در دنیای کنونی پست مدرن ، اصطلاحات و مفاهیم سیاسی متنوعی خلق و ایجاد شده که ریشه در خواست های مردمی داشته اند.
کد خبر: ۱۲۱۳۶۷
این مفاهیم گاهی کارگشا بوده اند و گاهی گروههای متنفذ با سوئاستفاده از این مفاهیم ، خواست های مردم را به بیراهه برده اند. به نظر می رسد مصداق تیغ دو دم بودن برای چنین اصطلاحاتی حق مطلب را ادا کند. با وجود تغییر و تحولات در قرن 21 همچنان بعضی از واژگان ، جایگاه کلیدی خود را که در یک قرن اخیر ایجاد شده اند ، حفظ کرده اند ؛ از جمله این واژگان لابی و لابیگری است. فرآیندی که در آن اشخاص و گروههای مختلف جامعه می کوشند مستقیم یا غیرمستقیم علایق و منافع خاص خود را به گوش کارگزاران حکومتی بویژه قانونگذاران برسانند. لابی و لابیگری چیست؛ این اصطلاح هر موقع به گوش مردم می رسد ، خودبه خود به یاد لابی صهیونیست در امریکا می افتند. آیا نفوذ لابیها بر فرآیند تصمیم گیری مقامات دولتی و قانونگذاری تاثیرگذار است. اصولا لابی مثبت است یا منفی؛ وجود آن لازم است یا دردسرساز؛ چند نوع لابی داریم؛ لابیگری فرآیندی است که بر تصمیم گیری در حوزه قانونگذاری قانونگذاران تاثیر می گذارد. اصطلاح لابیگر به اواسط قرن هفدهم بازمی گردد ، زمانی که شهروندان انگلیسی در سالن بزرگی نزدیک مجلس عوام جمع می شدند و نظرات خود را به گوش اعضای پارلمان می رساندند. اوایل قرن نوزدهم ، اصطلاح مامور لابی در ایالات متحده شایع شد و برای کسانی به کار رفت که سعی می کردند علایق پارلمان را به سمت نظرات خود جلب کنند. از همان قرن نوزدهم ، لابیگران در نظر عموم مردم ، اشخاص سوال برانگیزی بودند. این سوء شهرت به علت اعمال نفوذ ناروای اشخاص حقیقی و حقوقی ذی نفع بر مقامات حکومتی و بویژه نمایندگان پارلمان بی علت نبود. اصطلاح لابی ریشه در سنت پارلمانی بریتانیا دارد. لابی ، اتاقی است جلوی سالن بحث و شور مجلس عوام که در آنجا اعضای پارلمان ، کسانی را که به دنبال بیان نظرات خود یا متقاعد کردن نمایندگان به موافقت یا مخالفت با اهداف و نظرات خاصی هستند، ملاقات می کنند. لابیگری شیوه ای برای اعمال نفوذ در روند تصمیم گیری سیاسی به نفع گروههای خاص و ذی نفع است. به عبارت دیگر لابیگری ، عمل حمایت گری شخصی یا خصوصی با هدف اعمال نفوذ بر نهادهای حکومتی است و لابیگر ، شخصی است که در ازای دریافت پول درصدد جلب حمایت قانونگذار یا به عبارت کلی تر سیاستگذاران یا افکار عمومی برمی آید. شرکتهای بزرگ ، اتحادیه های کارگری ، گروههای سیاسی ذی نفع عمده ، گروهها و موسسه های غیرانتفاعی همگی برای پیشبرد اهداف و منافع خود لابیگران حرفه ای را به عنوان واسطه به کار می گیرند. براین اساس می توان لابیگری را تلاش عامدانه برای اعمال نفوذ بر تصمیم های سیاسی از طریق اشکال مختلف حمایت ، نزد سیاستگذاران از طرف افراد ، سازمان ها یا گروههای دیگر تعریف کرد. لابیگران ابزارها و شیوه های مختلفی را برای پیشی گرفتن از رقیب یا رقبا برای ایجاد مجاری ارتباطی و حصول به اهداف و منافع کارفرمایان خود به کار می گیرند. تاکتیک هایی از قبیل تماس یا دسترسی فوری به قانونگذاران یا اعضای قوه مجریه یا نزدیکانشان ، تبادل اطلاعات با آنها و اعمال نفوذ یا در مواردی اعمال فشار که بر اثر آن ممکن است تصمیم هایی اتخاذ شود که در نهایت فقط به نفع اشخاص و گروههای اصلی ذی نفع ، کل جامعه یا گروهها و جوامع محلی ، ملی یا بین المللی باشند. لابیگران با تکیه بر شهرت شخصی ، روابط دوستانه یا حتی تطمیع مالی ، خواسته های خود را پیش می برند و البته طبیعی است که صاحبان سرمایه ، امکانات بیشتری برای لابیگری دارند ؛ هرچند وجود جامعه مدنی مستحکم و ریشه دار و فعالیت تشکلها و نهادهای مدنی مختلف ، فضا را برای موسسه های غیرانتفاعی از قبیل سازمان های حامی محیطزیست یا موسسه های خیریه و مذهبی یکسره مسدود نمی کند ؛ اما به هر روی همواره این خطر وجود دارد که نهادهای قدرتمند مالی و شرکتهای چندملیتی با استفاده از امکانات مالی خود، دموکراسی را به سمت اهداف خود منحرف کنند.
انواع لابیگری لابیگری خارجی که در آن سعی می شود با استفاده از رسانه های جمعی از جمله چاپ مقالات ، تبلیغات ، ارسال پست الکترونیکی و غیره و به طور کلی از طریق تغییر افکار عمومی ، قوه قانونگذاری یا نهادهای دیگر را به شکل غیرمستقیم تحت تاثیر قرار دهد ؛ اما لابیگری به معنای خاص همان است که در اتاقها و سالنهای سربسته و به شکل مستقیم در تماس با سیاستگذاران و بویژه قانونگذاران صورت می گیرد و هدف ، همان گونه که گفته شد جلب نظر مساعد تک تک سیاستگذاران یا احزاب و فراکسیون های پارلمانی نسبت به طرح ، لایحه و به طور کلی تصمیماتی است که در نهایت ممکن است فقط به نفع حامیان یا کل جامعه یا نهادها و جوامع محلی باشد. بدیهی است آنچه در این نوع لابیگری اهمیت حیاتی دارد، اعتماد دوجانبه میان لابیگر و سیاستگذار یا شهرت شخصی لابیگر یا گاهی هر دو طرف است.
یورگن هابرماس ، نظریه پرداز اجتماعی آلمانی (متولد 1929) ، در کتاب تحول ساختاری گسترده همگانی به مقوله مدیریت و دستکاری اطلاعات پرداخته است. او معتقد است که اصولا در سده های هیجدهم و نوزدهم در انگلستان توسعه سرمایه داری به ظهور گستره همگانی انجامیده است ؛ اما متعاقبا در نیمه دوم و اواخر سده بیستم رو به نابودی گذاشته است.