نویسنده کتاب به فارس گفته است: همانطور که میدانیم در بازی فینال، تیم ملی ایران در برابر تیم رژیم اشغالگر قدس قرار گرفت و این رویارویی مجال بروز احساسات ضدصهیونیستی را نیز فراهم آورد. برای اولین بار شادی گسترده از برد ورزشی با احساسات ملی گره خورد و شهر را تکان داد. در این واقعه بزرگ، من ظرفیت فراوانی برای خلق یک رمان دیدم. اگرچه بستر اصلی داستان رویدادهای مرتبط با این رقابتهاست، لکن شخصیت قهرمان در موقعیتی شبیه موقعیت جوان امروز ما قرار دارد و میبینیم مسائل اصلی او از مسائل جوان امروز دور نیست. در این اثر نیز مانند کتاب قبلیام دغدغه اصلی برایم آدمهای معمولی قشر فرودست هستند.
این رمان در 168 صفحه، روایت سرگشتگیهای جوانی به نام رئوف است که ورزشگاه امجدیه تهران مامن تنهاییهای اوست. رمان «رمق» در بستر بازیهای فوتبال جام ملتهای آسیا در سال ۱۳۴۷ روایت میشود و با بازی فوتبال ایران و اسرائیل به پایان میرسد. همان بازی تاریخی که در ورزشگاه امجدیه (شیرودی کنونی) برگزار شد و با پیروزی تیم ملی کشورمان خاتمه یافت. نویسنده از دل ماجراهای این داستان فوتبالی، به وضعیت فرهنگی آن سالها از جمله پدیده هیپیگری نیز پرداخته است. همچنین این رمان در یازدهمین جشنواره داستان انقلاب مورد تقدیر واقع شد.