خلاصه داستان:
احمد پسر محروم مانده از مهر مادری، همراه با پدرش حمید در شهری کوچک و ساحلی در شمال کشور زندگی میکند. او تحت تاثیر تنهایی پدرش و ترک شدنشان توسط مادر تصمیم دارد مسیر زندگی خود را تغییر دهد.
قبولی او در تربیت معلم شهری دیگر باعث میشود با خانواده حاج طاهر، صاحب کار قبلی پدرش که نقش مهمی را در زندگی پدرش ایفا کرده بود، آشنا بشود اما هنوز ذهنشان درگیر بسیاری از سؤالاتی است که جوابی برای آن ندارد. عشق به زیبا دختر اصغر آقا؛ دختر آشنای قدیمی پدرش، احمد را درگیر مسائل عاطفی میکند درحالی که به دلیل خاطرات تلخ از بیوفایی مادرش به همه چیز بدبین است...