است که در میسیسیپی با چهار خواهر و برادر کوچکتر و والدینش، کوئین و برینی زندگی میکند. یک شب، کوئین، که باردار است دچار درد زایمان میشود. همسرش او را به بیمارستان میبرد در همین فاصله، گروهی از پلیسها ریل و خواهر و برادرهایش را به زور میگیرند. بچهها به یتیم خانهای منتقل میشوند که توسط سه زن بیرحم اداره میشود، خانم تان، خانم مورفی و خانم پولنیک. ابتدا ، بچهها فکر میکنند به زودی نزد پدر و مادر خود برمیگردند اما متوجه میشوند که ممکن است هرگز والدین خود را نبینند. در یتیمخانه هر یک از کودکان با سوءاستفاده، بیتوجهی و سوء تغذیه روبهرو میشوند.