آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
خلاصه داستان: اینجا از خواب و خیال و رویا هیچ خبری نیست.
اگر قصد همراهی با راوی بینام و نشان این کتاب را دارید بهتر است قید همه راحتیها و افکار مخملیتان را بزنید و از همین حالا خودتان را سرگشته و اسیر، میان برهوتی از ماجراهای سخت و سهمگین بدانید.
به خودتان بستگی دارد چقدر با او همراه باشید. به هر حال او از آن دسته آدمهایی است که خسته نمیشوند.
گاهی جسور و بیباک میشود گاهی خجالتی و کم حرف و گاه مهربان و دست و دلباز .
آنقدر دست و دلباز که ممکن است همه پس اندازش را خرج رفاقتش
کند.
همه چیز را خوب میبیند و خوب میشنود و خوب تحلیل میکند و از دل ماجراهایی به ظاهر معمولی، با شیرین زبانی و طنز، مجبورتان میکند
بخندید...
خرده رازهایی کوچک مثل گرهی بزرگ و چسبنده به افکارش و تمایلاتش، چنگ انداخته و تا آخر داستان بارها به همین بهانه، به اعتقادات و انتظارات از این دنیا و آدمهایش آنچنان حمله
میکند که چارهای جز فرار باقی نمیگذارد و گاه همه چیز را زیر سؤالها و درخواستهایش خرد و خمیر میکند و دوباره با همان شیرینزبانی و اسباب طنز، پرده از ماجرایی دیگر برمیدارد، اما همه چیز با طنز به پایان نمیرسد گو این که در پشت این ظاهر شیرین، حقیقتی تراژیک و تلخ انتظارش را
میکشد...
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....