حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در حالی که سریالهای آن طرفی نه کارگردانی و نه بازیگری و نه حتی داستانهای خوب دارد.
به نظر من واجب است که مدیران فرهنگی نظام یک تصمیم جدی برای پاسخ به این پرسش بگیرند. یک پژوهش کامل و درست انجام دهند تا بدانند مردم در دنیای غلبه اینترنت و مجاز دنبال چه میگردند تا بتوانند منطبق با آن، تصمیمات لازم را جهت جذب مخاطب انجام دهند.
تلویزیون ما دهها شبکه و صدها برنامه دارد، ولی باید بررسی کنیم که این برنامهها چقدر مشتری ثابت دارد؟ باید یک کارشناسی اساسی صورت گیرد تا روشن گردد حجم مخاطبان ثابت برنامههای تولیدی چقدر است؟ و چرا بعضا مخاطبان شبکههای ورزش یا نمایش یا آیفیلم یا نسیم را در اولویت تماشا قرار میدهند؟
به نظرم یکی از علل موفقیت این شبکهها آن است که آنها در فضایی آرام و بیریا سعی میکنند مخاطب را سرگرم کنند.
حالا چرا رفتار، کردار، منش و روش تولید براساس همین الگوی امتحان پس داده اصلاح نمیشود؟ ابزارش که هست و نیروی انسانی هم که به وفور داریم پس چرا این قدر کند عمل میکنیم؟
حرفهایها را به کار دعوت کنیم و از آنها بخواهیم محصولاتی جذاب و بومی و با احترام به تمام قومیتها تولید کنند.
شاید بگویید نیروهای حرفهای و بهویژه بازیگران حرفهای برای بازی در تلویزیون پول بیشتر طلب میکنند، ولی غالب این حرفها شایعهای بیش نیست!
تلویزیون باید مختصاتش را فراگیر کند و به کل ایران تسری دهد. نباید محلی فکر و عمل کرد. معنی ندارد تهیهکنندگان تلویزیون هوای یکسری از آدمهای خاص را داشته باشند و به طور مستمر با آنها کار کنند بلکه باید هم در انتخاب سوژهها و هم در انتخاب عوامل فراگیر و ملی عمل کرد.
باید داستانهایمان را براساس دغدغههای تمام مردم ایران بنویسیم و در انتخاب عوامل نیز از تمام حرفهایها استفاده کنیم تا از یکنواختی و نبود جذابیت در کار کاسته شود.
محمود نظرعلیان
بازیگر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....