حرف‌های تئاتری خمسه پس از حاشیه‌ها

علیرضا خمسه این روزها به‌شدت در کانون توجه است؛ توجه‌هایی که هم بار منفی دارند هم مثبت. جدای از این‌که کنار گذاشته ‌شدن او از مجموعه تلویزیونی «پایتخت» علاوه بر واکنش‌هایی که گفتیم، همدلی‌هایی را نیز با او برانگیخته است. انتشار بخشی از یک استندآپ‌کمدی در خارج از کشور، او را با موج انتقادها مواجه کرد اما انتشار خبر کنارگذاشته‌شدنش از سری ششم پایتخت، سریالی که او هشت سال با آن و با نقش باباپنجعلی زیسته بود، فضا را کمی برایش تلطیف کرد.
کد خبر: ۱۲۲۰۵۰۴

خمسه در سابقه کاری خود نقش‌آفرینی در بیش از ۳۰ فیلم سینمایی و ۶۰ تله‌فیلم، سریال و برنامه تلویزیونی و چندین تئاتر را دارد، حالا درحال اجرای یک تور جهانی تئاتری به نام «بگومگو» است و برای روی صحنه بردن آن به کشورهای متعددی سفر می‌کند. البته او چند هفته قبل برای بررسی پیشنهاد بازی در یک فیلم سینمایی مجبور شد با وقفه‌ای در برپایی تور تئاتری‌اش، به تهران برگردد و اگرچه آن پروژه سینمایی به سرانجام نرسید، اما خبرگزاری ایسنا فرصت را غنیمت شمرده تا طی روزهای حضور این هنرمند در ایران، گفت‌وگویی با او ترتیب دهد؛ گفت‌وگویی که در آن، پای تئاتر بیش از دیگر حوزه‌های فعالیت خمسه به میان آمده است و از همین رو ما در جام‌جم این بخش‌ها را برایتان گزینش کرده‌ایم.
وقتی از فرانسه برگشتم مهدی هاشمی مرا به بهرام بیضایی معرفی کرد. فکر می‌کردم او در مقایسه با ایده‌آل‌های من، آدم بزرگی نیست، به همین علت گفتم دوست ندارم با یک آدم معمولی کارم را شروع کنم. بعد از آن بارها گفتم فکر می‌کردم «مرگ یزدگرد» ضعیف‌ترین کار رزومه من خواهد بود، اما الان بعد از ۴۰ سال درخشان‌ترین کار من است. جالب این است که آن را با اکراه قبول کرده بودم و اگر اصرار مهدی هاشمی نبود، احتمالا در آن بازی نمی‌کردم».
اولین تئاتری را که دیدم دقیق به یاد نمی‌آورم، اما شاید بتوانم بگویم اولین تئاتری که بازی کردم ۱۳ ساله بودم. در حقیقت به جای این‌که اولین تئاتر را ببینم، خودم در آن بازی کردم. ماجرا این‌گونه بود که من یک پسرخاله داشتم و او پیشنهاد کرد بیایید تا تئاتری اجرا کنیم. ما با هم نمایشنامه‌ای به نام «عیددیدنی» نوشتیم و سپس اجرا کردیم، اما در نهایت کتکش را هم خوردیم، زیرا در حیاط منزل خودمان آن را اجرا کردیم، مادرم خانه نبود و برای این‌که پرده جلوی سن داشته باشیم، پرده خانه‌مان را کنده بودیم و جلوی ایوان نصب کرده بودیم. وقتی مادرم اینها را دید با جارو دنبال‌مان کرد
من همیشه دوست داشتم آثار شکسپیر مثلا شاه‌ لیر را کار کنم و نقش دلقک او را بازی کنم. یک شخصیت خاص است. من ایده‌آلیست هستم و احساس نمی‌کنم پیر شده‌ام و نقش‌هایی هست که منتظرم آنها را بازی کنم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها