میرزا مقنی گورکن داستان پیرمرد چاهکن و تنهایی است که در روستایی به نام جیران زندگی میکند، در این روستا دو هفته (در اواخر بهار) از سال، مسیر قبرستان به دلیل آبیاری مزارع به زیر آب میرود. میرزا؛ از یک قدرت ماورایی برخوردار است!
او توسط دختر بچهای قرمز پوش که به خوابهایش میآید، زمان مرگ برخی از اهالی روستا را متوجه میشود و جان آنها را نجات میدهد.
داستان از آنجایی شروع میشود که در یکی از همین روزهای آبیاری که مسیر قبرستان بسته است، میرزا به رغم اطلاعی که از زمان مرگ یکی از اهالی (احد سیزده) دارد، نمیتواند جانش را نجات بدهد، جیران به مشکل میخورد، که یا باید آبیاری را قطع کند یا جنازه را تا سه روز در هوای گرم جیران نگه دارند...