حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
قتل کیانا برای انتقام از مادرزن
همه چیز از اختلاف من و مادرزنم شروع شد. وسیلهای از خانهاش سرقت شده بود و او تصور میکرد سارق من هستم. این تهمت خیلی آزارم میداد و دنبال انتقام بودم. هنوز تصمیم نگرفته بودم که چطور انتقام بگیرم تا اینکه به ذهنم رسید با کشتن کیانا انتقام بگیرم. روز حادثه برادرزنم همراه همسر و فرزندش از تهران به نیشابور آمده و برای عیادت از پدربزرگ کیانا به بیمارستانی در مشهد رفتند. کیانا در خانه مادربزرگش ماند. همسر و دو فرزند من هم شب را در همان خانه سپری کردند. نیمههای شب چند بار در زدم و کسی در را باز نکرد. از درختی که کنار دیوار خانه بود، بالا رفته و خودم را به داخل خانه رساندم. کیانا خواب بود و روی او چادری کشیده بودند. تصمیم داشتم او را به قتل برسانم تا از این طریق از مادرزنم انتقام بگیرم. میدانستم که او عاشق کیاناست. مرگ کیانا ضربه محکمیبه مادرزنم بود.
دخترک را با چادری که روی او کشیده شده بود، دزدیدم و با موتور به خانه خودم بردم. وقتی به مقابل خانه رسیدیم، او از خواب بیدار شد و پرسید کجا میرویم که به دروغ گفتم او را پیش پدرش میبرم. دخترک را به طبقه سوم خانهام برده و نقشه شیطانی ام را اجرا کردم. بعد هم با همان چادر خفهاش کردم. بعد از قتل باید بهدنبال راهی برای مخفی کردن جسدمیگشتم. جسد را به باغ پدرش بردم و زیر گچهای پیشساخته مخفی کردم.
از صبح روز بعد که متوجه ناپدید شدن کیانا شدند جستوجو برای یافتنش را آغاز کردند و بعد از
دو روز دچار عذاب وجدان شده و موضوع را به برادرم گفتم که او ماجرا را به پلیس اطلاع داد.
بعد از دستگیری به قتل اعتراف کردم. وقتی مقابل قضات دادگاه قرار گرفتم به آنها گفتم؛ هیچ دفاعی در برابر کاری که کردم، ندارم. مرا زودتر قصاص کنید. بعد از اعدام هم جسدم را دفن نکنید. من لیاقت دفن شدن ندارم. جسدم را در بیابان رها کنید تا خوراک حیوانات وحشی شود. من از کار زشت خود پشیمانم و نمیتوانم دفاعی در برابر آن داشته باشم. پس از محاکمه به اعدام محکوم شدم و حکم، 9 مهر 95 اجرا شد.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....