حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
دوستان مینا سعی میکنند او را آرام کنند تا بگوید چه اتفاقی برایش افتاده است. زن جوان نفسی چاق میکند و با همان اضطرابی که دارد، میگوید: «در یکی از صفحات، لباس بچه میفروختند و پس از پسندیدن لباس، پول به حساب صاحب صفحه واریز کردم و به او گفتم شوهرم شب به خانه برمیگردد و پس از دیدن لباسها، باز هم سفارش به او خواهم داد. زن فروشنده هم که کلمه عزیزم و جانم از دهانش نمیافتاد، خیلی استقبال کرد و قرار شد شب به او خبر بدهم. شب دوباره از صاحب همان صفحه اینستاگرامی، قیمت دو عینک آفتایی را پرسیدم که با بیحوصلگی گفت من حوصله چک و چانه زدن ندارم، 52 تومان است. اگر خریداری، پول واریز کن. نیستی، وقتم را نگیر. بقیه منتظرم هستند. پشیمان شدم و از او خواستم تا لباس چهارخانهای که انتخاب کرده بودم را برایم بفرستند. گفت فروشی نیست و رنگ دیگری انتخاب کن. هرچقدر گفتم همان لباس را میخواهم، زیر بار نرفت و گفت اگر یک کلمه دیگر حرف بزنی، بدجور حالت را میگیرم. گفتم پولم را پس بده، حرامخور نباش. قبول نکرد و گفت یا رنگ دیگری از لباس را انتخاب کن یا قید پولت را بزن. چیزی نمانده بود سکته کنم. شوهرم که کنارم بود و حال و روزم را میدید، گفت فدای سرت از پولت بگذر. بعد هم فروشنده از همه جا مسدودم کرد تا دیگر به او دسترسی نداشته باشم. امیدوارم خدا جوابش را بدهد.»
مریم هم که یکی دیگر از زخمخوردگان کلاهبرداران اینستاگرامی است، میگوید: «یکی از صفحات حامی حیوانات مدعی بود در ازای واریز هزینه پیک، پرنده رایگان برایمان ارسال میکند. یک پرنده انتخاب و 60 هزار تومان برایش واریز کردم، اما پرنده را برایم نفرستاد. هر چقدر به او پیام دادم، جوابم را نداد و بعد هم مسدودم کرد. خدا را خوش نمیآید با این زحمت پول دربیاوریم که آخرش این بیخبر از خداها اینطور سرکیسهمان کنند.»
نازنین هم لباس سفارش داد و لباس هم برایش ارسال شد، اما پر از ایراد بود. او وقتی به زن فروشنده اینستاگرامی اعتراض کرد که لباس ارسالی مشکل دارد، این جواب را شنید: «همینه که هست. لباس دیگری نداریم. هر جا که میروم، نام صفحهاش را مینویسم تا دیگران فریبش را نخورند.»
آدرینا، دختر جوان دیگری است که تصمیم گرفت از یکی از فروشندگان صفحات اینستاگرامی، صفحه
پر دنبال کننده ای خریداری کند. او میگوید: «400 هزار تومان بابت خرید صفحه به حسابش واریز و فیش را برایش ارسال کردم. بعد از آن گفتم صفحه را بده. خندید و گفت نمیدهم. برو هرجایی که دوست داری شکایت کن. بعد از تحقیق متوجه شدم شماره حسابی که به من داده است، متعلق به خودش نیست و مربوط به یک سایت شرطبندی است و از آن طریق پول مرا برداشت کرده است. این جز ردگم کنی و پولشویی معنی دیگری میدهد؟»
لیلا حسین زاده
تپش
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....