حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
کیوان پسر 16 سالهای است که در دنیایی خاکستری و بدون محبت، عشق را در پس ذهن بیمار گونهاش جستوجو میکند و در چشم به هم زدنی تمام زندگی پر تنش او گرفتار توقف مطلق میشود. توقفی از جنس دوستداشتن و دوست داشته شدن! توقفی بزرگ که زندگیاش را با رنگ گرم عشق، رنگآمیزی میکند و پس از این توقف عظیم، کیوان، در این دنیای تازه کشف شده سرگردان میشود!
«برخورد محبتآمیز است که اوضاع را روبهراه میکند. بدون سوپ مرغ مامان، بدون مادر ترزا، بدون اظهار لطف همسایهمان در کلیسا یا نوازشی در بیمارستان، شاید مثل حیوان میشدیم!»
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....