حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
دکمه دستگاه نوبتده را فشار میدهد و از دستگاه یک شماره میگیرد. روی برگه نوشته است که ۴۹ نفر پیشتر از او در نوبتند. تصمیم میگیرد به شعبه دیگری از بانک مراجعه کند، اما ناگهان یکی از همسایگانش را میبیند. میایستد و با او سلام و علیک میکند. خانم همسایه به او میگوید دو نفر دیگر نوبت اوست و او دو شماره گرفته است و از او میپرسد آیا میخواهد یکی از شمارهها را به او بدهد؟ خانم رسولزاده میگوید بلی و شماره دوم را از خانم نادری میگیرد و زودتر از ۴۶ نفری که از او جلوترند است عملیات بانکیاش را انجام میدهد و بیرون میرود. در بیرون باران شدیدی میبارد. مسافران در کنار خیابان ازدحام کردهاند و تاکسیها آنها را سوار نمیکند. خانم رسولزاده به یک تاکسی که بیاعتنا به انبوه مسافران، دنبال مسافر دربستی میگردد میگوید دربست. وقتی راننده شیشه را پایین میدهد، به او میگوید: 50 تومن ونک و سوار میشود. تاکسی کمی جلوتر در بزرگراه مدرس به ترافیک سنگین میخورد. خانم رسولزاده به راننده تاکسی میگوید تاکسی را به خط امداد هدایت کند و از کنار ماشینهای متوقفشده برود و 20هزار تومان کرایه اضافه بگیرد. راننده تاکسی همینکار را میکند و در انتهای ترافیک با گردشی هنرمندانه تاکسی را به مسیر اصلی بازمیگرداند. در میدان ونک خانم رسولزاده از تاکسی پیاده میشود وارد شرکت محل کارش میشود. تنی چند از مراجعین را مشاهده میکند که پشت در اتاق وی منتظر آمدن وی هستند. خانم رسولزاده بیاعتنا به مراجعین وارد اتاقش میشود و در را میبندد و پشت میزش مینشیند و از داخل فلاسکی که مستخدم شرکت روی میز وی گذاشته یک لیوان آب جوش میریزد و یک قهوه فوری درست میکند. سپس روزنامه آنروز را که مستخدم شرکت روی میزش گذاشته برمیدارد. نخست تیتر اخبار را از صفحه نخست میخواند سپس روزنامه را برمیگرداند و به مطالعه مطالب صفحه آخر روزنامه مشغول میشود... .
خب خانم رسولزاده، خوب گیرت آوردم. چرا شما شعور ندارید؟ آنهمه آدم در بانک، آنهمه خودرو در ترافیک و حالا اینهمه آدم در شرکت. آیا فکر میکنید چون پول دارید به شعور نیاز ندارید؟ کاری نکنید تا بقیه اعمال ضدفرهنگی و ضدمردمیتان و حتی آن فساد مالیتان را در همین ستون افشا کنم... .
خانم رسولزاده روزنامه را تا میکند و روی میز میگذارد. تلفن را برمیدارد و به مستخدم شرکت میگوید از فردا بهجای روزنامه جامجم روزنامه [...] را بخرد و قهوه فوریاش را هورت میکشد!
امید مهدینژاد
طنزنویس
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....