حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
تنها چیزی که دیده میشد، رد لاستیکهای ماشینهای آفرود بود که از شرق به غرب و از شمال به جنوب و به صورت قطری و طولی تن زمین را زخمی کرده بودند.
گویا عزیزان نخواسته بودند بین هیچ نقطهای فرق بگذارند و تمام تلاششان را برای نابودی آن زیبایی به کار بسته بودند. همانطور که نوشتم ما برای ورود به منطقه از ماشین پیاده شدیم و باقی مسیر را پیاده طی کردیم تا کمترین آسیب را به طبیعت داشته باشیم.
اما هستند عدهای که لذت را در آسیب زدن به طبیعت میدانند و هنوز الفبای سفر مسؤولانه را یاد نگرفتهاند.
یادمان باشد ما در برابر طبیعت مسؤولیم. یادمان باشد در سفرهایمان به طبیعت تنها چیزی که به جا میگذاریم رد پایمان باشد و تنها چیزی که به یادگار برمیداریم عکسهایمان.
این یعنی نه تنها با ماشین آفرود تن زمین را زخم نکنیم، که وقتی پیاده هستیم هم روی یک خط و از مسیرهای از قبل پاکوبشده حرکت کنیم. زباله نریزیم و تا جایی که میتوانیم آتش روشن نکنیم. این یعنی گلها و سنگها و دیگر چیزهای زیبای طبیعت را به یادگار برنداریم و بگذاریم همانجا بمانند تا بعد از ما هم دوستان دیگر بتوانند از زیباییشان لذت ببرند.
طبیعت، ملک شخصی ما نیست. هر چند بعضی رفتارها را حتی در ملک شخصی خودمان هم انجام نمیدهیم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....