با این حال بخشی از موضوع حمل و نقل عمومی سیاسی است و این کفه سیاسی معمولا بر بقیه مسائل میچربد و ناهماهنگی و ناکارآمدی در حمل و نقل کشور به وجود میآید. کمبود بودجه معمولا یک جور بهانه سیاسی است، بنابراین این کفه سیاسی، یک کفه اضافی است که در حمل و نقل عمومی غالب شده و موجب عقبماندگی آن شده است.
برای توسعه حمل و نقل عمومی راههای زیادی وجود دارد. برای نمونه در مترو با استفاده از مجتمعهای ایستگاهی میشود هزینه تونل، ریل و واگن را تامین کرد و درآمد اضافه نیز داشت به همین دلیل نبود اعتبار به نوعی بهانه سیاسی است.
این در حالی است که معمولا نگاه شهرداریها به حمل و نقل عمومی، کاسبکارانه است. در بحث قانون کاهش آلودگی هوا و واگذاری موضوع به شهرداریها شاهدیم شهرداریها به عنوان منبع درآمد به آن نگاه میکنند، نه نگاه مدیریت تقاضای سفر و کاهش آلودگی هوا. راهکار از بین رفتن مشکلات شهری این است که نگاه سیاسی بین شهرداریها و دولتها برداشته شده و به مردم بیشتر توجه شود. امروز که شهرداری تهران و دولت از نظر سیاسی با هم همسو هستند، متاسفانه با مشکل کمبود بودجه روبهرو هستیم که البته در این میان سوءمدیریت نیز به مشکلات دامن میزند، گویی مدیریت شهر را رفع تکلیف میدانیم.
هادی هاشمی
کارشناس حمل و نقل و ترافیک