امروز میشود با دلی آرام و حالی خوش نشست و دعای عرفه خواند. بعد هم حسرت خورد به حال آنها که این روز را در صحرای عرفات میگذرانند و ما اینجا... یا مثل نگارنده گوشه خانه یا مثل خیلیهای دیگر در دعاخوانیهای جمعی. حالا هر جا که بودید و در این روز مبارک نیایش و دعا خواندید، ما را یادتان نرود.
امروز رفتهایم سراغ عید قربان. یکی از مینیاتورهای زیبای استاد محمود فرشچیان با نام «آزمون بزرگ»؛ اثری که در آن حضرت ابراهیم را میبینیم که خنجر به سمت گلوی فرزندش اسماعیل میبرد تا به امر خداوند قربانیاش کند. فکر کردن به این موضوع هم حال آدم را دگرگون میکند. هر کسی که نه میتواند ابراهیم باشد و نه اسماعیل. اثر فرشچیان این مقام ابراهیم و اسماعیل بودن را چه خوب به تصویر کشیده است. جلیل جوکار از استادان و پژوهشگران عرصه مینیاتور آزمون بزرگ فرشچیان را به عنوان یک اثر هنری بررسی کرده است؛ بررسیای که میتواند در درک بهتر تابلو هم ما را یاری کند. در همین صفحه این مطلب را بخوانید.
در همین صفحه 9 خودمان هم رفتهایم سراغ علی میری، تصویرگر ایرانی که آثار نوستالژیکش نه فقط ما که خیلیها را در کشورهای همسایه و حتی آسیای میانه و دور و همچنین کشورهای شمال آفریقا تحت تاثیر قرار داده است. زینب مرتضایی فرد با او درباره تصویرسازیهایش حرف زده تا ببیند او چه مسیری را طی کرده و به چه دلیل این آثار خاطره انگیز را خلق میکند.
در صفحه 10 آذر مهاجر این بار به جای پرداختن به کاغذ رفته سراغ یک اتفاق تلخ که البته بخشهای شیرینی هم دارد. ماجرای کتک خوردن جهانگرد آلمانی در یکی از شهرهای شمالی ایران، هر چند بسیار ناراحتکننده است اما او در ادامه سر از آموزشگاه موسیقی مانی رهنما درآورده و آنجا پیانو هم نواخته است. بخوانید و ببینید چه خبر بوده است.
علی رستگار ما را که میشناسید، موجسواری روی حاشیههای سینما را خوب بلد است. موجسواری نه از نوع منفیاش... منظورمان همراهی با تمام اتفاقات سینمایی و حاشیههایی است که شاید خیلیها کمتر ببینندش یا اگر هم ببینند نگاه متفاوتی نداشته باشند. او امروز رفته سراغ ماجرای شکایت ناصر محمدخانی از فیلم «یادم تو را فراموش» و با تهیهکننده فیلم هم حرف زده است. این گزارش را میتوانید در صفحه 11 بخوانید.